هدف از برگزاري اين فشن شوها كاملاً مشخص است؛ قرار است جهتگيري مورد نظر و خواست برگزاركنندگان به كشورهاي حاضر در اين هفتههاي مد القا شود. اما وقتي هفته مد رنگ و بوي ايراني ميگيرد، ذهنمان درگير پرسشهايي ميشود؛ و مهمترين آنها اين است كه قرار است در هفته مد ايراني چه اتفاقي بيفتد؟
بازار داغي به نام هفته مد
همه توليدكنندگان كيف، كفش، لباس، لوازم آرايشي و عطر و ادكلن تمام تلاششان را به كار ميبندند كه در برگزاري اين هفتههاي مد نقش چشمگيري ايفا كنند، چون درست بعد از برگزاري اين هفتههاي مد است كه مدل ها، رنگها، طرحها و حتي ماركها بر سر زبانها ميافتد.
عكسهاي اين هفتههاي مد در هر فصل دست به دست توليدكنندگان سراسر جهان ميچرخد و با جمع كردن آلبوم عكسهاي هفته مد فصل تلاش ميكنند توليداتشان را بر اساس طرحها و مدلهاي ارائه شده در هفتههاي مد وارد بازار كنند.
جالبترين نكته اينجاست كه اگرچه اين هفتههاي مد از سوي كشورهاي اروپايي و امريكايي با استقبال چشمگيري از همان ابتداي برگزاري روبهرو بود اما كشورهاي آسيايي به ويژه كشورهاي عربي و مسلمانان كمتر نسبت به اين موضوع توجه كردند.
مقاومت كشورهاي اسلامي در برابر هفتههاي مد
به گفته دكتر حسين قاسمي، مردمشناس و استاد دانشگاه «مسلمانان بهتر از هر ملتي ميدانستند كه فرهنگ و هدفي كه در اين هفتههاي مد وجود دارد كمترين تناسبي با فرهنگ و آموزههاي دينيشان ندارد.
از طرف ديگر مردم مسلمان هم تا مدتها از آموزههاي اين چنيني غرب به شدت دوري ميكردند چون نه فضاي خانوادهها و نه فضاي كشور هيچ كدام امكان استفاده از چنين طرحهايي را به آنها نميداد.»
بعد از گذر يك دوره جبههگيري و مقاومت نسبت به ورود چنين طرحها و فرهنگي به كشورهاي اسلامي، توليدكنندگان دنبال راههايي گشتند كه حداقل بتوانند از طرحهايي كه در هفتههاي مد ارائه ميشود براي الگوگيري و توليد بيشتر داخلي استفاده كنند. ابتداي اين مسير خريد و وارد كردن آلبومهاي شركتهاي معتبر شركتكننده در هفتههاي مد بود اما بعد از مدتي اين آلبومها نتوانستند توليدكنندههاي داخلي را اغنا كنند به همين دليل تصميم گرفتند شخصاً وارد ميدان شوند.
راهاندازي هفته مد به بهانه حمايت از توليد داخلي
حدود دو دهه قبل بود كه اندك اندك رد پاي حضور توليدكنندگان ايراني در مراسمهاي هفتههاي مد اروپايي به چشم خورد، حضوري كه در پس آن در حقيقت قرار بود توليدات داخلي بر اساس برنامهريزي و جهتدهي غربيها ادامه پيدا كند.
ماجراي مد و هفتههاي مد به اينجا ختم نشد؛ توليدكنندگان داخلي تصميم گرفتند براي مشاركت بيشتر به قول خودشان و الگوبرداري غربي به گفته جامعهشناسان، خودشان هم جزو برگزاركنندگان هفتههاي مد داخل كشور باشند.
در سكوت كامل اولين هفتههاي مد كاملاً براساس معيارها و فرهنگ غربي در كشور اسلامي ما، ايران برگزار شد اما نكته مهم اين بود كه مسئله بسيار نگرانكنندهتر از آن شد كه فكرش را ميتوان كرد. الگويي غيربومي كه از طرفي برگرفته از محافل پرورش مد غربي بود و از طرف ديگر كمترين سنخيتي با فرهنگ و سبك پوشش ايراني و اسلامي نداشت تبليغ ميشد.
عرصهاي براي ترويج مصرفگرايي
آسيبهاي برگزاري اين هفتههاي مد در تهران يكي، دو مورد نبود و اين آسيبها به حدي جدي قلمداد شد كه صاحب نظران فرهنگي، ديني و اجتماعي بسياري نسبت به آسيبهاي اين حوزه هشدار دادند. اولين و بزرگترين آسيب هفتههاي مد ترويج فرهنگ مصرفگرايي بود.
اگرچه برگزاركنندگان معتقدند كه هدف آنها از برگزاري هفتههاي مد حمايت از توليدات داخلي و تبليغات و بازاريابي است اما حقيقت اين است كه هفتههاي مد به ترويج مصرفگرايي اعياني كمك ميكند. هفتههاي مد تهران سليقههاي مردم را از كم خريدن به افراط و از خريد مناسب و عادي به اشرافيگري تغيير دادند.
از طرف ديگر متوليان و برگزاركنندگان هفته مد تهران ميگويند كه هدفشان ارائه يك الگو و ارتقاي جريان بوميسازي توليد و شناخت طراحان برتر بوده و هست كه در مقابل اين سؤال در ذهن ايجاد ميشود كه اگر قرار است به چنين هدفي دست پيدا كنند هفتههاي مد بايد در بين مردم عادي كشور و در دسترس عموم برگزار شود نه اينكه درسالنهايي آنچناني و در مكانهايي كه ورود به آنها هم نيازمند سازوكاري خاص است شاهد برگزاري هفتههاي مد و لباس باشيم.
در پاسخ به اين ادعا كه توليدكنندگان داخلي با برگزاري هفتههاي مد قصد دارند از توليدات داخلي حمايت كنند بايد گفت در اين صورت چرا الگوهايي كه از شركتهاي مد و لباس كشورهايي چون انگلستان و امريكا برداشته ميشود كاملاً دست نخورده و تغيير نكرده در هفتههاي مد تهران اجرا ميشود؟ پس جاي فرهنگ غني ايراني در لباسها كجاست؟
هفتهاي براي مرفهين
هفتههاي مد مختص و منحصر به مردم ساكن مناطق شمالي و مرفهنشين تهران است. اين دومين آسيب هفتههاي مد تهران است چون هدف از برگزاري اين نمايشهاي اعياني جداكردن و خطكشي ميان مردم طبقه مرفه با مردم متوسط است كه اين با آموزههاي ديني اسلام در تضاد است و جالبتر اينكه اين مراسمها و پرورش مدلينگهاي خاص تحت نظر و مجوز وزارت ارشاد صورت ميگيرد.
حضور مدلينگهايي كه براساس فرهنگ غربي آموزش ديدهاند نه تنها با سبك زندگي ايرانيها تناسبي ندارد بلكه آنها از منظر جامعهشناسان به مثابه نمايندگان ترويج فرهنگ پوشش غربي در بين مردم ايران هستند.
محملي براي تزريق فرهنگ غربي
هفته مد تهران در واقع نسل جديد و وارداتي پوشاك در قرن 21 است كه اگر به تصور توليدكنندگان داخلي قرار است محلي باشد براي آشنايي و گردهم آمدن آنها، در حقيقت به فضايي براي تزريق فرهنگ غربي به عامه مردم تبديل شده است.
مطابق معمول هميشه در هر بحث اجتماعي اولين و مهمترين سؤالي كه به ذهن خطور ميكند اين است كه فلان موضوع تا چه اندازه با سبك زندگي ديني و اسلامي ما در تضاد يا در تناسب است؟ در مورد مسئله هفته مد و مدلينگهايي كه در اثناي برگزاري همين هفته وارد عرصه جامعه ميشوند نيز پرسش اين است كه تا چه ميزان با فرهنگ بومي و موازين داخلي كشورمان هماهنگ است؟
اختلاط جنسيتي يكي از بزرگترين آسيبهاي هفتههاي مد تهران است كه هيچ تناسبي با زندگي ما ندارد و دقيقاً برگرفته از فرهنگ غربي است. وقتي مدل خانم، با لباس و آرايش غربي در مقابل چشم چندين مرد با هدف تبليغ قدم ميزند، ژست ميگيرد و با حركاتش سعي در جلبنظر بينندگان دارد در حقيقت فضاحتبارترين صحنه هفتههاي مد در حال اجراست. وقتي تماشاچيان خانم هستند مدلينگها مرد ميشوند و اين نيز تضاد مشهود ديگر مد و مدلينگ با زندگي ايراني و اسلامي است.