سرنوشت فوتبالي كه حاشيهها و بيبند و باريهايش بيشتر از فوتبال باشد چيزي جز ركود، سكون و پسرفت نيست. اتفاقي كه اين روزها براي فوتبال باشگاهي ما در حال رخ دادن است، درست همين است.
چيزي به شروع پانزدهمين دوره رقابتهاي ليگ برتر باقي نمانده اما هيچ شور و هيجاني ديده نميشود، يكسري آدم تكراري با برنامههاي تكراري، چند تيم بيسر و صاحب، چند تيم بيبضاعت آن هم در سطح اول فوتبال، چند تيم بلاتكليف و يكسري مسئول ريز و درشت كه خودشان هم نميدانند چه بايد بكنند، يكي ميگويد بله، ديگري ميگويد نه و جالب اينكه هيچ كدامشان نه يكديگر را قبول دارند و نه از هم خبر!اين سرنوشت فوتبالي است كه طي سالهاي گذشته فقط به حاشيه پرداخت، فقط ميلياردي براي عدهاي بازيكن بيكيفيت پول خرج كرد تا آرامآرام از فوتبال فاصله بگيرد. ليگ چهاردهم را نگاه كنيد در چند بازي ورزشگاهها پر شد؟ چند بازي از مجموع آن را ميتوان به نام فوتبال نامگذاري كرد؟
حالا ليگ پانزدهم در راه است. دو هفته ديگر سوت آغاز آن به صدا درميآيد، به مطالب چند روزنامه زرد ورزشي كه هر روز چند تا از بازيكنان ميلياردي بيكيفيت را روي جلد دارند، توجه نكنيد. فوتبال در دل علاقهمندانش مرده، آن هم فوتبال باشگاهي كه بايد يك تيمملي قوي و پويا از دل آن بيرون بيايد.
همين چند سال قبل بود كه فصل نقل و انتقالات با سروصداي زياد آغاز ميشد، همه پيگير بودند و باشگاهها با تكاپوي زياد ميخواستند گوي سقبت را از هم بربايند اما امروز فقط ژست آن ديده ميشود، ميتوان گفت يكي از علتهاي آن علاوه بر حاشيههايي كه باعث شده تا مردم فوتبالزده شوند حضور آدمهاي غيرفوتبالي در رأس فوتبال است؛ آدمهايي كه براي محبوبيت و معروفيت فوتبال باشگاهي ايران را به سمت نابودي ميبرند.
فوتبال باشگاهي نفس نميكشد، اين را ميتوان وقتي متوجه شد كه ببيني هيچ علاقهمندي اهميت نميدهد كه چه تيمي چه ميكند، كجا ميرود، چگونه بسته ميشود و هدفش چيست؟ و اگر نبود همين اخباري كه در روزنامهها منعكس ميشود، بيترديد امروز هيچ نشاني از فوتبال نبود و بعد بايد به ياد آورد سالهايي را كه اين همه نشريه نبود، اين انفجار اطلاعات وجود نداشت، اما مردم كوچه و بازار چنان اخبار فوتبال باشگاهي را دنبال ميكردند كه نمونهاش را نميتوان يافت.
فوتبال باشگاهي را با تمام حاشيهها و جار و جنجالهاي كاذبش بگذاريد در كنار بقيه رشتهها، رشتههايي كه اين روزها تلاش ميكنند، سعي ميكنند، برنامهريزي دارند و ميخواهند با استفاده از تمام توانشان خود را به آوردگاههاي بزرگ ورزش دنيا برسانند، آن وقت خوب ميتوان متوجه شد كه نفسهاي فوتبال به شماره افتاده!
هشتم مردادماه، ليگ برتر آغاز ميشود. شايد با سروصدايي بيشتر از هميشه اما اين سروصدا تنها آوايي از دوردست است كه خيلي زودتر از آنچه فكرش را بكنيد خاموش ميشود.
ليگ پانزدهم در ادامه ليگهاي سيزدهم و چهاردهم كيفيتي نخواهد داشت، اين را ميتوان از طليعه آن متوجه شد، اين روزها كمتر كسي را ميتوان پيدا كرد كه نگران فوتبال باشد و دغدغه آن را داشته باشد، از مردم كوچه و بازار گرفته تا آقايان فوتبالي و حتي آنها كه ميليارد، ميليارد از فوتبال پول ميگيرند.