ابتدا منابع خبري از سفر فيليپ هاموند وزير امور خارجه انگليس به ايران و بازگشايي سفارت آنان در تهران خبر دادند. وزير خارجه انگليسيها با هياتي اقتصادي و تجاري كه بخش عمدهاي از آنان در حوزه انرژي فعال بودند به ايران آمدند تا در کنار بازگشايي سفارت که از سال 1390 بسته بود، توافقات اقتصادي نيز با طرفهاي ايران خود داشته باشد.
آنچه در باب اين سفر از سوي محافل رسانهاي غربي اعلام ميگردد آن است که سفر هاموند برگرفته از نتايج توافق هستهاي ايران و گروه 1+5 در وين است که پس از سفر افرادي همچون فابيوس وزير خارجه فرانسه، معاون صدراعظم آلمان، وزير خارجه ايتاليا، مسئول سياست خارجه اتحاديه اروپا به تهران صورت ميگيرد. رسانههاي غربي همچنين تلاش دارند تا اين سفر را به عنوان امتيازي به ايران بفروشند و در ازاي آن تغيير در رفتارهاي منطقهاي ايران را مطالبه نمايند چنانکه هاموند بارها تاکيد کرده لندن اميدوار است که توافق هستهاي و رويکرد کشورهاي غربي به ايران زمينهساز آنچه وي تغيير رفتارهاي مخرب بيثباتکننده ايران در منطقه ناميده، گردد.
جالب توجه آنک برخي محافل رسانهاي تلاش بسيار کردهاند تا سفر مقامات غربي از جمله وزير خارجه انگليس به ايران را ارتقاء بخش جايگاه ايران در منطقه و انزواي کشورهاي عربي و رژيم صهيونيستي عنوان دارند. جالب توجه آنکه تمام اين رفتارها به يک اصل ختم ميگردد و آن القاء اين تصور است که با رويکرد به سياسيکاري و همگرايي با غرب در امور منطقه ميتوان به موقعيت برتر دست يافت و نيازي به اقدامات بيثباتکننده از سوي ايران وجود ندارد. اقدامات بيثباتکننده از نگاه آنان حمايت ايران از کشورهاي منطقه در برابر تروريسم و رژيم صهيونيستي و مخالف جمهوري اسلامي با سلطهگري استکبار بر منطقه و تلاش ايران براي وحدت جهان اسلام است.
دوري ايران از اين موارد و گرايش به سازش با غرب يعني چشمپوشي از تروريسم و رژيم صهيونيستي و نگاه سلطه به عنوان سه ضلع بحرانساز منطقه راهکار تجويزي غرب براي ايران است.
وزير خارجه انگليس با ادعاي رويکرد مثبت لندن به ايران در حالي در صدر هيات اقتصادي به تهران ميآيد که در باب اين سفر نکاتي قابل توجه وجود دارد که برگرفته از سابقه ذهني ملت ايران از اقدامات انگليس است در حالي که سران لندن ادعاي لزوم فراموش کردن گذشته و توجه به آينده را سر ميدهند.
ملت ايران فراموش نخواهد کرد چگونه ميسونرهاي انگليسي وارد ايران شدند و براي رسيدن به اهداف استعماري کشورشان اقدام به کاشتن بذر نفاق و چند دستگي در ايران کردند. تشکيل فرقههاي بهائيت و بابيت عليه اصول ديني ايرانيان و جهان اسلام فراموش شدني نيست. فراموش نميشود چگونه انگليس ترکمانچاي و گلستان را به ايران تحميل کردند و مناطق شمالي کشورمان را به روسها دادند تا به منافع خود دست يابند، فراموش شدني نيست توطئه انگليس و جداسازي افغانستان و بحرين از ايران، جنايات انگليس در طول جنگ جهاني دوم در ايران که هزاران کشته بر جاي گذاشت فراموش شدني نيست، کودتاي 28 مرداد انگليس و آمريکا و جناياتي که انگليس براي غارت نفت به سرملت ايران ميآورد فراموش نميشود، ملت ايران فراموش نميکند انگليس چگنه سالها منابع نفت ايران را در قالب امتياز دارسي و رويتر و ... به غارت برد و بعد از ملي شدن صنعت نفت کودتاي 28 مرداد را رقم زد، حمايتهاي انگليس از رژيم پهلوي عليه ملت از ياد مردم نخواهد رفت چنانکه حمايت لندن از رژيم بعث صدام در طول 8 سال جنگ تحميلي فراموش نميشود، حمايت انگليس از منافقين و حمله به سفارت ايران در لندن و قتل ايرانيان در اين حمله، کارشکنيهاي انگليس در قبال حقوق هستهاي ملت ايران که هم اکنون نيز ادامه دارد از نگاه ملت ايران دور نميماند. نقش انگليس در فتنه 88 و دهها فتنه ديگر عليه انقلاب اسلامي و آزادي و استقلال ملت ايران، گستاخي کامرون نخستوزير انگليس در نشست سازمان ملل در برابر رئيس جمهور منتخب ايران در سال 1392، دخالتهاي تفرقهافکنانه انگليس که همين چندي پيش هاموند، ايران را به اصلاحطلب و تندرو تقسيم نمود و بر حمايت از اصلاحطلبان تاکيد کرد و جناياتي که انگليس عليه امت اسلام با ايجاد رژيم جعلي صهيونيستي و حمايت از آن و ايجاد تروريسم در منطقه مرتکب شده و هزاران جنايت ديگر انگليسيها در سراسر جهان فراموش نخواهد شد و ملت ايران همچنان انگليس را روباه پير ميدانند.