جهانيشدن دانشگاهها براي توسعه علمي كشور ضروري است و تربيت نيروي انساني موجه در تمام سطوح، ايجاد ساختار اداري چابك با استانداردهاي جهاني، آموزش براي درك جهاني از رفتار دانشگاهي، اعمال روشهاي امتحان شده بهمنظور جذب نيروهاي جهاني و همكاري حداكثري بينالمللي در چارچوب اهداف دانشگاه از موارد راهبرد اجرايي براي جهانيشدن دانشگاههاست.
جمهوري اسلامي ايران بهعنوان قطب علمي در منطقه غرب و جنوب غرب آسيا نقشي تأثيرگذار در پيشرفت علم در دنيا دارد، به همين خاطر شايسته است كه كشوري با اين پتانسيل هم در عرصه نيروي انساني (دانشجو) و هم در عرصه امكانات (دانشگاه) با كشورهاي صاحب علم و فناوري تبادل اطلاعات بيشتري داشته باشد. آمار ارائه شده در سال 92 نشان ميدهد كه هماكنون يكميليون دانشجوي كارداني معادل ۲۳ درصد، ۲ ميليون و ۸۰۰ هزار دانشجوي كارشناسي معادل ۶۶ درصد، ۴۱۰ هزار دانشجوي كارشناسي ارشد معادل ۱۰ درصد و ۴۰ هزار دانشجوي دكتري تخصصي معادل ۹ دهم درصد، در كشور مشغول به تحصيل هستند. پرواضح است كه كشوري با اين حجم دانشجو كشوري پيشرو در عرصه علم است اما نكتهاي كه بايد بدان پرداخت اين است كه آيا فقط تعداد دانشجو (آمار كمي) نشاندهنده رشد علم است يا كيفيت علم ارائهشده به دانشجويان (آمار كيفي) در دانشگاهها؟
امروزه هيچ كشوري نميتواند به صورت مطلق ادعا كند كه در همهعرصهها و فنون بهتنهايي به پيشرفت رسيده است بدون اينكه از كمك يا حداقل از تجربيات ديگران استفاده كرده باشد، امروزه در دنياي فعلي همه چيز به همپيوسته است و همه در فضايي زندگي ميكنند كه تصميم هركدام ميتواند بر ديگري مؤثر باشد و بالعكس.
امروزه دانشجويان زيادي جهت تحصيل از ايران به خارج از كشور ميروند و برخي از آنها هم ديگر برنميگردند، اين تبادل دانشجو يكطرفه است و دليل آنهم نبود تعامل مناسب دانشگاههاي ايران با كشورهاي مقصد دانشجويان ايراني است. دانشگاههاي ما از نظر علم تئوريك اگر نگوييم تا حدودي از خيلي از دانشگاههاي برتر دنيا برترند، حداقل برابرند. اگر مسئولان دانشگاههاي ما بحث عملياتي كردن دروس را با كمك دانشگاههاي مرتبط با خود در ديگر كشورها پيگيري ميكردند حتماً اين ضعف هم برطرف ميشد.
يكي از راههاي اثرگذار دانشگاههاي ايران با ديگر كشورها و بهويژه جهان اسلام تبادل استاد و دانشجو است كه متأسفانه سرعت بسيار كندي دارد و البته دليل هم دارد كه در ذيل بيان ميشود:
1- هجمه رسانهاي قدرتهاي غربي عليه كشورهاي مسلمان.
2- به جان هم انداختن اين كشورها بر سر منافع پول و نفتي.
3- ايجاد فضاي نااميدي كه بر برخي كشورهاي جهان اسلام سيطره پيداكرده است و علت آن هم ساختار غير مردمي بسياري از اين كشورهاست.
يكي ديگر از عواملي كه ميتواند به اين تعامل اثربخش كمك كند باز كردن مرزهاي كشورهاي مسلمان روي همديگر است. كاري كه اتحاديه اروپا انجام داده است تا رفتوآمد براي اتباع اين كشورها چه علمي و چه غيرعلمي آسان باشد اما متأسفانه بايد گفت امكان چنين چيزي وجود ندارد چون فضاي جهان اسلام با فعاليتهاي امثال وهابيون و تكفيريها به قدري امنيتي شده است و غربيان با تفرقهافكني آن را امنيتي كردهاند كه هيچ كشوري جرئت نميكند دست به چنين اقدامي بزند.
عامل ديگر به وجود آوردن امكانات رفاهي و آزمايشگاهي مدرن در دانشگاههاست. متأسفانه خيلي از دانشجويان رشتههاي فني و تجربي دانشگاههاي ايران از چنين امكاناتي محروم هستند حالا كجا ميتوان دانشجوي كشور ديگر را ترغيب به آمدن و تحصيل كردن در رشتهاي نمود كه به چنين امكاناتي نياز دارد؟
يكي ديگر از راهها، به وجود آوردن دانشگاههاي جامع با مشاركت چند كشور در منطقه است مثلاً در رشته پزشكي و فني، ايران در منطقه در رتبه اول قرار دارد. پس بايد با كمك كشورهاي صاحب علم در اين عرصه در منطقه و كشورهاي فرا منطقهاي شريك ايران، دانشگاهي جامع تأسيس شود و از همه كشورهاي پيرامون و غير پيرامون استاد و دانشجو بپذيرد. اين امر به فراخور توان و امكانات ميتواند در بقيه كشورها هم انجام شود. در اين صورت به راحتي تبادل استاد و دانشجو صورت ميگيرد و يك نوع تعامل سازنده شروع ميشود.
تا زمانيكه بسياري از كشورهاي همسايه ايران در منطقه ساختار مردمي به خود نگيرند، از اختلافات مذهبي و فرقهاي دست برندارند، دست از نگاه امنيتي نسبت به همسايگان خودنكشند و نهايتاً آلت دست غرب شوند، نهتنها هيچ تعاملي بين ايران و آنها شكل نخواهد گرفت بلكه روزبهروز اين تعامل تبديل به تخاصم بيشتري خواهد شد. درست است كه در حال حاضر از منطقه دانشجوياني در ايران هستند اما بايد گفت كه قريب بهاتفاق آنها از كشورهايي در منطقه هستند كه خود دچار نوعي فروپاشي سياسي و اقتصادياند چه برسد به علمي كه اصلاً در تراز جمهوري اسلامي ايران نيستند. در موردتعامل دانشگاههاي ايران با ساير كشورهاي صاحبنام در اين عرصه در خارج از منطقه هم بايد گفت تا زماني كه نحوه تدريس در دانشگاههاي ما عوض نشود (استاد محوري به دانشجو- استادي تبديل نشود) زيرساختهاي دانشگاهي روز دنيا در دانشگاههاي ما در قالب آزمايشگاهها و منابع دسترسي به كتب بهروز مهيا نشود، پيوند دانشگاه با صنعت برقرار نشود (دانشجو، عملياتي تربيت شود)، به نظر ميرسد كه راه تعامل بسته ميماند.