
«تهديد نظامي» بعد از هر تفاهم و توافقي را بايد يكي از رويههاي ثابت دولتمردان ايالات متحده طي دو سال اخير دانست به گونهاي كه در هر مرحلهاي از مذاكرات ايران با 5+1 در آذر ماه 92، فروردين ماه 94 و تيرماه 94 طرفهاي غربي – به خصوص امريكاييها – زبان به تهديد و تحقير جامعه ايراني گشوده و تأكيد كردهاند كه توافق با ايران هيچ گاه مانعي براي حمله نظامي به كشورمان نخواهد شد.
در يكي از آخرين تهديدات باراك اوباما تنها چند روز پس از جمعبندي مذاكرات در وين در پاسخ به سؤال خبرنگار نيويورك تايمز كه پرسيد چرا ايرانيها بايد نگران پاسخ نظامي امريكا در صورت نقض توافق هستهاي باشند، ضمن تهديد نظامي ايران گفت: «چون ما ميتوانيم اگر بخواهيم و انتخاب كنيم ارتش آنها را از بين ببريم و من فكر ميكنم آنها آمادگي و ميل من براي اتخاذ اقدام نظامي در جايي كه آن را براي امنيت ملي امريكا مهم بدانم، ديدهاند.» پس از اوباما اين بار ارنست جاش سخنگوي كاخ سفيد در نشست خبري با تأكيد بر اينكه يكي از حسنهاي بازرسي از ايران، افزايش اطلاعات در مورد اهداف احتمالي و بالا رفتن دقت به هنگام اقدام نظامي در ايران خواهد بود تأكيد ميكند:«نكته كليدي اين است كه (پس از توافق) گزينه نظامي تقويت هم ميشود، چراكه طي اين سالها ما جزئيات بيشتري از برنامه هستهاي ايران جمعآوري خواهيم كرد.»
وي افزود: «بنابراين، زماني كه وقت تصميمگيري فرماندهان نظامي امريكا و اسرائيل در مورد هدفگيري ميرسد، به دليل اطلاعاتي كه طي اين سالها به لطف رژيم بازرسيها جمعآوري كردهايم، آن تصميمات به طرز چشمگيري مبتني بر اطلاعات بوده و توانمنديهاي ما ارتقا يافتهاند.»
«اشتون كارتر» وزير دفاع امريكا نيز با اشاره به جمعبندي مذاكرات، اذعان ميكند: امريكا سالهاست در مورد گزينه نظامي(عليه ايران) با اسرائيل رايزني دارد. وي در ادامه ميگويد: يكي از دلايلي كه اين يك توافق خوب است، اين است كه هيچ كاري در جهت پيشگيري از گزينه نظامي، گزينه نظامي ايالات متحده كه من مسئول آن هستم، انجام نميدهد. تهديد ايران به حمله نظامي از سوي سناتورهاي امريكايي نيز تشديد شد و «راو استوري» سناتور تازهكار جمهوريخواه ايالت آركانزاس امريكا با تهديد ايران به حمله نظامي تأكيد كرد: بمباران ايران نسبتاً سريع و بيدرد خواهد بود و باعث تسهيل مذاكرات خواهد شد. اقدام نظامي بر ضد تأسيسات هستهاي ايران در مقايسه با ورود به توافقي كه دولت باراك اوباما درباره آن مذاكره ميكند، ارجحيت دارد. هيلاري و بيل كلينتون زنو شوهري كه از مقامات سابق دولت امريكا هستند نيز پس از جمعبندي مذاكرات به اظهارات ضدايراني و تهديد حمله نظامي ايران پرداختند.
هيلاري كلينتون نامزد انتخابات رياستجمهوري آتي امريكا با طرح اتهامات گسترده عليه مردم ايران در اظهارات ضدايراني خود گفت: من به ايرانيها اعتماد ندارم و مطمئنم آنها از رفتارهاي بد خود دست نخواهند كشيد، همسرش نيز كه روزگاري رئيسجمهور امريكا بود، ميگويد: بايد به ايران حمله كنيم. اما جانكري وزير خارجه امريكا در گفتوگو با روزنامه الشرقالاوسط بر اراده كشورش براي هماهنگ كردن يك راهبرد با كشورهاي عربي حوزه خليجفارس براي مقابله با ايران تأكيد و بدون اشاره به اثبات حسن نيت ايران در مذاكرات هستهاي، ايران را به حمايت از آنچه او تروريسم ميخواند متهم كرده و ميگويد: امريكا براي مقابله با ايران در منطقه جدي است. اينها نمونههايي از كلكسيون تهديد نظامي و اظهارات ضدايراني است كه پس از جمعبندي مذاكرات هستهاي خطاب به ملت ايران عنوان شده است؛ اظهاراتي كه با برخي اظهارات مبني بر تغيير رفتار امريكا در قبال ايران، منظومهاي از اجتماع نقيضين را بهوضوح اثبات ميكند.
رهبر معظم انقلاب هم در واكنش به تهديدات نظامي طرف امريكايي در نماز عيد سعيد فطر فرمودند: «اين آقا (رئيسجمهور امريكا) گفته است ميتواند ارتش ايران را نابود كند. قديميهاي ما اين جور حرفها را لاف در غريبي ميگفتند. اگر ميخواهند درست بفهمند، اگر ميخواهند از تجربههاي خود درست استفاده بكنند بدانند اگر جنگي اينجا اتفاق بيفتد آن كسي كه سرشكسته از جنگ خارج خواهد شد امريكاي متجاوز و جنايتكار است.»
معظم له پيش از اين و در تريبونهاي مختلف هم نسبت به تهديدات نظامي امريكاييها همزمان و موازي با مذاكرات هستهاي با ديپلماتهاي كشورمان واكنش قاطع و صريح نشان دادند.
به عنوان نمونه ايشان در يكي از سخنرانيهاي خود به صراحت بيان مينمايند: «من موافق مذاكره زير شبحِ تهديد نيستم. مسئولان سياست خارجي و مذاكرهكنندگان بايد خطوط قرمز و اصلي را به دقت رعايت كنند و همزمان با ادامه مذاكرات، بايد از عظمت و هيبت ملت ايران نيز دفاع كنند و زير بار هيچ تحميل، زور، تحقير و تهديدي نروند... مذاكره در زير شبح تهديد معنايي ندارد و ملت ايران مذاكره زير سايه تهديد را برنميتابد... با مذاكراتي كه زير شبح تهديد باشد، موافق نيستم.»
برخي از سياسيون هم به مواضع خصمانه مقامات امريكا واكنش نشان دادهاند. به عنوان نمونه محمد كوثري عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي تحليلي مبني بر تغيير رفتار امريكا در قبال ايران پس از توافق احتمالي را «حاصل نوعي وادادگي سياسي و البته اشتباه استراتژيك دانست.»
كوثري در همين باره به تسنيم ميگويد: از اينكه برخي تهديدهاي نظامي و اظهارات ضدايراني مقامات امريكا را نشنيده ميگيرند و ادعاي تغيير رفتار امريكا در قبال مردم ايران را مطرح ميكنند، نميتوان تعجب كرد، چراكه برخي نميخواهند حقيقت دشمني امريكا با مردم ايران را بپذيرند.
سعدالله زارعي كارشناس روابط بينالملل نيز در گفتوگو با تسنيم با طبيعي دانستن تهديدهاي نظامي بعد از جمعبندي مذاكرات هستهاي ميگويد: وقتي در همان قطعنامه صادره و در برجام محدوديت نظامي عليه ايران گنجانده ميشود و ايران بهعنوان كشوري كه بهگفته آنها مخالف صلح و امنيت بينالمللي است ذيل بند 41 قرار ميگيرد و بهصراحت گفته ميشود اين شرايط تنها درباره ايران است، طبيعي است كه تهديدهاي نظامي پشت سر هم مطرح شود. زارعي ميگويد: بهنظرم در روزها و ماههاي آينده تهديدهاي نظامي عليه كشورمان گستردهتر و ضرباهنگ تهديد نظامي عليه كشورمان تشديد خواهد شد و با توجه به جمعبندي مذاكرات نميتوان انتظاري غير از اين داشت. به هر تقدير اينكه چرا بعد از جمعبندي مذاكرات هستهاي، پاسخ حسن نيت ايران را با تهديد نظامي و اظهارات ضدايراني ميدهند، خودش گوياي آن است كه اين كدخدا، كدخداي بياعتمادي و نيرنگ است.
روحيه استكباري و تهديدآميز امريكاييها و برخي مقامات غربي عليه ايران به اين موارد خلاصه نميشود و آنها طي 23 ماه گذشته همواره كوشيدهاند، حربه نخنما شده «گزينههاي روي ميز» را با هدف فشار و گرفتن امتيازات بيشتر در مذاكرات حفظ كنند كه نمونههاي ذيل گوياي اين واقعيت است.
23ماه تهديد
هر چند كه اينگونه لفاظيهاي امريكاييها با پاسخ قاطع مقام معظم رهبري و مقامات بلند پايه نظامي و سياسي كشورمان مواجه شده است اما نگاهي گذرا به روند چنين رويكردي، به خوبي نشان ميدهد كه چنانچه مقامات ايالات متحده امريكا پاسخ قاطع و دقيقي از سوي ديپلماتهاي كشورمان طي 23 ماه گذشته چه در ميز مذاكره و چه بعد از آن دريافت ميكردند شايد امروز بعد از جمعبندي مذاكرات در وين بار ديگر شاهد اين حجم از تهديدات و ادبيات تحقيرمحور از سوي امريكاييها نبوديم.
ژنو
اوباما براي اولين بار در طول رياستجمهوري خود، سه ماه پس از روي كار آمدن دولت روحاني و در آستانه سفر رئيسجمهور كشورمان به نيويورك صراحتاً از لفظ حمله نظامي عليه ايران استفاده ميكند: «ترجيح من براي حل مسئله به شكل ديپلماتيك، به اين معنا نيست كه ما به تهران «حمله نظامي» نميكنيم.»
اوباما پيش از اين از كاربرد كلمه حمله نظامي ابا داشت و ترجيح ميداد از لفظ «همه گزينهها روي ميز است»، استفاده كند با اين حال اين اظهارات هيچ واكنش قابل توجهي از سوي رئيسجمهور و مقامات دستگاه ديپلماسي كشورمان به دنبال نداشت. اين جمله اوباما به اين معنا بود كه ايران در نتيجه فشارهاي ايالات متحده رويكردش در قضيه هستهاي تغيير كرده و در نتيجه به دليل نياز ايران براي كاهش فشار و گشايش اقتصادي بايد سمت و سوي مذاكرات به ارائه امتيازات حداقلي به ايران و در مقابل گرفتن بيشترين امتيازات ممكن از ايران هدايت شود.
اين رويكرد در ادامه و پس از توافق ژنو 3 هم شكل گستردهاي به خود گرفت و در حالي امريكاييها در كنار ساير شركاي بينالمللي خود دامنه تحديد و تحريمها را هفتگي افزايش ميدادند، كه تهديدات خود عليه جمهوري اسلامي ايران را هم افزايش ميدادند آنگونه كه طي پنج ماه ديپلماسي دولتمردان يازدهم هفت بار تهديد نظامي عليه ايران صورت گرفت و طي يك سال به 18 بار افزايش يافت؛ اقدامي كه ناراحتي افكار عمومي داخلي را هم به همراه داشت.
برخي از مواضع تند و توأم با تهديد مقامات غربي از اين جمله بود: رويكرد امريكا در قبال تسليحات نظامي شيميايي سوريه بايد به ايران نشان دهد كه براي رويارويي تسليحاتي، پتانسيل حل مسئله به شكل ديپلماتيك وجود دارد. رئيسجمهور امريكا در عين حال گفت كه ترجيح او براي حل مسئله به شكل ديپلماتيك به اين معنا نيست كه به تهران حمله نظامي نميكند (92/6/25 رئيسجمهور امريكا در گفتوگو با شبكه ايبيسي امريكا.)
شلدون آدلسون بزرگترين حامي مالي جمهوريخواهان در دانشگاه يشيوا هم در شهريورماه اعلام ميكند: امريكا بايد قبل از شروع مذاكره با تهران در خصوص برنامه هستهاي ايران را با «بمب هستهاي» هدف قرار دهد(92/6/30).
باراك اوباما تهديدات علني از نوع امريكايي را كمتر از دو هفته بعد از تهديدات اوليهاش در ديدار با نخستوزير رژيم صهيونيستي اظهار كرد: تهران بايد صداقت خود را با اقداماتش ثابت كند... همه گزينهها از جمله «گزينه نظامي» روي ميز باقي ميماند. (92/7/9)
دانكن هانتر، عضو كميته نيروهاي مسلح كنگره هم مانند ديگر سياسيون امريكايي تأكيد ميكند: فكر ميكنم اگر ما مجبور باشيم ايران را بزنيم، نبايد با نيروهاي زميني عمل كنيم بلكه اين كار را بايد با «بمباتمي» تاكتيكي انجام دهيم تا آنها را براي يك، دو يا سهدهه به عقب برانيم. (92/9/15)
رئيسجمهور امريكا بار ديگر (92/9/16) به صراحت ايران را تهديد به حمله نظامي ميكند: اگر ايران به توافق پايبند نماند، تحريمها را افزايش ميدهيم و آمادگي براي «گزينه نظامي» وجود دارد.
وزير امور خارجه اين كشور هم هماهنگ با رئيس دولتش (92/6/19) بيان ميكند: اگر ايران هر بخشي از توافقنامه را نقض كند، همه پيشرفتها متوقف ميشود و امريكا ميتواند «به صورت نظامي» پاسخ دهد. جان كري همچنين در گفتوگو با العربيه، شبكه اختصاصي سعودي تأكيد ميكند: ايران بايد اندوخته اورانيوم 3/5 درصد خود را محدود كند. ايران نبايد و اجازه ندارد رآكتور اراك را تكميل كند. ايران اگر توافق را كنار بگذارد «گزينه نظامي» در پيش گرفته خواهد شد(92/11/5).
بيانيه لوزان موجي تازه از تهديدات عليه ايران را رقم ميزند
از لحظهاي كه بيانيه لوزان توسط وزير امور خارجه كشورمان و مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا قرائت شد بسياري از مقامات غربي عليه جمهوري اسلامي ايران دست به لفاظي و بيان ادبيات تهديدآميز زدهاند. در يكي از اين اظهارات تهديدآميز غربيها چند ساعت پس از اين بيانيه «يوالاشتاينيتز»، وزير اطلاعات و امور راهبردي رژيم صهيونيستي به رغم آنكه حتي كارشناسان نظامي امريكا هم به عدم توانمندي اين رژيم براي استفاده از گزينه نظامي عليه ايران واقف هستند بار ديگر گفت گزينه نظامي عليه ايران هنوز روي ميز است.
وي اين اظهارات را بهرغم حصول تفاهم بين ايران و گروه 5+1 در چارچوب توافق نهايي بر سر برنامه هستهاي ايران مطرح كرد.
ادعاهاي اين مقام صهيونيستي در حالي مطرح ميشد كه كارشناسان مسائل نظامي در توانمندي رژيم صهيونيستي براي حمله بدون همراهي امريكا به ايران ابراز ترديد كردهاند. چند هفته قبل از اين هم ژنرال «مايكل هايدن»، مدير سابق آژانس امنيت ملي امريكا در مصاحبهاي با شبكه خبري «اماسانبيسي» گفت اسرائيل توان نظامي حمله به ايران را ندارد.
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا در صورت شكست مذاكرات هستهاي، اسرائيل به ايران حمله خواهد كرد و آيا احتمال دارد اين كار را بدون هماهنگي امريكا انجام دهد، گفت: «اسرائيل توان اين كار را ندارد و اين كار عاقلانه هم نيست.»
هايدن گفت: «فاصلهها زياد است، نيروي هوايي اسرائيل كوچك ـ خوب است اما كوچك ـ و مواضع مورد نظر، متعدد، پراكنده و سخت.» دو روز قبل از اظهارات هايدن، اوباما هم در گفتوگو با نيويورك تايمز با تكرار اظهارات تهديدآميز گذشته خود بيان ميكند: «همين امر در مورد ايران هم صادق است.
كشوري (در مقايسه با كوبا) بزرگتر و كشوري خطرناك كه درگير فعاليتهايي بوده كه به مرگ شهروندان ايالات متحده منجر شده است. اما اصل قضيه اين است: بودجه دفاعي ايران ۳۰ ميليارد دلار است و بودجه دفاعي ما نزديك به ۶۰۰ ميليارد. ايران ميداند كه نميتواند با ما مبارزه كند... از من در مورد دكترين اوباما سؤال كردي. دكترين (من) اين است: ما تعامل ميكنيم، اما همه ظرفيتهايمان را هم حفظ ميكنيم.»
ايران شايسته اعتماد نيست !
فرانك والتراشتان ماير وزير امور خارجه آلمان هم در مقالهاي در روزنامه «فرانكفورتر آلگماينه سايتونگ» سخنان مشابهي را تكرار ميكند، وي با اشاره به بيانيه لوزان مينويسد:«به دليل فعاليتهاي هستهاي مخفي گذشته ايران و همچنين اظهارات آتشين تندروهاي ايران عليه اسرائيل و نقش خطرناك اين كشور در مناقشههاي ديگر از سوريه تا عراق و يمن، اين كشور شايسته اعتماد نيست.»
وي افزود:«از اين رو نميتوانيم فرض را بر اين بگيريم كه ايران قابل اعتماد است و به همين دليل، نظارتي بيسابقه در تاريخ را كه قرار است 25 سال طول بكشد عليه ايران اعمال كرديم.»
عناصر ديپلماسي فعلي امريكا در مقابل ايران و لزوم مقابله با آن
روند تهديدات امريكاييها و متحدانش پس از لوزان تا به امروز ادامه داشته و طي روزهاي اخير هم استمرار داشته و همچنان به سير خود ادامه ميدهد. حال اگر بخواهيم سياستهاي ايالات متحده امريكا طي 23 ماه اخير را در گزارهاي خلاصه كنيم بايد اينگونه بيان كرد كه با تغيير رويكرد ديپلماسي كشورمان به واسطه روي كار آمدن دولت يازدهم، نوع مواجهه نظام سلطه با كشورمان هم دچار تغييراتي تاكتيكي شد با اين توضيح كه اگرچه راهبرد اصلي غرب همچنان حول مفاهيمي مانند «استحاله» و «براندازي» شكل ميگرفت اما طرح كوتاه مدت آنها در كليدواژههايي مانند «توقف»، «تهديد»، «تحقير» و «مداخله» معنا پيدا كرد. بدون ترديد نوع مواجهه با چنين رويكردي بايد در مفاهيمي مانند «موضعگيري قاطع و انقلابي» با حفظ منافع و مصالح نظام و انقلاب و همچنين «كمك به افزايش توان نظامي و دفاعي كشور» و «اعتماد و اطمينان داشتن به آن» معنا پيدا كند.