کد خبر: 731774
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۷:۳۰
نگاهي تحليلي به دلايل درخواست مذاكره امريكا از ايران
اين روزها در كنار رايزني‌هاي گسترده براي به ثمر رسيدن «جمع‌بندي مذاكرات وين» و تصويب آن در پايتخت‌ها حجم وسيعي از رفت و آمدهاي منطقه‌اي براي حل مسائل منطقه‌اي به خصوص در مورد سوريه آغاز شده است.
مهدي پورصفا
اين روزها در كنار رايزني‌هاي گسترده براي به ثمر رسيدن «جمع‌بندي مذاكرات وين» و تصويب آن در پايتخت‌ها حجم وسيعي از رفت و آمدهاي منطقه‌اي براي حل مسائل منطقه‌اي به خصوص در مورد سوريه آغاز شده است.
ايران هم به عنوان يكي از بازيگران مهم منطقه‌اي اعلام كرده است كه طرحي را براي حل اين موضوع در اختيار طرف‌هاي درگير قرار مي‌دهد و از همين رو وزراي خارجه كشورهاي مختلف به ايران سفر مي‌كنند. اين مسئله شايد انعكاسي از يك واقعيت مهم باشد و آن هم اينكه ايران هم اكنون مهم‌ترين قدرت منطقه است و تمام تلاش كشورهاي عربي كه در حال تكاپو براي ايجاد مسيري در راستاي مقابله با قدرت ايران و سركوب نهضت‌هاي آزادي‌طلب هستند در اين راستا قرار مي‌گيرند. در اين ميان شايد بتوان تقاضاي مذاكره با امريكا براي حل مسئله هسته‌اي را نيز در همين چارچوب قرار داد.
 
  اسلام ميدان نبرد آينده امريكا با ايران
سال‌ها پيش، ريچارد نيكسون، سي‌وهفتمين رئيس‌جمهور امريكا در فاصله‌ زماني ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۲ ميلادي، در بيان اهميت جهان اسلام گفته بود: جهان اسلام در قرن بيست‌ويكم، مهم‌ترين ميدان‌هاي زورآزمايي سياست امريكاست.  اين سخنان در آن زمان شايد تنها يك گزافه‌‌گويي‌ تمام عيار محسوب مي‌شد، اما با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و آغاز سياست نظم نوين جهاني جهان اسلام هدف اصلي لشكركشي امريكايي‌ها قرار گرفت.
در آغاز دهه‌ ۹۰ ميلادي و متعاقب حمله‌ صدام به كويت، امريكا به بهانه‌ كمك به كويت، وارد منطقه‌ خليج‌فارس شد. «جورج بوش پدر» رئيس‌جمهور وقت امريكا در توجيه دلايل چنين اقدامي، سخن از «نظم نوين جهاني» راند. نظمي كه در آن محور جهان بر مبناي امريكا و «ارزش‌هاي امريكايي» استوار بود. بعدتر و به دنبال حادثه‌ ۱۱ سپتامبر «جورج بوش پسر»، راه پدر را ادامه داد و پرده از چگونگي فرآيند اجرايي شدن اين نظم نوين برداشت. وي در ۱۸ فوريه ۲۰۰۲ در كنفرانس مطبوعاتي كه به همراه «جونيچيرو كويزومي» نخست‌وزير ژاپن برگزار كرد به صراحت گفت: «تاريخ يك فرصت استثنايي را به ما (دولتمردان امريكا) داده است تا از آزادي دفاع كنيم. ما اين فرصت و لحظه را به چنگ آورده‌ايم و عمل خواهيم كرد. من از منافع خودمان دفاع خواهم كرد. من از مردم امريكا دفاع مي‌كنم.»

   لشكركشي امريكايي كه به قدرتمند‌تر شدن ايران مي‌انجامد
از همين‌جا بود كه 11 سپتامبر بهانه‌اي شد براي لشكركشي‌هاي گسترده به عراق و افغانستان و آغاز جنگي در منطقه‌ غرب آسيا به منظور دستيابي به نظم نوين جهاني امريكايي. اما مدت زماني نگذشته بود كه امريكايي‌ها خوب فهميدند كه در باتلاق غرب آسيا گير افتاده‌اند و واقعيات منطقه آنگونه كه تصور مي‌كردند پيش نرفته است.
در عراق دولت شيعي كه 180 درجه با سياست‌هاي امريكا مخالف بود روي كار آمد و از سوي ديگر حزب‌الله لبنان توانست تهاجم همه جانبه رژيم‌صهيونيستي را دفع كند. اين تحولات تا زمان بيداري اسلامي در كشورهاي عربي ادامه يافت.
بيداري اسلامي پايان پروژه‌ نظم نوين جهاني امريكايي و شروع نظم نويني بر اساس خواست و رأي مردم منطقه بود. در كنار اين موضوع، بحران‌هاي اجتماعي و بروز جنبش‌هايي نظير «جنبش وال‌استريت» كه به تبع بحران مالي- اقتصادي در امريكا و اروپا آغاز شده بود و همچنين ظهور قدرت‌هاي نوظهور اقتصادي- سياسي در جهان، نشان‌دهنده‌ تحولات گسترده در جهان و كاهش قدرت هرچه بيشتر امريكا شد. از سوي ديگر موج وسيع مخالفت با جنگ‌هاي امريكا در سطح جهاني و همچنين درون ايالات متحده امريكا سبب شد كه شروع جنگ ديگري به سختي امكانپذير باشد.
 
  نظم نوين ايران در منطقه جنوب غربي آسيا
در چنين شرايطي، راهبرد اصلي امريكا در منطقه‌ غرب آسيا، جلوگيري از ظهور قدرت‌هاي جديد بوده و هست. امريكا به خوبي فهميده كه نظم پيشين جهان دستخوش تغييرات شده است و جهان به سمت «نظم نويني» در حال حركت است. بنابراين بايد به هر طريقي كه شده از شكل‌گيري آن جلوگيري كند. در اين بين مهار ايران به‌عنوان يك قدرت نوظهور منطقه‌اي كه دومين كشور استراتژيك جهان از نظر ذخاير نفت و گاز محسوب مي‌شود و بر مهم‌ترين آبراه‌ ترانزيت منابع انرژي جهان تسلط دارد، در دستور كار سياستمداران امريكايي و غربي قرار گرفت.  مخصوصاً آنكه ايران با مدل «انقلاب اسلامي»، الگوي جديدي از شيوه‌ اداره‌ حكومت و چگونگي مناسبات بين‌المللي را ارائه كرده است كه به‌دليل جذابيت‌هايي كه دارد، به سرعت در حال تكثير در جهان است.
در چنين فضايي است كه بايد موضوع مذاكرات هسته‌اي ايران مورد تحليل قرار بگيرد. امريكا به دليل ضعف در حل موضوعات ژئوپلتيك منطقه و نفوذ روزافزون ايران در ميان دولت‌ها و ملت‌ها، همانطور كه رهبر انقلاب اشاره كردند، درخواست مذاكرات هسته‌اي را توسط يكي از «محترمين منطقه» به ايران اعلام كرد. از سويي ديگر، ايالات متحده براي مهار ايران، گزينه‌ ديگري جز مذاكرات روي ميز نداشت.
موضوع پرونده‌ هسته‌اي ايران مي‌توانست برگ برنده‌ امريكا براي جلوگيري از قوي شدن هرچه بيشتر ايران در منطقه باشد. آنچنان‌كه هانس بليكس، مديركل اسبق آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در مصاحبه با شبكه‌ تلويزيوني «راشاتودي» نيز ضمن ارائه‌ يك گزارش مستند در اين‌باره نتيجه گرفت كه نگراني غرب از برنامه هسته‌اي ايران ساختگي است و هدف اصلي آنها جلوگيري از قوي‌تر شدن ايران است.
چندين ماه پيش «يوشكا فيشر»، وزير پيشين امورخارجه و معاون صدراعظم سابق آلمان نيز در يادداشتي كه در «پراجكت سينديكيت» منتشر كرد، به بررسي تحولات اخير منطقه‌ غرب آسيا و آينده‌ پيش روي آن پرداخته و نوشته بود: «ايران بزرگ‌ترين برنده‌ اين منطقه خواهد بود، كشوري كه قدرت و نفوذش در عراق و افغانستان به‌واسطه‌ سياست‌هاي امريكا در دوران جورج دبليو بوش افزايش چشمگيري يافت. به‌منظور دستيابي به راه‌حل‌هاي پايدار در عراق و سوريه، همكاري ايران بسيار لازم و ضروري است و اين كشور نقش بسيار مهمي را در مناقشه‌ ميان اسرائيل و فلسطين و همچنين لبنان ايفا مي‌كند. دور زدن ايران در جست‌وجو براي راه‌حل بحران‌هاي بي‌شمار اين منطقه غيرممكن است. در واقع، به نظر مي‌رسد گزينه‌ مبارزه عليه گروه تروريستي داعش، حتي با وجود همكاري‌هاي نظامي محدود ميان امريكا و ايران به يكي از گزينه‌هاي موجود روي ميز تبديل شده است. با اين حال، مسئله استراتژيكي اصلي در اين زمينه در جبهه‌هاي جنگ منطقه حل‌وفصل نخواهد شد، بلكه تنها از طريق انجام مذاكرات مختلف و متعدد در مورد برنامه هسته‌اي ايران ميسر خواهد بود.

   مذاكرات هسته‌اي اهرمي براي مهار نفوذ ايران
ربط دادن و كشاندن مذاكراتي كه بر محور موضوع هسته‌اي ايران تشكيل شده است بر موضوعاتي نظير اقدامات ايران در عرصه‌ منطقه‌اي و بين‌المللي توسط امريكايي‌ها نيز در همين پازل است كه قابل فهم و تحليل است. بر همين مبناست كه اساساً امريكا به مذاكرات هسته‌اي به‌مثابه اهرمي براي مهار ايران و جلوگيري از ظهور اين قدرت جديد منطقه‌اي نگاه مي‌كند.
از اين زاويه، حتي اگر مشكل پرونده‌ هسته‌اي ايران هم به سرانجام برسد، باز هم امريكا موضوعات ديگري را بهانه خواهد كرد. همچنان ‌كه جرج فريدمن، به اين مشكل ما با ايران بر سر فعاليت هسته‌اي اين كشور نيست، بلكه مشكل آن است كه ايران نشان داده است نه فقط بدون حمايت امريكا، بلكه در حال درگيري با امريكا نيز مي‌توان بزرگ‌ترين قدرت تكنولوژيك و نظامي منطقه بود. اين پديده ايران را به يك الگو براي كشورهاي اسلامي تبديل كرده است و بهار عربي (انقلاب‌هاي اسلامي منطقه) را در پي داشته است.
حالا مي‌توان به خوبي به اين مسئله پي برد كه چرا امريكايي‌ها به شدت در حال كار روي اين مسئله هستند تا بتوانند در حوزه منطقه به توافقي با ايران دست يابند و حداقل نمونه‌اي شبيه برجام براي آن بيابند.
بديهي است كه طبق سخنان مقام معظم رهبري سياست ايران هيچ‌گاه تغيير نخواهد يافت و ايران به حمايت از دولت‌هاي قانوني عراق و سوريه و همچنين نهضت‌هاي آزادي‌طلبانه منطقه ادامه خواهد داد؛ نكته‌اي كه مي‌تواند در آينده باعث تقابل ايران و امريكا در حوزه‌هاي گوناگون شود و حتي به ايجاد رويارويي جديد در پرونده هسته‌اي حتي با نهايي شدن برجام بينجامد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار