
عباس لاجورديطوسي را خيليها با برنامه ماه عسل شناختند، مستندسازي كه در اقدامي مبتكرانه براي اولين بار به سراغ توهينكنندگان به كلامالله مجيد و پيامبر اعظم رفت و در حركتي غافلگيرانه اعترافاتي تاريخي و سرنوشتساز از آنها در مورد جهلشان از اسلام و قرآن گرفت؛ اعترافاتي كه هرچند ميتواند نقش مهمي در مقابله با اسلامهراسي بازي كند، اما متأسفانه تاكنون از سوي مسئولان و مدعيان فرهنگ در كشورمان مورد استفاده قرار نگرفته است. با او يك ماه پس از پخش برنامهاش در«ماه عسل» و يك روز بعد از پخش مستند تأثيرگذارش؛ يعني «شمرهاي زمان» كه از شبكه سه براي اولين بار پخش شده به گفتوگو نشستيم.
چطور شد وارد حوزه مستندسازي شديد؟
من سينما خواندم اينكه چرا به سراغ مستند رفتم؛ بههرحال بعضي سوژهها كارگردان را به اين فكر وا ميدارد كه داستاني بسازد؛ برخي مستند ميسازند،عدهاي هم انيميشن. من هم احساس كردم در توليد مستند مؤثرتر هستم و برايم قانعكنندهتر است براي همين با تمام انرژي وارد اين حوزه شدم.
به عنوان كسي كه در حوزه مستند فعاليت داريد از كدام مستندهاي خودتان بيشتر رضايت داريد و برايتان قابل قبولتر است؟
همه مستندهايم را دوست دارم زيرا براي آنها كار تحقيقي و مطالعات زيادي انجام شده است و وقت و انرژي براي همه گذاشتهايم. مثلاً براي مستند «كدام آزادي» كه در ماه عسل قسمتهايي از آن ديده شد يا مستند «درجستوجوي حقيقت» درباره فراماسونري و وهابيت و بهائيت خيلي كار تحقيقاتي كرديم.
چطور شد كه مستند «در جستوجوي حقيقت» را ساختيد؟
براي اولين بار در تاريخ تلويزيون ايران بود كه چنين توليدي درباره فراماسونري داشتيم. ما به اسناد فراماسونري ايراني دست پيدا كرديم و دستخط محمدعلي فروغي را هم ديديم و با اين اثر مستند موفق شديم دهان خيليها را ببنديم.
مدتي است كه تلويزيون اقدام به راهاندازي شبكهاي اختصاصي براي مستند كرده است اما به نظر ميرسد چندان در جذب مخاطب موفق نبوده است، چرا؟
هميشه فكرهاي خوب داريم اما به عمل كه ميرسيم كميت جاي كيفيت را ميگيرد. اين شبكه هم فكر خوب و لازمي بود، اما متأسفانه اينكه حتماً بايد به هر قيمت آنتن پرشود و تمام ساعات شبانهروز برنامه داشته باشد باعث شده تا كميتگرايي جاي كيفيت را بگيرد. بهنظر من پخش 4 تا5 ساعت كافي است مثلاً از ساعت 6 بعدازظهر تا 2شب پخش محدود و كم باشد اما با كيفيت خوب و حرفهاي بسيار كارسازتر و مؤثرتر است. گاهي فكرها كوتاهمدت است براي همين اثرگذاري موقتي تأثير دارد و كمكم دچار روزمرگي ميشود. شبكه مستند هم امروز دچار روزمرگي شده است چون مستندسازي به نسبت ساير توليدات كمهزينهتر بسيار به صرفهتر است اما بايد به كيفيت و محتواي آن هم توجه كرد تا كميت غالب شود.
مستند «شمرهاي زمان» با « كدام آزادي» به نوعي با هم اشتراك داشتند چرا دنبال چنين سوژههايي درباره اسلامهراسي، سوريه و... رفتيد؟
براي اينكه بگويم دشمنان نسبت به اسلام جهل دارند براي همين هم بين شيعه و سني اختلاف ايجاد ميشود يا به ساحت پيامبر اسلام و كتاب خداوند قرآن جسارت ميكنند زيرا نميشناسند و جهل دارند. من وقتي سراغ كشيش امريكايي تري جونز رفتم گفتم قرآن را خواندهاي گفت نه. از كاريكاتوريست دانماركي هم كه اين سؤال را كردم گفت نه. از داعشيها و تكفيريها كه شيعيان را سر ميبرند و قتلعام ميكنند چون اسلام را نشناختهاند از آنها سؤال كردم قرآن را خواندهايد ميگويند نه. براي همين از جهل آنها سوءاستفاده ميشود و به جان اسلام ميافتند. كسي كه اسلام و قرآن را بشناسد نسبت به آنها تعدي نميكند. خانمي كه مترجم ما بود به آنها گفت من هم مسيحي بودم قرآن را خواندم و مسلمان شدم البته از طرف ما اين حرف برنامهريزي شده بود تا او نيز علت مسلماني خود را بگويد.
بعد از ديدار با كاريكاتوريست دانماركي يا كشيش امريكايي خبري از احوال و تغييرات آنها داريد؟
نه پيگيري نكردم چون ديگر به من ارتباطي نداشت؛ البته شايعات زيادي در رسانهها ميشنويم كه بياساس است. اصولاً كارهاي سطحي لحظهاي تأثير دارند ما بايد حقيقت را بگوييم بدون كم و زياد. وقتي با كاريكاتوريست دانماركي از اسلام گفتيم و توصيه كرديم كه اسلام دين زيبايي است و قرآن را بخوانيد، به يك نقطه خيره مانده بود. ما كه بلند شديم و دوربين و وسايل را جمع كرديم، او هنوز خيره بود. احساس كردم حداقل تلنگري در ذهن او ايجاد شده است.
قرآن هم به او هديه داديد؟
نه، جو خيلي سنگينتر از اين حرفها بود. فضا به گونهاي نبود كه ما قرآن هديه بدهيم حتي با اينكه مجوز داشتيم هنگام خروج ميگفتند پاسپورت ما جعلي است و اذيت هم شديم، ولي خودش به من يكي از نقاشيهايش را هديه داد چون كسي جرئت مصاحبه با او در خانهاش را نداشت ميگفت شما چطور جرئت كرديد اينجا آمديد. گفتم ما كارمان اين است.
مستند شما يك اعتراف صريح از افراد ضداسلام است كه خودشان ميگويند قرآن را نخوانديم براي همين در حد بينالمللي تأثيرگذار است، آيا پخش جهاني هم داشتهايد؟
نه، اصلاً چون هيچ كس به فكر كار فرهنگي عميق و رسانهاي آن هم در سطح جهاني نيست. خيليها يا بلد نيستند ورود كنند يا دچار روزمرگي شدهاند يا اينكه دوست ندارند چنين اتفاقاتي بيفتد. الان سه سال است كه اين مستند ساخته شده شايد صريحترين مستند درباره دفاع از اسلام و قرآن باشد. آزمون خود را هم پس داده اما هنوز در بين شبكههاي داخلي جا باز نكرده به غير از شبكه سه. هيچ كدام از مديران و مسئولان شبكههاي ديگر حتي تماس نداشتهاند تا مستند را ببينند كه محتوايش چيست، چه برسد به پخش داخلي. متأسفانه يك عده در تلويزيون دچار روزمرگي شدهاند و احساس مسئوليتشان ضعيف است و عدهاي البته اندك هستند كه خودي نيستند.
براي شبكههاي برونمرزي مستند را ارائه كردهايد؟
بله، قطعاً وقتي كاري توليد ميشود براي شبكههاي مختلف هم ارائه ميكنيم ولي واقعيت امر اين است كار فرهنگي مانند حلقههاي يك زنجير ميماند. اگر حلقهاي نباشد زنجير ناقص است. مديران فرهنگي هيچ كدام استقبالي نكردند. به دست يكي از مسئولان شبكه افق هم دادم ولي حتي نگفت ما مستند را ببينيم كه چه چيزي است.
اگر شبكهاي بخواهد مستند را پخش كند بايد از شما بخرد؟
نه، من حتي حاضرم بدون هيچ مبلغي كار پخش شود زيرا براي اسلام و قرآن است اما اصلاً موضوع را از من سؤال نكردند چه برسد به اينكه بخواهند بر سر قيمت و اينچيزها حرف بزنيم. متأسفانه برخي مديران فرهنگي نان حلال براي خانوادههاي خود نميبرند، زيرا در قبال مسئوليتي كه دارند و پول ميگيرند كاري انجام نميدهند. مديري را ميشناسم كه مسئول دفترش از اعضاي حلقههاي عرفان كاذب است اما خودش خبر ندارد.
رهبر انقلاب نامهاي براي جوانان امريكاي شمالي و اروپا نوشتند كه قرآن بخوانند. بهعنوان كسي كه در اين زمينه كار كردهايد چه پيشنهادي براي ترويج قرآنخواني بين جوانان غربي داريد؟
يا بايد تمام رايزنيهاي فرهنگي در كشورهاي ديگر را جمع كنيم و بهجاي آن مركز فرهنگي داشته باشيم يا پرسنل ناكارا و منفعل رايزنيها را عوض كنيم و افراد دغدغهمند بگذاريم چون ظرفيت ما خيلي بالاست اما بالفعل نشده. يادم است در يكي از كشورهاي اروپايي در رايزني فرهنگي بوديم كه يك سياهپوست درشتاندام با محاسني بلند وارد شد. اولش ترسيديم اما بعد از كمي صحبت كردن ديديم اشك ميريزد. ماجرا را پرسيديم گفت من مسلمانم ميخواهم درباره اهل بيت بيشتر بدانم براي همين به رايزني فرهنگي ايران آمدم تا راهنمايي شوم. باكمال تأسف آن روز تمام رايزني حتي انبار را گشتند اما چيزي پيدا نكردند به او بدهند. آخر سر يكي از همراهانم مفاتيح شخصي كه داخل كيفش بود را به او دادند تا مطالعه كند گفتند شرمنده همين را داريم. او حتي از اينترنت هم اطلاعات نخواست زيرا ميخواست با اصل موضوع بدون اشكال اطلاعات بگيرد. بعد ميگوييم چرا وهابيت اينقدر قدرت جذب دارد، وقتي ما كمكاريم وهابيون پاسخگو هستند.
مهمترين آرزوي شما چيست؟
بدون اغراق اگر بگويند بايد همه چيز از جان ومال و خانواده و فرزندان خود را بدهيد تا امام زمان(عج) ظهور كند طبعاً خواهم داد زيرا اين را به وضوح لمس كردهام كه دنيا عطش دارد. نگاه به وضعيت اعتقادي خودمان و امنيتي كه داريم نبايد بكنيم. دنيا نياز به منجي دارد ما اينجا مشكلات مالي داريم ولي وضعمان خوب است بهخصوص اينكه امنيت داريم. مسلمان واقعي حتي در شعب ابيطالب هم مسلمان و راسخ ميماند، چه رسد به اين وضعيت امن كشورمان كه خيلي از كشورها آرزوي اين امنيت و امكانات ما را دارند. مهمترين آرزويم فقط ظهور امام زمان(عج) است و البته آرزوي ديدار با مقام معظم رهبري را نيز دارم.