برنامهريزي كاملي كه مقامات پنتاگون از چند ماه قبل براي سوريه داشتند، همانگونه كه سخنگوي پنتاگون اعلام كرده، با شكست روبهرو شده و ناچار شدهاند با رسوايي حمايت از جبهه النصره و القاعده در سوريه و در شمال و جنوب اين كشور بسازند. اين بدان معناست كه امريكا در راهبرد كلان خود، به يك رويكرد حداقلي با تكيه بر تروريستهاي رنگارنگ القاعده، فشار و فرسايش نظام سوريه را نپذيرفته است، يعني امريكا در شرايط فعلي فاقد شرايط مؤثر در ابعاد سياسي و نظامي است و چشمانداز تحولات در سوريه را نيز چه نظام اين كشور ساقط شود و چه نشود، در چارچوب منافع بلندمدت خود نميداند، به همين دليل در يك اولويتسنجي جديد، متمركز شدن بر يمن را در اولويت قرار داده و در يك توافق كلي با روسها، رايزني با عربستان و ايران و ديگر بازيگران مؤثر در سوريه را براي دستيابي به يك روند و راه حل سياسي به روسها واگذار كرده ولي در يمن، سكوت و فقدان واكنش روسيه را خريداري كرده است.
در حالي كه روسها در قبال تحركات تركيه در مرزهاي سوريه، به شكل مستقيم و غيرمستقيم واكنش تند نشان ميدهند، حركت يگانهاي نظامي آل سعود، امارات و پيادهنظام چندين كشور عربي از مسيرهاي مختلف دريايي و زميني و بمبارانهاي پرتعداد و روزانه مناطق مختلف و محورهاي درگيري و حضور فعال القاعده در كنار نيروهاي وفادار به منصور هادي، هيچگونه حساسيتي در روسها توليد نكرده است.
شايد اين رفتار را بشود اينگونه توجيه كرد كه جايگاه سوريه براي روسها از اهميت ويژهاي برخوردار است، حال آنكه تجزيه يمن و بازگشت آرام روسها به بخش جنوبي يمن، براي روسها ميتواند جذاب باشد و در مقابل تمامي رخدادهاي تأسفبرانگيز و غيرانساني در استانهاي شمالي سكوت اختيار نمايد. تنها قطعنامه شوراي امنيت در مورد يمن اگرچه با رأي موافق روسها همراه نشد ولي علناً اين قطعنامه از جنايتكار و متجاوز در قبال مردم يمن حمايت كرد. اكنون هم در قبال حملات آل سعود و نظاميان اماراتي و تجهيزات گسترده آنها كه در سه هفته اخير در عدن، تعز، لحج، مأرب و شبوه در جريان است، روسها ناظران غيرفعال هستند و ميدان را براي اشغال برخي نقاط و مناطق توسط القاعده و شركاي امريكا خالي كردهاند.
روسها به دليل شدت يافتن سياستهاي امريكايي، ناتو و تاحدودي اروپايي نسبت به رخدادهاي اوكراين وعلني شدن برنامههاي نظامي و تسليحاتي دو طرف در قبال يكديگر از اينكه فشارهاي تحريم اقتصادي غرب به اقدامات عملي امنيتي- نظامي هم گسترش يابد، نگران هستند و تلاش ميكنند به موازات چالشهاي بزرگ امنيتي با امريكا و غرب، از حوزههاي تعاملي در موضوعات ديگر منطقهاي و جهاني با جديت استقبال كنند، البته روسها به اين رفتار خود در خاورميانه، عنوان «بازگشت فعال روسيه» براي حل و فصل بحران نام گذاشتهاند تا به دو دهه سياستهاي انفرادي امريكا پايان دهند. آنچه در يمن غير قابل ترديد است اينكه روسيه هيچ واكنشي نسبت به اقدامات حمايتي امريكا و مداخلهگري افسارگسيخته آل سعود در اين كشور از خود نشان نميدهد و از بازگشت يمن جنوبي به دامن روسيه نيز احتمالاً استقبال ميكند.