
پس از گزارش «جوان» در باره نقش آفريني يكي از مديران تازه منصوب شده توسط زنگنه در ماجراي دكل جنجالي 87 ميليون دلاري، اسناد جديدي منتشر شده است كه نشان ميدهد امضاي اين مدير در كنار امضاي دلال اصلي اين قرارداد و فرزند عطاءالله مهاجراني ميدرخشد.
به گزارش «جوان»، دكل فورچون قرار بود از طريق واسطهاي به نام عمر كاملاًلسواده خريداري شده و به ايران منتقل شود و در واقع بخش اعظم پول دكل به حساب شركت وي واريز شده است.
عمر كاملاًلسواده به بهانه تحريم و ترس از برخورد شديد غربيها مدعي شد نميتواند پول دكل را به حساب شركت مالك دكل واريز كند، يا حتي آن را به خريدار يعني شركت تأسيسات دريايي بازگرداند.
بديهيترين سؤالي كه به ذهن ميرسد آن است كه عمر كاملاًلسواده كيست؟ كاملاًلسواده در واقع دستيار و همكار دلال اصلي دكلهاي نفتي يعني رضا مصطفوي طباطبايي است و مدتها در شركت وي كه در امارات ثبت شده، كار ميكرده است. آن طور كه فارس گزارش داده است از طباطبايي كه با پسر شاپور بختيار آخرين نخستوزير رژيم شاه به صورت مشترك يك آژانس مسكن را در فرانسه اداره ميكند و عكسهايي هم از وي در حال قمار در رسانهها منتشر شده است، به عنوان دلال اصلي دكلهاي حفاري نفتي براي ايران نام برده ميشود. براي طباطبايي در جريان دلالي و پرداخت رشوه شركت كرسنت توسط ع. ت. نيز پروندهاي تشكيل شده است. ظاهراً وي براي مدتي به عنوان كارمند براي ع. ت. كار ميكرده است.
اما ماجرا به همين جا ختم نميشود. علاوه بر مديران سابق و اسبق تأسيسات دريايي، پاي دو مهره كليدي ديگر نيز به ماجراي دكل گمشده باز شده است: يك آقازاده و يكي از مديران فعلي وزارت نفت.
مديران وقت شركت تأسيسات دريايي كه خريدار دكل گمشده بودهاند مدعي هستند شركت فروشنده دكل را اين سه نفر يعني طباطبايي، آقازاده زينتالوزراي اصلاحات و مدير نفتي فعلي به آنها معرفي كرده و واسطهگري اوليه اين قرارداد را اين سه نفر بر عهده داشتهاند.
طباطبايي براي عامليت قراردادهاي اقتصادي قرارداد مفصلي با آقازاده ياد شده منعقد كرده است و نكته جالب اينجا است كه امضاي اين مدير نفتي به عنوان يكي از شهود پاي اين قرارداد به چشم ميخورد. اين مدير نفتي پيش از اين با نام مستعار ايزدي فعاليت ميكرده و پيش از انتصاب به يك سمت حساس در وزارت نفت دولت يازدهم، سمتي در صندوق بازنشستگي نفت داشته است.
بر اساس اين قرارداد، طباطبايي متعهد شده است براي اخذ تسهيلات و تمامي خدمات بانكي اعم از وامهاي كوتاهمدت، بلندمدت، سرمايه در گردش، گشايش اعتبار، سپردن وثيقه و امثال آن 3 درصد از كل وام و اعتبار اخذ شده را به آقازاده ياد شده بپردازد.
اين حقالزحمه براي امكان سرمايهگذاري و مشاركت مدني در ساخت و ساز با نهادهاي خصوصي، عمومي و دولتي به 5 درصد از كل سرمايهگذاري انجام شده ميرسد.
اما مهمترين و سودآورترين بخش اين قرارداد مربوط به حقالزحمه مشاوره در پروژههاي دولتي و غير دولتي در زمينه خريد و فروش نفت خام، فرآوردههاي نفتي و پتروشيمي، فروش انواع كالا، تجهيزات و قطعات است كه 40 درصد از سود خالص آن به آقازاده ياد شده ميرسد.
اين سهم 40 درصدي در زمينه انعقاد مشاركت با شركتهاي دولتي، نيمه دولتي و خصوصي در خصوص پروژههاي مورد علاقه جاعل در بخش نفت، گاز و پتروشيمي اعم از حفاري چاههاي نفت و گاز، توسعه ميادين نفتي و گازي، ساخت، تجهيز و تأمين قطعات مورد نياز صنعت نفت و امثال آن هم به اين آقازاده ميرسد.
بر اساس اين قرارداد 300 ميليون تومان به صورت عليالحساب و براي شروع خدمات ياد شده از سوي دلال مشهور دكلهاي نفتي به مدير نفتي پرداخت شده است.
جالب اينجا است كه بر اساس اين قرارداد اگر طباطبايي قصد داشته باشد به صورت موازي با آقازاده ياد شده هر كدام از موارد مندرج در قرارداد و ملحقات آن را جلو ببرد، تنها در صورت مجوز كتبي از سوي آقازاده مانع حقوق وي خواهد بود و در غير اين صورت آقازاده حتي اگر نقشي در قراردادها نداشته باشد، هم از منافع آنها به همان ميزان ذكر شده در قرارداد بهره خواهد برد.
بند جالب ديگر اين قرارداد، ماده 7 آن است. بر اساس اين ماده، در صورت بروز هرگونه حادثه غير مترقبه (فورس ماژور) كه غير قابل پيشبيني بوده و خارج از كنترل و اراده هر يك از طرفين باشد، از جمله جنگ، شورش، سيل، زلزله، آتشسوزي، شيوع بيماريهاي مسري، اعتصاب عمومي، تغيير نظام سياسي، حكومت، دولت و... كه عدم اجراي تعهدات متأثر از فورس ماژور، قصور يا تخلف محسوب نشود، پس از رفع كامل حالت فورس ماژور و بازگشت امور به شرايط عادي و طبيعي طرفين به تعهدات معوقه خود عمل خواهند نمود.
همان طور كه اشاره شد، يكي از مهمترين نكات اين قرارداد امضاي يكي از شهود آن است كه در حال حاضر مسئوليت بسيار حساسي را در بخش مربوط به رسيدگي به تخلفات در وزارت نفت بر عهده دارد و بنا به ادعاي مديران سابق شركت تأسيسات دريايي به همراه دو طرف اين قرارداد، دكل فورچون، مشهور به دكل گمشده را به اين شركت معرفي كرده است.
همزمان با سفر وكيل طباطبايي براي فروش داراييهاي وي، مدير نفتي ياد شده با توجه به مسئوليت خود تلاش ميكند، نقش طباطبايي و ديگر دلالان مرتبط با اين پرونده را كمرنگ كرده و كاهش دهد.
درباره دلاليهاي نفتي، خبرهاي جالب توجهي از دفتري در فرمانيه تهران به گوش ميرسد. اين دفتر از سوي يكي از مذاكرهكنندگان اسبق هستهاي كه دستي هم بر آتش فعاليتهاي نفتي داشته و از قضاي روزگار مراودات غير شفافي نيز با شركت تأسيسات دريايي داشته است، در اختيار تعدادي از مديران بازنشسته وزارت نفت و بعضي نهادهاي خاص و فعالان فتنه 88 و يك آقازاده قرار گرفته است و اين افراد با ثبت شركتي، فعاليتهاي نفتي خود را دنبال ميكنند.
يادآوري اين نكته لازم است كه همه آنچه گفته شد، رافع مسئوليت مديران وقت تأسيسات دريايي در خريد شبههدار دكل فورچون نيست و اين مديران قطعاً بايد در مراجع قضايي نسبت به عملكرد خود پاسخگو باشند. كما اينكه فرد بازداشت شده در اين پرونده نيز با يكي از اين مديران نسبت دارد. بيژن زنگنه وزير نفت به درستي در برنامه نگاه يك تلويزيون اشاره كرد كه: «مديريت شركت تأسيسات دريايي، پول را پرداخت كرده و سند تحويل دكل را امضا كرده، اما دكلي تحويل گرفته نميشود. » اما درباره نقش مدير منصوب شده در دولت يازدهم در دلالي اين دكل توضيحي نداده است.