بيشك اعتياد را بايد يكي از معضلات اساسي ايران در نظر داشت كه به روشهاي مختلف شهروندان اين مرز و بوم را به چالش و تباهي ميكشد. بر اساس گزارشها 97 درصد جامعه ايراني پاك هستند و فقط 3 درصد گرفتار اعتيادند؛ 3 درصدي كه آنقدر مشكلات در پي دارند كه نتوان از آنها چشمپوشي كرد زيرا اعتياد از نظر بار بيماريها جزو پنج بيماري اول كشور و در رديف پنج عامل اول مرگ و مير قرار دارد.
يكي از نگرانيها در بحث اعتياد، گرايش نوجوانان و جوانان به مواد مخدر و به خصوص مواد صنعتي است. حال باتوجه به اينكه اكثر دانشآموزان و دانشجويان در سن نوجواني و جواني قرار دارند، به همين دليل وزارت آموزش و پرورش با چالش بزرگي به نام اعتياد محصلين دست به گريبان است. با اين اوصاف ستاد مبارزه با موادمخدر با بيان اينكه در سند ملي پيشگيري از اعتياد، آموزش و پرورش از شركاي كليدي ماست، در مورد اين سند اعلام كرده «سند بر چند فضاي اصلي تكيه دارد؛ فضاي نخست منزل است. دوم، فضاهاي آموزشي هستند كه بخش اصلي آن در اختيار آموزش و پرورش است و فضاي بعدي، دانشگاهها هستند كه متولي آن وزارت علوم و وزارت بهداشت هستند و فضاي كاري، اداري و صنعتي نيز از جمله فضاهايي هستند كه با آنها سر و كار داريم.»
اما نكته قابلتأمل در مورد فضاهاي فوق كه به نوعي امكان دارد بيش از نقاط ديگر مستعد نفوذ مواد مخدر باشند، اين است كه اخيراً فضاي مجازي هم به آنها اضافه شده است؛ تأمل به اين خاطر كه وقتي به فضاهاي چهارگانه مينگريم، دانشآموزان و والدين آنها به نوعي با هر كدام از اين فضاها در ارتباطند و ميشود در راستاي ايجاد يك پوشش مناسب در اين فضاها، هدفگذاري كرد اما فضاهاي مجازي، دنيايي كاملاً ناشناخته هستند كه هر كس خود را در گوشهاي از آن پنهان كرده است.
برپايه گزارشها، ستاد مبارزه با مواد مخدر بر اساس سند پيشگيري از اعتياد كه تا پايان سال جاري ادامه خواهد داشت، مكلف بوده 40 درصد جامعه هدف را تحتپوشش برنامههاي پيشگيري ببرد كه متأسفانه در حال حاضر با اين هدف فاصله بسياري دارد.
در شرايطي كه يكي از اصليترين گلوگاههاي توانمندسازي افراد و مصونسازي آنها از اعتياد فضاهاي آموزشي است، ستاد مبارزه با موادمخدر 50 درصد از اعتبارات پيشگيري خود را در اختيار آموزش و پرورش قرار داده است و علت اين كار هم جمعيت كلان 13 ميليوني جامعه هدف است. حال وقتي جامعه هدفي را كه در معرض گرايش به موادمخدر قرار دارند، مدنظر قرار ميدهيم، كاملاً مشخص است كه اگر آموزش و پرورش نيز بتواند با كمك ديگر سازمانها و نهادها برنامه مشخص و مدوني را براي دانشآموزانش تدوين و اجرايي كند، جلوي بسياري از آسيبها گرفته ميشود، چراكه اكثر دانشجويان نيز تجربه مصرف موادمخدر را از دوران دانشآموزي عنوان كردهاند.
هرچند آموزش و پرورش توانسته است از بخش غيردولتي در زمينههاي مختلف كمك بگيرد و در همين راستا همكاري خيرين مدرسهساز، انجمن اوليا و مربيان، اتحاديههاي دانشآموزي و همكاري با سازمانهاي غيردولتي درباره آسيبهاي اجتماعي از جمله تجارب موفق آموزش و پرورش در اين خصوص است، ولي خروجيها نشان ميدهند كه براي رسيدن به هدف نهايي هنوز راه بسيار است.
به عقيده كارشناسان، اعتياد بدترين نوع بيماري است كه همه ابعاد اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي يك خانواده را تحتتأثير قرار ميدهد. اگر در خانوادهاي اعتياد وارد شود مابقي اعضا را نيز در معرض خطر قرار ميدهد. حتي اگر ساير اعضاي خانواده گرفتار اعتياد نشوند باز هم به علت مشكلاتي كه اعتياد دارد، سنگيني نگاه اجتماعي، استرسهاي تحميلي و سختي تأمين معيشت باعث ميشود كه آنان شهروندان درجه 2 به شمار بيايند.