از اين منظر فرهنگ شهرنشيني امروزه بخش مهمي از فرهنگ عمومي هر جامعه را تشكيل ميدهد كه كيفيت آن نقش اساسي در فرايند توسعه پايدار، كيفيت زندگي، سلامت و شادابي عامه مردم دارد. از سوي ديگر تبديل ساكنان شهر به شهروندان تمام عيار مستلزم ايجاد و گسترش فرهنگ شهرنشيني است.
در چند دهه اخير همراه با تشديد روند جهاني شدن، گسترش ارتباطات و پيدايش جامعه شبكهاي، شيوه زندگي شهري بسيار پيچيدهتر و متنوعتر شده است. رشد سريع شهرنشيني در جهان، به ويژه در كشورهاي جهان سوم، از يكسو فرهنگهاي مختلف جهان را با هم مرتبط كرده است و از سوي ديگر مرزهاي فرهنگي ميان جوامع شهري و روستايي را در هم ريخته است. در نتيجه مسائل و پديدههايي در حيات اجتماعي دنياي معاصر به ظهور رسيده كه به پيدايش مفاهيم و مطالعات جديد انجاميده است. مفاهيم و پديدههايي همانند روستاييان شهري، روستاشهر، شهر چند لايه يا چندفرهنگي، خرده فرهنگهاي شهري، سبك زندگي و مانند اينها بيانگر آميختگي انواع خرده فرهنگهاي ملي، شهري و روستايي است. در چنين وضعيتي، ساماندهي فرهنگ شهرنشيني و دستيابي به يكپارچگي و همگرايي فرهنگي بسيار دشوار شده است. در اين شرايط الگوهاي فرهنگي به جاي همانندسازي و يكسان سازي، به رويكردهاي مبتني بر تنوع فرهنگي، تكثر فرهنگي و تساهل فرهنگي روي آوردهاند كه به نوبه خود به روشهاي جديد مديريت و برنامهريزي نياز دارد.
با اين تفاسير و با توجه به اينكه شهر محل حضور خرده فرهنگها و حضور افراد متفاوت و فرهنگهاي متفاوت است، لذا ضرورت دارد افراد در برخي از حوزههاي شهرنشيني آموزش كسب كنند. به عبارت ديگر سكونتگزيني در شهر مستلزم برخي رفتارهاي فرهنگي است كه بايد از سوي نهادهاي آموزشي و اطلاعرساني چون صداوسيما، آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي آموزش داده شوند.