به گزارش خبرنگار ما، عصر روز 15 آبان ماه سال 89، مردي به نام هوشنگ راهي كلانتري شادآباد شد و مأموران پليس را از قتل همسرش در خانهشان باخبر كرد. او گفت من راننده تاكسي هستم. صبح امروز وقتي از خواب بيدار شدم، همسرم خوابيده بود. بدون اينكه صبحانه بخورم خانه را ترك كردم و براي مسافركشي راهي خيابانها شدم. لحظاتي قبل وقتي به خانه برگشتم ديدم كه همسرم به قتل رسيده است.
بعد از مطرح شدن اظهارات هوشنگ بود كه مأموران در خانه او حاضر و با جسد زن جوان مواجه شدند. همزمان با حضور بازپرس در محل، جسد به پزشكي قانوني منتقل شد. مأموران در بررسي انباري خانه پيراهن خونآلود هوشنگ را پيدا كردند. هوشنگ وقتي مورد تحقيق قرار گرفت، به قتل همسرش اقرار كرد و گفت: هشت ماه قبل بود كه با فريبا ازدواج كردم. قبل از ازدواج به مصرف مواد اعتياد داشتم. وقتي همسرم از ماجرا باخبر شد، مدام با من مشاجره ميكرد. از آنجا كه اعتياد زندگيام را خراب كرده بود براي ترك به يكي از مراكز بازپروري ميرفتم.
متهم گفت به خاطر مصرف مواد هميشه به رفتار همسرم مظنون بودم. ميدانستم كه او زن پاكدامني است اما هر وقت مواد مصرف ميكردم به او مظنون ميشدم و احتمال ميدادم كه به من خيانت ميكند. سر همين موضوع هميشه با هم اختلاف داشتيم.
متهم در توضيح روز حادثه گفت: آن روز مواد كشيده بودم و توهم داشتم. دوباره توهم خيانت همسرم به ذهنم رسيد و ماجرا را به او گفتم كه ناراحت شد و گفت به زندگيمان وفادار است اما باور نكردم و بعد از اينكه مشاجره ما بالا گرفت از شدت عصبانيت به آشپزخانه رفتم و چاقو را برداشتم و ضربهاي به گردنش زدم كه فوت شد. بعد از اطمينان از مرگ همسرم شروع به صحنهسازي كردم. پس از آن راهي اداره پليس شدم و مرگ همسرم را گزارش كردم.
بعد از كامل شدن تحقيقات، بازپرس هوشنگ را به اتهام قتل عمد مجرم شناخت و كيفرخواست عليه وي صادر و پرونده براي رسيدگي به شعبه 2 دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. متهم به زودي در دادگاه كيفري محاكمه ميشود.