
به گزارش خبرنگار ما، مرد محكوم به قتلي كه يك روز قبل از اجراي حكم قصاص موفق به گرفتن رضايت از اولياي دم شد، روزبه نام دارد. اين مرد 37 ساله هفتم مهرماه سال 86 همسر 24 سالهاش را به نام هاله در خانهاش به قتل رساند. صبح روز سهشنبه 10 شهريور ماه زن سالمندي به دادسراي جنايي آمد و خودش را مادر هاله معرفي كرد. وي به داديار شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي رضايتنامه كتبي ارائه كرد و گفت داماد خطاركارش را بخشيده است. زن ميانسال در ادامه گفت: هشت سال قبل به من خبر دادند دخترم در خانهاش به قتل رسيده است. همان زمان به مأموران گفتم كه دامادم معتاد است و به همين خاطر با هاله اختلاف دارد و مطمئن هستم او قاتل دخترم است. وقتي او را دستگير كردند و به قتل اعتراف كرد، تصميم داشتم او را قصاص كنم. دامادم قرار بود صبح روز چهارشنبه با چوبهدار قصاص شود اما وقتي فهميدم پشيمان شده است يك روز قبل از اجراي حكم به دادسرا آمدم و رضايتنامه كتبي خودم را ارائه و به او فرصت دوباره زندگي دادم تا گذشتهاش را جبران كند.
آغاز ماجرا
پرونده اين حادثه شامگاه 7 مهرماه سال 1386 گشوده شد. آن شب به مأموران كلانتري 136 فرجام خبر رسيد زن جواني در خانهاش به طرز مرموزي فوت كرده است. وقتي مأموران به محل حادثه كه آپارتمان كوچكي حوالي خيابان تكاوران شمالي بود، رسيدند با جسد هاله 24 ساله در پذيرايي روبهرو شدند. نخستين معاينات پزشكي قانوني در محل حادثه نشان داد زن جوان بر اثر خفگي جان باخته است. مأموران پليس در محل حادثه كابل پارهاي را پيدا كردند كه مشخص شد قاتل با اين كابل هاله را به قتل رسانده و از محل گريخته است. همچنين بررسيهاي محل حادثه نشان داد طلا و جواهرات مقتول هم سرقت شده است. تحقيقات ميداني پليس حاكي از آن بود كه شوهر مقتول به نام روزبه معتاد به مواد مخدر است و مقتول از مدتي قبل به همين دليل با شوهرش اختلاف داشته است. همچنين همسايهها در تحقيقات اعلام كردند ساعتي قبل از حادثه صداي درگيري مقتول و شوهرش را شنيدهاند. بنابراين روزبه به عنوان مظنون اصلي اين حادثه تحت تعقيب قرار گرفت. سرانجام كارآگاهان جنايي روزبه را دستگير كردند.
وي در نخستين بازجوييها با اظهار پشيماني به قتل همسرش اعتراف كرد و گفت كه اعتياد به مواد مخدر زندگياش را نابود كرده است. روزبه گفت: من با هاله زندگي خوب و شيريني داشتم. مدتي گذشت تا اينكه معتاد به مواد مخدر شدم. پس از اين زندگيام رو به تباهي رفت تا جايي كه با هاله اختلاف پيدا كردم. او سعي كرد مرا ترك دهد اما موفق نشد. اعتياد من هر روز بيشتر و بدتر ميشد و به همين دليل اختلافات من و هاله هم روز به روز بيشتر ميشد. وي در ادعايي درباره انگيزه قتل همسرش گفت: شب حادثه من و هاله در حال تماشاي تلويزيون بوديم كه هاله با كنترل شبكه را عوض كرد و همين موضوع باعث مشاجره لفظي ما شد. به او گفتم كه دوست دارم برنامه شبكه قبلي را مشاهده كنم اما او توجهي نكرد تا اينكه عصباني شدم و كابل برقي را كه كنارم بود، برداشتم و از پشت به گردن هاله انداختم و او را خفه كردم. پس از اين طلاها و جواهراتش را سرقت كردم و با پول آن مواد مخدر خريدم و با دوستان معتادم مصرف كرديم تا اينكه دستگير شدم.
متهم پس از تحقيقات تكميلي در دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شد. اولياي دم براي روزبه درخواست قصاص دادند و هيئت قضايي هم او را مجرم شناخت و به قصاص محكوم كرد. پس از اين حكم قصاص در ديوان عالي كشور تأييد شد و براي سير مراحل اجراي حكم به دادسراي جنايي پايتخت فرستاده شد. همزمان با سير مراحل قانوني حكم داديار شعبه اجراي احكام، دادسراي جنايي جلساتي را براي جلب رضايت با حضور اولياي دم و محكوم به اعدام برگزار كرد. در حالي كه وي قرار بود سحرگاه روز چهارشنبه با چوبه دار در زندان رجايي شهر قصاص شود، تلاشهاي تيم صلح و سازش دادسرا جنايي نتيجه داد و مادر مقتول به عنوان اولياي دم هاله به دادسرا آمد و محكوم به قتل را بخشيد. بدين ترتيب با اين اقدام خداپسندانه اولياي دم، روزبه به زندگي دوباره بازگشت.
3 محكوم به قصاص ديگر مهلت گرفتند
محكوم به قصاص ديگري كه قرار بود صبح چهارشنبه قصاص شود، فرهاد نام دارد. وي كه 46 سال سن دارد روز 7 آبان ماه سال 87 مرد 80 سالهاي را به نام ايوب در خانهاش حوالي خيابان كارگر جنوبي به قتل رساند و اموال قيمتياش را سرقت كرد. نخستين تحقيقات نشان داد مقتول در خانهاش تنها زندگي ميكرده و مدتي است مرد غريبهاي به خانهاش رفت و آمد داشته است. بررسيهاي بيشتر نشان داد، مرد غريبه فرهاد نام دارد كه مدتي قبل با ايوب در زندان آشنا شده بود. بنابراين مأموران پليس فرهاد را تحت تعقيب قرار دادند تا اينكه او را بازداشت كردند. متهم در بازجوييها به قتل ايوب اعتراف كرد. وي گفت: وقتي از زندان آزاد شدم به خانه مقتول رفتم. از آنجايي كه او تنها بود وسوسه شدم، اموالش را سرقت كنم. به همين خاطر به او دوغ مسموم دادم. وقتي ايوب خوابش برد، او را به قتل رساندم و اموالش را سرقت كردم. متهم در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران با درخواست اولياي دم به قصاص محكوم شد كه يك روز قبل از اجراي حكم اولياي دم با گذاشتن شرايطي به او مهلت دادند.
قتل شوهر در وسوسه شيطاني
نخستين برگ اين پرونده روز 25 مردادماه سال 83 همزمان با قتل مرد 74 سالهاي به نام بهروز از سوي مأموران پليس آگاهي ورق خورد. آن روز مأموران پليس از آتشسوزي خانهاي در 15 متري افسريه باخبر و راهي محل شدند. پس از خاموش شدن آتش، جسد بهروز صاحب خانه كشف شد. همسر بهروز كه زن 29 سالهاي به نام شراره بود، مدعي شد لحظه حادثه در خانه نبوده است و از آتشسوزي بيخبر است اما بررسيها نشان داد اين آتشسوزي عمدي بوده و بهروز هم به طرز مرموزي به قتل رسيده است. وقتي تيم پزشكي اعلام كرد بهروز قبل از آتشسوزي با ضربات چاقو مجروح و سپس خفه شده است، پرونده به دستور بازپرس جنايي وارد مرحله تازهاي شد. مأموران در تحقيقات ميداني دريافتند مقتول با همسرش اختلاف داشته است و بدين ترتيب سه روز بعد از حادثه شراره بازداشت و مورد بازجويي قرار گرفت. وي در بازجوييها به قتل شوهرش اعتراف كرد. شراره گفت: من برخلاف ميلم با بهروز ازدواج كردم. او مرد پيري بود و من جوان تا اينكه با مرد جواني به نام صفدر آشنا شدم . پس از اين وسوسه شيطاني همه وجودم را گرفت تا جايي كه تصميم به قتل بهروز گرفتم. روز حادثه وقتي او خوابيد، تصميم خودم را اجرا كردم. بعد از آن بود كه براي فريب مأموران پليس خانه را آتش زدم اما دستم رو شد و گرفتار شدم. متهم در شعبه 71 دادگاه كيفري به قصاص محكوم شد.
نزاع خونين دو پسر جوان در پارك
محكوم به اعدام ديگري كه يك روز قبل از اجراي حكم از سوي اولياي دم مهلت گرفت، شعبان نام دارد. وي روز 5 اسفندماه سال 86 در درگيري خونيني پسر 30 سالهاي را به نام حميد با ضربه چاقو به قتل رساند. آن روز وقتي مأموران كلانتري 12 نسيم شهر در محل حادثه كه پارك شهيد آويني بود، حاضر شدند دريافتند مقتول با ضربه چاقوي شعبان به قتل رسيده است. پس از اين مأموران پليس شعبان را دستگير كردند. وي در بازجويي به قتل اعتراف كرد. او گفت: من و مقتول با هم چند بار درگير شده بوديم تا اينكه روز حادثه او پيشنهاد دعوا داد و اين درگيري خونين رقم خورد. شعبان در 113 دادگاه كيفري محاكمه و به قصاص محكوم شد.