
به گزارش خبرنگار ما، عصر روز يكشنبه 12 بهمن ماه سال قبل بود كه قاضي مدير روستا، بازپرس ويژه قتل از كشف جسد مرد جواني در بزرگراه ياسيني باخبر و به همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل حاضر شد. پس از انتقال جسد به پزشكي قانوني، هويت وي شناسايي و مشخص شد وي به مصرف مواد مخدر اعتياد داشته و به پاتوق معتادان در نزديكي محل كشف جسد رفت و آمد داشته است. تحقيقات بيشتر كارآگاهان نشان داد مقتول روز حادثه با مردي به نام بهمن درگير شده است. مأموران وقتي دريافتند تلفن مقتول چند روزي در اختيار بهمن بوده، وي را به عنوان مظنون حادثه دستگير كردند. متهم در بازجوييها به درگيري با مقتول در روز حادثه اعتراف كرد. سرهنگ كارآگاه آريا حاجي زاده، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت تحقيقات بيشتر از متهم ادامه دارد.
گفتوگو با بهمن چند سال داري؟
30 سال
معتادي؟
نه، معتاد نيستم. من ورزشكارم.
چه رشتهاي؟
تا چند سال قبل به صورت حرفهاي بوكس كار ميكردم.
براي چي به پاتوق معتادان رفت و آمد داشتي؟
من شيشه مصرف ميكردم و به پاتوق رفت و آمد داشتم.
گفته شده شما رئيس پاتوق بودي؟
نه، رئيس پاتوق يكي از دوستانم به نام ايرج است. او هر وقت با معتادان مشكلي پيدا ميكرد يا درگير ميشد به من تلفن ميزد و من هم ميرفتم و مشكلش را حل ميكردم.
پس تو باديگارد رئيس پاتوق بودي؟
باديگارد كه نه اما من پشتيبان رئيس بودم و هر كسي با او درگير ميشد با من طرف بود. به همين خاطر كساني كه مرا ميشناختند از رئيس پاتوق حساب ميبردند و ميدانستند كه حريف من نيستند.
مقتول را ميشناختي؟
نه، اما قبل از حادثه چند بار او را در پاتوق ديده بودم كه شيشه مصرف ميكند.
چي شد كه با او درگير شدي؟
روز حادثه ايرج با من تماس گرفت و گفت كه مرد جواني براي مصرف شيشه به پاتوق آمده و با او درگير شده است. ايرج گفت كه من به پاتوق بروم و او را تنبيه كنم تا ديگران حساب كار خودشان را بكنند.
بعد چي شد؟
وقتي به پاتوق رفتم ديدم مقتول در حال مصرف مواد است. ايرج گفت كه موضوع حل شده است اما من به او گفتم كه به اينجا آمدهام تا يكي را كتك بزنم و تا كتك نزنم از اينجا نميروم. مقتول وقتي حرف مرا شنيد عصباني شد و به طرف ايرج آمد كه با چند مشت او را نقش بر زمين كردم. بعد از اين دست و پا و گردنش را با كمر بند خودش و پارچه بستم و همانجا رها كردم.
ديگران ميانجيگري نكردند؟
نه، همه از من حساب ميبرند و كسي جرئت دخالت ندارد. وقتي دست و پايش را بستم همه را تهديد كردم كه كسي حق ندارد دست و پايش را باز كند و به او كمك كند. همچنين تهديد كردم كه اگر كسي به پليس خبر دهد، با من طرف است.
اموال مقتول را هم سرقت كردي؟
بله، وقتي او را زدم، تلفن همراه و 400 هزار تومان پول داخل جيبش را سرقت كردم.
با اموال سرقتي چه كار كردي؟
پولش را خرج تفريحاتم كردم. تلفن همراهش را هم چند روز بعد از حادثه فروختم.
اين مبلغ ارزش قتل داشت؟
من قصد قتل نداشتم و فكر نميكردم كه او فوت شود و فقط خواستم زهر چشم از ديگران بگيرم و زورگيري كنم.
سابقه داري؟
بله، چندبار سابقه سرقت، زورگيري و مواد مخدر دارم.