براي اينكه رنگي نشوي، يك تراكت مينويسند و ميچسبانند يكجايي كه ببيني، مگر كور باشي كه نبيني. بستگي دارد كه نيمكت پارك مقابل بانك باشد يا باجه تلفن داخل گمرك يا گاردريل خيابان فلان وزارتخانه وزير چند شغله، يا هر چيزي! اصولاً زندگي ما را با رنگ مشخص ميكنند. پس رنگ چيز بدي نيست! در ضمن اولاد آدم ميداند كه خيلي از ماها هاله رنگي داريم. استفاده از اصول و تكنيكهاي جديد زندگي مدرن يارانهاي، سبب شده است كه برخي از ما (بسته به نوع تورم موجود در خانه يا وزارتخانه يا زورخانه ) ملون باشيم. سالها پيش ملون در راديو برنامه داشت. صبحهاي جمعه. يادش بخير. حالا بايد ديد روحش در كجا برنامه اجرا ميكند....
از رنگ براي محافظت از خوردگي (اختلاس)، نگهداري (احتكار)، دكوراسيون (رياكاري) يا جهت اضافه كردن هرگونه قابليت روي يك سطح (ارتقاي شغلي) كه توسط رنگدانه پوشانده ميگردد، استفاده ميشود. راه دوري نميبرمتان! نقاشيهاي پيدا شده در غارها كه توسط رنگهاي به دست آمده از اُخرا و اكسيدهاي هماتيت و مگنتيت كشيده شدهاند به 40هزار سال قبل و به دوران انسانهاي هموساپينس بازميگردد. آنها از شش رنگ استفاده ميكردند: سفيد، سياه، قرمز، آبي، زرد و سبز. اولاد آدم به شما بشارت بدهد كه وقتي اجدادمان از شش تا رنگ استفاده ميكردند ما چرا نتوانيم حداقل از سه تا رنگ استفاده كنيم؟
حالا فقط بايد بگردم و يك نمونه برايتان تعريف كنم تا بفهميد كه رنگ چقدر مهم است! حتي اسمها هم رنگ دارد. اصلاً ما ميرويم و سرمان را رنگ ميكنيم. چه پولي هم بايد بدهيم. اما چون ستون اقتصادي است شما را وارد مسيرهاي رنگي واردات ميكنم (صادرات كه نداريم!). راستش مدير كل مركز واردات و امور مناطق آزاد و ويژه گمرك گفته كه تازگيها سيستم انتخاب مسيرشان در واردات، خيلي مدرن شده! گفته اين سيستم متكي به مديريت ريسك است بدين ترتيب كه بر اساس ضوابط تعيينشده از جمله نوع كالا، سوابق تجاري واردكننده، مجوزهاي مترتب بر ورود كالاو ديگر فاكتورها نسبت به تعيين مسير جهت انجام تشريفات گمركي اقدام ميشود. اما ميپرسيد چگونه؟ ميپرسيد كدام سنسورها و دوربينهاي مادون قرمز و سگهاي بوكش را به خدمت گرفتهاند؟ عجله نكنيد! الان نقل مستقيم خودش را ميگويم كه ميانبر است!
عسگري با اشاره به اينكه در اين مورد سه مسير سبز، زرد و قرمز در نظر گرفتهشدهاست، ادامه داده: در مسير سبز صرفاً به بررسي اسناد اكتفا ميشود. در مسير زرد علاوه بر بررسي اسناد، ارزش كالا نيز بررسي شده و نهايتاً در مسير قرمز علاوه بر بررسي اسناد و ارزش، ارزيابي فيزيكي از كالا نيز صورت ميگيرد.
اولاد آدم ميفهمد كه نفهميديد چه به چه شد. الان برايتان مثل آب خوردن، شفافسازي ميكنم. اصولاً شفافسازي يكي از شعارهاي ما بود كه با تدبير فراوان داريم بدان عمل ميكنيم. (البته مديريت ريسكش بالاست)!
مثلاً در مورد رنگ سبز! در رنگ سبز همه اجناس چيني، همه واردات ميوه، همه واردات برنج و چاي، همه ماشينهاي لوكس و شاسي بلند و همه واردات پوشاك و كفش و فرش قرار ميگيرند. بنابراين هر كه وارد كرد، كرده!
مثلاً در مسير رنگ زرد، واردات خاك نرم براي گربه، چوب بستني، نعل، دسته بيل، سوزن ته گرد، سوزن خياطي، سوزن منگنه و چيزهاي الكي ديگر قرار ميگيرند. براي همين گاهي شل كن، سفت كن در ميآوريم تا كسي شبههافكني نكند.
مثلاً در رنگ قرمز تمام واردات اوليه و نهادههاي دام وكشاورزي، كود و سم، كليه قطعات يدكي صنعتي و تكنولوژي مدرن قرار ميگيرند كه بخش خصوصي و دولتي نبايد به آن نزديك شوند. . .
ميبينيد تكنولوژي رنگ چگونه به داد مملكت رسيده است؟ فردا اگر تكنولوژي چوب خط هم اضافه شد و پس فردا اگر بازي هفت سنگ هم براي واردات ابداع شد نگران نباشيد. اين يك نوع پست يا پساست. ما گمرك پست مدرن و پسا مسئوليتي داريم و خدا را شكر بايد بكنيد كه با اعمال سياستهاي جديد گمركي هيچ وقت ديگر رنگ كالاي ايراني را نخواهيد ديد. پس تا ميتوانيد رنگي بشويد. اصلاً بگذاريد رنگتان كنند. اصلاً... آخ گوشم!