
سخنان «ناطق نوري» در جمع اصحاب رسانه و برخي از دانشجويان رشتههاي علوم سياسي را ميتوان مهمترين موضعگيري وي درخصوص مسائل گوناگون از جمله انتخابات و نقش آفريني در آن دانست.
ناطق نوري پس از شكست در انتخابات سال 76 و همچنين عدم حضور در انتخابات مجلس ششم كنج عزلت را به فعاليتهاي سياسي ترجيح داد و تنها در برخي از مواقع به بيان مواضعي مشخص در قبال مهمترين وقايع روز جامعه ميپرداخت.
نكته جالب اينجاست كه خود ناطق نوري نيز در سخنان اخير خود اين عزلت نشيني را به نوعي بازنشستگي سياسي ميداند و ميگويد: «من هيچ گاه از عرصه سياسي كشور قهر نكردهام و اصلا اهل قهر نيستم. شما روش من را در برخورد با جريانهاي سياسي در همان دوم خرداد 76 ديدهايد؛ آن پيام تبريكي كه گفتم آبي بود كه بر آتش ريخته شد. روز پس از انتخابات هم اعلام كردم كه تا ديروز رقابت بود و از امروز رفاقت است. آقاي خاتمي هم همواره از مجلس پنجم به خوبي ياد ميكند. اما همچنان بنده در عرصه سياسي هستم ولي متأسفانه مطلبي كه توسط رسانه به درستي منعكس نشده بود اين بحث است؛ من هيچ گاه نگفتم از عرصه سياسي كشور خارج شدهام. ولي من از عرصه سياستهاي اجرايي كشور با تحليل خودم از همان مجلس پنجم كنار رفتم. بايد به جوانان فرصت داد.»
ناطق نوري با اين حركت گرچه ديگر حضوري پررنگ در عرصه سياسي كشور نداشت، اما نقش خود را در پشت پرده حفظ كرد.
حالا هم به نظر ميرسد كه اين عزلت نشيني رو به پايان است و شيخ پرده نشين تلاش ميكند بار ديگر به عرصه رقابتهاي سياسي باز گردد.
شيخ كاربلد«سلانه سلانه حركت ميكنيد». اين جمله اخطاري از ناطق نوري به تشكلهايي بود كه وي آنان را معتدل مينامد و شايد از همه مهمتر به رخ كشيدن توانايي سازماندهي و حركت در حوزه رقابتهاي انتخاباتي باشد.
شيخ پرده نشين به صراحت اخطار ميكند كه تشكلهاي رقيب برنامه منسجم تري در حوزه انتخابات دارند و برنامهريزي آنها قويتر است. اشاره ناطق شايد به تلاش وسيع اصولگرايان براي اتحاد در سطح گسترده است كه از مدتها پيش به محوريت حجتالاسلام تقوي آغاز شده و جلسات فراواني نيز در اين خصوص برگزار شده است.
پيشاني اتحاد اصولگرايان براي حضور در انتحابات نيز سه گروه و حزب موتلفه، جبهه پايداري و جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي است كه تقسيم بندي ستادي خود را به اتمام رساندهاند. از سوي ديگر تحركي نيز از سوي محمود احمدي نژاد آغاز شده و برخي از ناظران معتقدند كه برنامهريزي آنان نيز براي حضور در انتخابات نهايي شده است.
حالا در اين ميان شايد تكليف آن سو نيز چندان روشن نيست و شايد هنوز هم طرفين به يك جمع بندي روشن نرسيدهاند. مدعيان بسيارند كه از جمله آنها ميتوان از «عارف» نامزد ناكام انتخابات رياست جمهوري سال 92 را نام برد.
به همين دليل است كه ناطق ميگويد: من از ابتدا در درون جريانهاي سياسي كشور حضور داشتم و كاربلد اين كار هستم؛ بنابراين معتقدم در شرايط فعلي نه اصلاحطلبان و نه اصولگرايان معتدل برنامه مشخصي براي انتخابات نداشته و ندارند. زماني كه بنده مسئوليت داشتم يك سال و نيم مانده به انتخابات اجاق انتخابات را روشن ميكرديم و شش ماه مانده به انتخابات كانديداها را نيز اعلام ميكرديم. من اعتقاد دارم هنوز چنين چيزي در جريانهاي سياسي شكل نگرفته است، همه گروهها براي مشورت سراغ من ميآيند و من به آنها گفتهام سلانه سلانه ميرويد، اين طور نميشود؛ بنابراين اين انتقاد به جريانهاي معتدل سياسي كشور وارد است كه هيچ برنامه مشخصي براي انتخابات ندارند. اين در حالي است كه من شنيدهام و از نشانههايش هم مشخص است كه برخي جريانهاي تندرو و افراطي كه من آنها را قبول ندارم در برخي گروههاي سياسي با برنامهريزي منسجمتري ميخواهند در انتخابات مجلس آتي شركت كنند. اينطور كه شما در خصوص انتخابات پيش ميرويد به نتيجه مطلوب نخواهيد رسيد.
پس حالا نيروهاي مد نظر ناطق به كندي جلو ميروند و نتجه مطلوب را نخواهند گرفت و البته شيخ پرده نشين نيز خود را كاربلد ميداند و اين سؤال جدي مطرح است كه آيا براي رسيدن به نتيجه مطلوب به فردي كاربلد نياز نيست.
دو پادشاه در يك اقليم نگنجند
سخنان ناطق را رها ميكنيم و به سراغ فردي ديگر ميرويم كه اتفاقا قرابت فكري نزديكي با ناطق نوري دارد؛ علي لاريجاني، رئيس مجلس شوراي اسلامي كه امروز به مطلبي درباره ناطق اشاره كرده كه ميتواند ارتباط جدي با ناطق داشته باشد.
وي در پاسخ به سؤالي درباره ديدارهاي خود با ناطق و ربط آن با انتخابات مجلس ميگويد: در اين ديدارها هماهنگي خاصي در اين زمينه نشده، بلكه صحبتها دوستانه است، البته طبيعي است كه در مورد مسائل مهم و روز هم گفتوگو ميكنيم. همين گفتوگو در بسياري موارد ايدههايي به انسان ميدهد كه در راه و كارش به انسان كمك ميكند. مهم اين است فضاي كشور از حالت صُلبيت خارج شود و همه احساس كنند ميتوانند فكر توليد كنند، مشاركت به وجود آورند و حركت ايجاد كنند.
شايد لاريجاني در اين سخنان منكر وجود ارتباطي خاص بين وي و انتخابات شده باشد، اما همه به خوبي ميدانند كه لاريجاني و ناطق نگرانيهاي مشتركي درخصوص انتخابات مجلس و همان نيروهاي افراطي كه ناطق همه آنها را قبول ندارد، دارند. اين اشتراك خوبي براي هرگونه همكاري انتخاباتي است، ولي سؤالي كه همچنان بيجواب باقي ميماند اين است كه در صورت ورود ناطق به عرصه انتخابات و ورود وي به مجلس آيا لاريجاني ريسك رقابت با وي را در عرصه رياست مجلس قبول ميكند.
خط سوم و حضور ناطق
تا انتخابات زمان زيادي باقي نمانده است. به نظر ميرسد شيخ كاربلد حالا ميخواهد از عزلت بيرون بيايد و نقشي مهمتر در عرصه انتخابات ايفا كند و تلاش وي هم ايجاد خط سومي در عرصه انتخابات مجلس در مقابل جبهه بندي مرسوم سياسي است.
جبهه اصلاحطلب و اصولگرا كه مدتها است فضاي سياسي ايران را تشكل داده است. ناطق به طور حتم در اين مسير مورد پشتيباني حسن روحاني، رئيسجمهور دولت يازدهم قرار خواهد گرفت، چه اينكه روحاني تلاش ميكند خود را از زير سايه جبههبنديهاي مرسوم خلاص كند و چنين فضايي نيز به وي ميتواند كمكهاي بيشائبهاي در شرايط كنوني باشد.
اعتماد به دشمنان گذشته راهي ناگريز
اما مسير حضور ناطق در عرصه انتخابات مجلس نميتواند چندان بيدردسر و دستانداز باشد. ناطق براي جذب نيرويهاي معتدل اصلاحطلبان مجبور است به سراغ برخي از مهرههاي حزب كارگزاران برود، چراكه اصلاحطلبان فعال در حزب مشاركت، سازمان مجاهدين و اعتماد ملي به علت حضور فعال در فتنه سال 88 صلاحيت حضور در عرصه انتخاب ندارند. خود ناطق نيز به صراحت به اين مسئله اشاره كرد كه فتنه خط قرمز نظام محسوب ميشود و از آنجا كه پيشفرض ما تقيد وي به خط قرمز نظام است، پس حضور افراطيون اصلاحطلب در خط سوم ناطق منتفي است. اما رابطه ناطق و كارگزاران نيز همواره دلچسب نبوده است و حتي صادق خرازي به اين نكته اشاره ميكند كه كرباسچي از جمله فعالان ضد ناطق بوده است.
البته عالم سياست عالم شگفتيهاست، ولي ناطق ميتواند در مسير مبارزات انتخاباتي به دشمنان سابق اعتماد كند تا شايد بار ديگر طعم خنجر از پشت را نچشد. شيخ كاربلد در صورت ورود به عرصه انتخابات با چنين مختصاتي بايد صابون چنين ريسكي را به تن بمالد.
تا اسفندماه سال 94 زمان طولاني نمانده است، اما همين زمان كوتاه نيز ميتواند تحولات فراواني به همراه داشته باشد. محتملترين اتفاق شايد آمدن شيخ پردهنشين به وسط صحنه انتخابات باشد.