توليد علم، فقط انتقال علم نيست؛ نوآوري علمي در درجه اولِ اهميت است. اين را من از اين جهت ميگويم كه بايد يك فرهنگ بشود. اين نوانديشي، فقط مخصوص اساتيد نيست؛ مخاطب آن، دانشجويان و كل محيط علمي هم است. البته براي نوآوري علمي - كه در فرهنگ معارف اسلامي از آن به اجتهاد تعبير ميشود- دو چيز لازم است: يكي قدرت علمي و ديگري جرئت علمي. البته قدرت علمي چيز مهمي است. هوش وافر، ذخيره علمي لازم و مجاهدت فراوان براي فراگيري، از عواملي است كه براي به دست آمدن قدرت علمي، لازم است؛ اما اين كافي نيست.اي بسا كساني كه از قدرت علمي هم برخوردارند، اما ذخيره انباشته علمي آنها هيچ جا كاربُرد ندارد؛ كاروان علم را جلو نميبرد و يك ملت را از لحاظ علمي به اعتلاء نميرساند. بنابراين جرئت علمي لازم است... اگر بخواهيد از لحاظ علمي پيش برويد، بايد جرئت نوآوري داشته باشيد. استاد و دانشجو بايد از قيد و زنجيره جزميگري تعريفهاي علمي القاء شده و دائمي دانستن آنها خلاص شوند. البته اشتباه نشود؛ من كسي را به آنارشيزم علمي و به مهملگويي علمي توصيه نميكنم. در هر زمينهاي، كساني كه از دانشي برخوردار نيستند، اگر بخواهند به خيال خودشان نوآوري كنند، به مهملگويي ميافتند. ما در زمينه برخي از علوم انساني و معارف ديني اين را ميبينيم. آدمهاي ناوارد بدون اينكه از ذخيره و سواد كافي برخوردار باشند، وارد ميدان ميشوند و حرف ميزنند و به خيال خودشان نوآوري ميكنند؛ كه در واقع نوآوري نيست، مهملگويي است. بنابراين در زمينه مسائل علمي، من اين را توصيه نميكنم. بايد فراگرفت؛ اما نبايد صرفاً مصرفكننده فرآوردههاي علمي ديگران بود. بايد علم را به معناي حقيقي كلمه توليد كرد. البته اين كار، روشمندي و ضابطه لازم دارد.