کد خبر: 724854
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۴ - ۱۶:۳۰
«مروري بر علل تاريخي اقدامات ايذايي قدرت ها بر عليه ايران»در گفت وشنود با علی محمد بشارتی جهرمی
امروزه سخن گفتن از ابعاد وپيشينه اقدامات ايذايي ابرقدرت ها بر عليه ملت ايران،ازآن روي اهميتي مضاعف يافته است كه بسياري از بانيان سركوب در رژيم گذشته،از اساس آن را منكر شده اند!بي ترديد انكار اين جماعت،درشرايطي كه عده اي فراوان از آسيب ديدگان شكنجه هاي ساواك در قيد حيات هستند،بي فايده است،اما كماكان رويكرد انكاري شكنجه گران سابق،نيازمند تحلل وبازخواني است.

در گفت وشنودي كه پيش روي داريد،علي محمد بشارتي جهرمي از مبارزان نهضت اسلامي،اين مقوله را به تحليل نشسته است.

اميد آنكه مقبول افتد.

طبيعتا اعمال شكنجه،به مثابه ابزاري براي سركوب جنبش هاي آزاديخواهانه به كار مي رود.ازاين روي بازخواني اينكه از چه زماني دول استعماري در صدد اعمال اينگونه فشارها بر مردم ايران برآمدند،ضرورت دارد.جنابعالي منشاء آغاز اين رفتارها دردوران معاصر را،از چه دوره اي مي بينيد؟

بسم الله الرحمن الرحيم وبه نستعين.از بعد از فتوای پیروزمندانه تحریم تنباکو در 1290 و پیروزی فوق‌العاده‌ای که مردم ایران به رهبری روحانیت مبارز و شخص آیت‌الله‌العظمی میرزای بزرگ به آن دست یافتند، مرحوم آسید حسن مدرس بزرگ انقلاب و رهبر همیشه بیدار مجلس انسانی، اسلامی و ملی می‌گوید: به سامرا خدمت آیت‌الله میرزای بزرگ رفتم. تا چشمم به ایشان افتاد شروع به گریه کرد. به ایشان گفتم مگر خبر ندارید ایران چه خبر شد، فتوای شما که الیوم استعمال توتون و تنباکو بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان است، چه تحول فوق‌العاده‌ای در کشور ایجاد کرده است؟ حدود 20 دقیقه برای ایشان از وضعیت ایران صحبت کردم که وقتی قرارداد استعماری تنباکو منعقد شد دولت انگلیس 200 هزار زن و دختر خوشگل به عنوان کارگزاران اجرای دقیق قرارداد تنباکو به ایران آورده است. از سال 1270 تاکنون می‌شود حدود 120 سال پیش. این مقدار جمعیت را جمع‌آوری، سازماندهی، برنامه‌ریزی و سپس وارد کشور کردن نشان از یک عزم جزم و برنامه‌ریزی دقیق برای از ریشه فاسد کردن مردم ایران توسط زنان و دخترانی دارد که این‌طور بی‌محابا وارد کشور کرده بودند. آیت‌الله مدرس می‌گوید حمایت شدید و قوی مردم از فتوای ایشان را یادآور شدم. با وجودی که مردم با استعمال تنباکو عادت داشتند.

داخل پرانتز عرض كنم كه بنده جهرمی هستم و یکی از مناطقی که بهترین تنباکو را به عمل می‌آورد منطقه‌ای به نام حکان ـ یکی از بخش‌های جهرم ـ است و شاید بیش از یک‌سوم درآمد مردم آنجا از این ناحیه بود و همچنین کسانی که در کار بسته‌بندی، بازاریابی، فروش، ساخت قلیان و تمام خدمات جانبی درگیر بودند شاید بشود گفت 50 درصد مردم آن منطقه از این راه ارتزاق می‌کردند، ولی وقتی این فتوا صادر شد، همه قلیان‌ها را شکستند و جمع زیادی از مردم بیکار شدند و مرحوم آیت‌الله‌العظمی آقا سید حسین نجفی لاری به خاطر حمایت همه جانبه مردم از سوی میرزای بزرگ آمده بود که آن سامان را سازماندهی کند. در منطقه از فتوای شما حمایت کردند. میرزای بزرگ فرموده بود گریه‌ام برای این است که دشمنان مرکز قدرت را شناختند و فهمیدند قدرت شیعه کجاست و از این به بعد این مرکز را تخریب خواهند کرد. یعنی روحانیت، علما و حوزه‌های علمیه.

پس جنابعالي مبداء اقدامات ايذايي بر ملت ايران در تاريخ معاصررا از ماجراي تنباكو مي دانيد.همينطوراست؟

بله، این فتوا مال زمان ناصرالدین ‌شاه بود. همان شاهنشاه قدر قدرت قوی شوکت سلطان ابن سلطان که 50 سال حکومت کرد و در خاطراتش هست که طی پنج سفر پول مردم را جمع می‌کند و به انگلیس می‌برد و به چه کارهایی می‌پردازد. اجازه بدهید دو خاطره را که ناصرالدین ‌شاه با قلم خودش نوشته است برای شما بخوانم تا ببینید استعمار چه کاری توانسته است انجام بدهد.

این آقا به‌رغم اینکه علاقه زیادی به سفر دارد، در سفر همه جا رفته است به‌جز اینکه برود کارخانه‌ای را ببیند تا بیاید مشابه آن را داخل مملکت بسازد یا مزرعه نمونه و دامداری را ببیند و بیاید کشاورزی و دامداری را رونق بدهد. یک روز به حمام رفت و بعد از حمام با اعلی‌حضرت ملاقات داشت. هی می‌آیند می‌گویند اعلی‌حضرت منتظر شماست، می‌گوید حالا موقع خواب قیلوله است. بعد می‌خواست برود بخوابد، لنگ می‌خواست. نتوانسته بودند لنگ تهیه کنند. چیز دیگری خواست گفتند نیست. به مترجم می‌گوید بگو اعلی‌حضرت موقع خواب قیلوله‌اش است. می‌گویند خواب قیلوله در اینجا واژه ندارد. می‌گوید مرده‌شور این مترجم را ببرد که حرام می‌کند بر خود حقوقی را که می‌گیرد، آخر چطور می‌شود که در لسان فرانسه برای واجبی، لنگ زیر سر و خواب قیلوله لغت وجود نداشته باشد.اهتمام اعلی‌حضرت را ببینید: «می‌گویند در کشور فرانسه حمام‌هایی هستند که زنان و مردان با هم استحمام می‌کنند بدون آنکه از سوی آیات عظام ممانعتی به عمل آید»! آیات عظام فرانسه ممانعتی به عمل نمی‌آورند!!! این اعلی‌حضرت 50 سال با حمایت دولت استعمارگر انگلیس بر این کشور حکومت کرد و تمام مبادی و راه‌هایی را که به استقلال فکری و روحی منتهی می‌شد بست.

اين حساسيتِ قدرت ها،دردوران مشروطيت به چه شكل اعمال مي شد؟يا به عبارت ديگر در دوره مشروطه ،اعمال سركوب بر ملت ايران،چگونه انجام مي شد؟

بلافاصله پس از آنکه ناصرالدین شاه کشته شد، مظفرالدین شاه معلول و مریض به قدرت رسید و بیش از نه سال دوام نیاورد و اغلب در خواب و بی‌هوشی بود. نهضت مشروطه در آن زمان به رهبری روحانیت راه افتاد، آیات شیخ فضل‌الله نوری، سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی. پیشرفت‌هایی داشتند و به جاهایی هم رسیدند. مظفرالدین شاه حکم مشروطیت را هم در سال 1324ق. امضا می‌کند، اما تمام کسانی که برای استقلال کشور دنبال یک قانون اساسی بودند که این استقلال را ضمانت کند از دور خارج می‌شوند. پرچمدار مشروطیت مشروعه مرحوم شیخ فضل‌الله نوری که درست سه سال بعد در سیزده رجب 1327 در میدان توپخانه اعدامش می‌کنند تا دیگر کسی جرئت نکند از مشروعه، دین و اسلام صحبت کند. به این هم اکتفا نکردند و حدود کمتر از ده سال بعد انگلیسی‌ها رضاخان را که از قبل کشف کرده بودند به قدرت می‌رسانند و او دیگر خیال همه را راحت می‌کند.

طبعا دوره پهلوي ها به لحاظ اعمال فشار برملت ايران ونيز كنترل ومحدودسازي آنها،دوره اي خاص به شمار مي رود.به نظر شما شاخصه هاي اين دوره از تاريخ ايران كدامند؟

آنهایی که سلسله پهلوی را در کشور به قدرت رساندند تصمیم نداشتند این کشور را آباد کنند و از محرومیت‌ نجات بدهند. این کشور را سامان بدهند و بر بدبختی‌ها و بیچارگی‌های کشور خط بطلانی بکشند. در کتاب «تاریخ سیاسی 25 ساله ایران» تألیف سرهنگ غلامرضا نجاتی به مطلبی مربوط به زمان شاه اشاره شده است: «مؤلف در سال 1325 در معیت سرلشکر میرجلالی فرمانده سپاه جنوب در شهرستان خاش شاهد یک حقیقت تلخ شرم‌آور بود. میرجلالی ضمن بازدید از تنها مدرسه شهر، از مدیر آن که مرد کهنه‌پوشی بود پرسید بچه‌ها کجا هستند؟ معلم گفت ساعت تفریح آنهاست، عده‌ای برای علف‌خوری به صحرا رفته‌اند.»

حضرت امام در سخنرانی فرمودند به من اطلاع دادند در بعضی از شهرستان‌ها مردم با علف خودشان را اسیر می‌کردند. باور کنید سال‌ها گشتم سند این مطلب را پیدا کنم. این سند هیچ جا وجود ندارد. هیچ کس از اساتید دانشگاه و نه محققین این سند را پیدا نکردند. امام که بی‌جهت حرف نمی‌زدند. چه شد که مردم به این روز افتادند؟ اینها شاه را به عنوان یک پاسدار و خونخوار جبار برای حفاظت از منافع انگلیس و غرب به قدرت رساندند. خانم فرح در مذاکره‌ای که به کیسینجر داشت صحبت‌های شرم‌آوری کرد. خانم فریده دیبا مادر فرح کتابی به نام دخترم فرح نوشته که 28 بار چاپ شده و کتاب ارزشمندی است، زیرا این خانم سیاسی نبود و هر آنچه را در دربار می‌دید می‌نوشت. بنابراین بعد از کتاب ارتشبد فردوست دقیق‌ترین مستندات در باره دولتیان و درباریان این کتاب است. در صفحه 409 این کتاب مطلبی به این شرح است: «پرواز به مصر بیش از سه ساعت به طول انجامید، چون محمدرضا خلبان برجسته‌ای بود هدایت هواپیما را به دست گرفت. بعد از یک ساعت پرواز محمدرضا جایگاه خلبان را ترک کرد و به محل رستوران هواپیما آمد و به اتفاق من و دخترم مشغول خوردن غذایی شد که علی کبیری آشپز مخصوص آن را تهیه کرده بود. سر میز غذاخوری امیراصلان افشار رئیس کل دربار شاهنشاهی حضور داشت. در کنار دست من سرهنگ کیامرث دانایی هم نشسته بود. نمی‌دانم در فکر محمدرضا چه می‌گذشت و در چه فکری بود که بدون مقدمه گفت: پدرم اشتباه بزرگی کرد، او وقت کافی داشت که مثل آتاتورک همه روحانیون را از دم تیغ بگذراند.» چرا؟ خود آنها آن‌قدر عقل نداشتند که بتوانند ریشه حوادث و مسائل را بفهمند. آنهایی که آدرس دقیق و دستور به اینها داده گفته بودند مشکل اصلی روحانیت است. به‌درستی هم آدرس دقیق داده‌اند. محمدرضا که ذلیلانه از کشور فرار می‌کند، پدرش را مسئول می‌داند که او وقت کافی داشت همه روحانیون را بکشد. آنهایی که دنبال این هستند آثار شکنجه را از تاریخ دودمان پهلوی بزدایند، نمی‌دانند این آثار تا روز قیامت بر چهره و جبین اینها نقش بسته است. چیزی را که نمی‌توانند کتمان کنند، نوشته‌های خودشان است.

در صفحه 810 کتاب دخترم فرح آمده است: «محمدرضا از اینکه امریکا مانند سال 1953 اقدامی برای بازگرداندن او به سلطنت انجام نمی‌داد فوق‌العاده بود و می‌گفت در طول 37 سال سلطنت خودم هر کاری که امریکایی‌ها گفتند انجام دادم و ثروت ایران را به کام شرکت‌های امریکایی ریختم، به دستور آنها تحریم نفتی اعراب را شکستم و به اسرائیل نفت مجانی دادم.»

معمولا اعمال محدوديت هاي اطلاعاتي وسانسور براي اختفاء مسائلي است كه دانستن آنها از سوي ملت،ميتواند مشكل ساز شود.ميشود به نمونه هايي از اين دست اشاره اي داشته باشيد؟

بله،جالب است دکتر اقبال، رئیس شرکت ملی نفت می‌گوید از امریکایی‌ها پرسیدم روزانه چند بشکه نفت استخراج می‌کنید؟ بعد از یک هفته به من گفتند این اطلاعات را برای چه می‌خواهید؟!!! مسئول اصلی نفت مملکت نمی‌دانست تولید نفت روزی چند بشکه است. ببخشید اگر پراکنده حرف می‌زنم. برای این است که بیشتر بدانید شاه مملکت چه کسی بود. در کتاب ظهور و سقوط پهلوی (خاطرات ارتشبد فردوست) آمده است آقای عبدالله گله‌داری یکی از مشاوران محمدرضا و یکی از سرسپرده‌ترین شخصیت‌های ایران به انگلیس می‌گوید محمدرضا از طریق مورخ‌الدوله (سپهر) به گله‌داری می‌گوید مشکلی پیش آمده که سفارت انگلیس از من ناراحت است. برو تحقیق کن ببین علتش چیست. آقای عبدالله گله‌داری برای پیگیری به سفارت انگلیس می‌رود. در آن موقع سفیر انگلیس در ایران نبود و گله‌داری با یک نفر دیگر از اعضای سفارت مطلب را عنوان می‌کند ـ ماجرا از این قرار بود که سفیر انگلیس مطلبی را به شاه می‌گوید او مطلب را به امریکایی‌ها منتقل می‌کند و سفیر امریکا از سفیر انگلیس گلایه می‌کند که چرا کار را بدون اطلاع آنها انجام داده‌اند ـ آن شخص جواب داد درست است مخصوصاً سفیر از شاه گله دارد و علت‌هایش هم اینهاست: 1ـ درست است با امریکایی‌ها دوست و پسرعمو هستیم، ولی مطللبی را که سفیر انگلیس به محمدرضا گفته او به امریکایی‌ها منتقل کرده است. 2ـ محمدرضا فکر نکند شاه است و پدرش را هم اگر فکر می‌کرد شاه است اشتباه می‌کرد. شاه ایران ژنرال آیرونساد است. او (رضاخان) یک دزد تاج و تخت است!!!

طبيعتا همانگونه كه در مثال شماهم مشخص بود،پنهان كاري آمار دردوران پهلوي،درسطح گسترده تري از مردم وحتي درسطح مسئولان هم صورت مي گرفت.به شهادت خاطرات،سطح اين پنهان كاري در ميان مسئولان رژيم شاه،تا كجا بوده است؟

آنهایی که از طرف انگلیس و امریکا در کشور به حاکمیت می‌رسند فرصت‌سوزی و صف شهدا را طولانی می‌کنند. این جلسه یکی از گزارش‌های همان ناملایمات است. ملاحظه بفرمایید در صفحه 872 چه می‌گوید. خانم فرح در ملاقات با کیسینجر حرف‌هایی زد که وقتی خواندم واقعاً متأثر شدم. می‌گوید محمدرضا گفت در جریان تحریم نفتی اعراب در سال 1968 شیرهای نفت ایران را به روی جهان غرب و اسرائیل باز کردم و به بهای قطع رابطه با اعراب اجازه ندادم چرخ‌های صنعت غرب از حرکت بایستد. در جریان جنگ ظفار به منظور حفظ امنیت دهانه خلیج‌فارس و عبور مطمئن نفت به سوی امریکا، ژاپن و اروپا سربازان ایرانی را به جنگ با شورشیان چپ‌گرا فرستادم. تمام عمرم را صرف مبارزه با نیروهای کمونیست و چپ‌گرا کردم تا منافع غرب و در رأس آن امریکا را تأمین کنم. در جریان جنگ ویتنام نفت، بنزین و سوخت مجانی به امریکا رساندم و حتی هواپیماهای جنگی ایران را در اختیار سر فرماندهی امریکا در ویتنام جنوبی قرار دادم. هر چه به من گفتند از جان و دل پذیرفتم و مانند یک غلام حلقه به گوش مجری دستورات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آنها بودم. هر سال میلیاردها دلار بودجه کشور را صرف خرید اسلحه از کمپانی‌های امریکایی کردم و صدها میلیون دلار به مؤسسه‌های آموزش و اجتماعی امریکا کمک بلاعوض کردم!! آن وقت می‌گویید چرا دانش‌آموزان یک مدرسه می‌روند علف می‌خورند. خود فرح نقل می‌کند، یک زمانی متخصصی ژاپنی به ایران آمد و گفت علت چین و چروک خانم‌های ایرانی این است که وان شیر نمی‌گیرند. از آن به بعد افراد و عمله دربار مأمور خرید شیر در تهران شدند، به‌طوری که مدتی برای بچه‌های شیرخواره هم شیر پیدا نمی‌شد. هر روز وان‌ها را پر از شیر می‌کردند و خانم‌ها داخل آن می‌خوابیدند.

شاعر متعهدی در این باره می‌گوید:

دختر زرد روی و پژمرده

دست اندر میان جو می‌کرد

خس و خاشاک را برون می‌ریخت

و اندر آن سکه جستجو می‌کرد

چند روزی به ناله و اندوه

با دل خویش گفتگو می‌کرد

پول نانی به کف می‌آوردند

سوی منزل چو بخت رو می‌کرد

چون نبُد بهر آن اثری

این بغض آهسته در گلو می‌کرد

آری بیچاره پول نانش را در لجن‌زار جستجو می‌کرد

دختری در میان منبع شیر

بدن شیر شستشو می‌کرد

بعد از آن عشوه‌های سحرانگیز

دست اندر میان مو می‌کرد

بعد از آن جلوه‌های شیطانی

سوی بابای خویش رو می‌کرد

منبعی گر ز قهوه اینجا بود

نرم جسمم چون پرّ قو می‌کرد

گاهگاهی درون منبع شیر گاهگاهی به قهوه خو می‌کرد

این دو موجود هر دو انسانند

این چه و آن چه آرزو می‌کرد

تمام ثروت مملکت را به حلقوم قدرت‌ها و کشورهایی که از اینها حمایت می‌کردند ریختند تا به‌جای حمایت مردم از رژیم قدرت‌ها از او حمایت کنند.

امروزه برخي سردمدارن سركوب در حكومت شاه،وجود شكنجه در فرآيند امنيت سازي درآن دوره راانكار ميكنند.اين عده حساسيت زيادي هم به اينكه نام اسرائيل در فهرست امنيت آفرينان شاه بيايد ،دارند!ديدگاه شما در اين باره چيست؟

قدرت‌هایی هم که منافعشان در سرکوب ملت هست، همه نوع ابزار لازم را برای نابودی مردم در اختیار اینها گذاشته بودند. آقای ثابتی هم در اسرائیل دوره می‌دید و هر چند وقت یک بار برای تکمیل این موضوع به اسرائیل می‌رفت و بعد اینها به جایی رسیدند که اسرائیلی‌ها به ایران می‌آیند و زیر نظر ساواک دوره‌شان را تکمیل می‌کردند. دستور شکنجه امر انشایی نبود، ضدیت با مردم در دستور کار شاه و مخالفت با مردم در دستور کار دودمان پهلوی بود. از آغازی که رضاخان در این کشور به قدرت رسید دستور هدم اسلام را به او داده بودند. خود خانم تاج‌الملوک همسر رضاخان می‌نویسد: رضاخان بارها گفته بود مردم ایران بسیار جاهلند، آخر چطور می‌شود ملتی برای دشمنانش گریه کند؟! در ایام محرم آنها بسیار به ستوه می‌آمدند.یزدان‌پناه اولین سپهبد ایران در کتابی که به همین نام منتشر شده است می‌گوید: صبح روز 21 رمضان به دیدار رضاخان رفتیم. او در باغ قدم می‌زد و خیلی ناراحت بود و علتش را نمی‌دانستیم. یکی از افسران برای خوشایند او گفت دیشب شب قدر بود و به مسجد رفته بودیم و برای اعلی‌حضرت هم دعا کردیم. یک دفعه رضاخان مثل ترقه منفجر شد و گفت فلان فلان شده و به دنبال آن توهین‌های زیادی به او کرد و گفت سپهبد الان می‌دانم مشکل مملکت از کجاست و چرا برنامه‌هایی که می‌خواهم سرعت نمی‌گیرد! می‌خواهم آخوندبازی و مسجدبازی را دور بریزم. دستور داده‌ام در مساجد فرش‌ها را جمع کنند و میز و صندلی بگذارند. بعد این افسر بلند می‌شود می‌رود کنار آن آخوند ریشو می‌نشیند. می‌گوید برای اعلی‌حضرت دعا کردیم، تو غلط کردی به مسجد رفتی!!!

از کسی که از بنیاد با اسلام مخالف است و با روحانیت که پرچمدار ناب اسلام است، وارد مبارزه جدی شده است و به این منظور در کشور به قدرت می‌رسد توقع است کشور را آباد کند؟ دانشمند بپروراند؟ دانشگاه‌ها را توسعه بدهد؟ در کشور آزادی باشد تا مردم بتوانند در رشته‌هایی که مورد نیاز مملکت است تحصیل کنند؟ کشاورزان محصولات مورد نیاز کشور را تولید کنند؟ اصلاحات ارضی تولید گندم، گاوداری و دامداری را افزایش بدهد؟ اصلاً چنین خواسته‌هایی از این طرز فکر مضحک است. از روز اولی که اینها به قدرت رسیدند آمدند تا اسلام را نابود کنند و طبعاً هم مردم ایران باید با همین دید به آنها نگاه کنند. آنچه که امروز در کشورهای خارج به نام اسلام‌هراسی مطرح است و در دستور کار آنها قرار دارد، با اسلام وهابیت و یا اسلام بن‌لادن و طالبان کاری ندارد، با اسلامی کار دارد که مولد و مبارز است و تحت هیچ شرایطی با اسرائیل کنار نمی‌آید. آزاد کردن فلسطین را در دستور کار دارد. شعار من النهر الی البحر می‌دهد، چیزهایی که در ذهن خودشان هم نیامد.

امروزه همچنان ملت ايران،از اهداف اقدامات ايذايي دولت هاي استعماري به ويژه دولت آمريكا به شمار مي رود.آيا خط تحريم ،ادامه همان رفتارهاي گذشته اين جماعت است؟

از شعار ما، اسلامی که ترویج کردیم و یادمان امام می‌ترسند. امامی که آمد و با صراحت و شجاعت گورباچف را مخاطب قرار داد که کمونیسم آخرین نفس‌های خود را می‌کشد. به خدا قسم به روح بزرگ این مرد آسمانی قسم می‌خورم، اگر این حرف را یک دانشمند غربی زده بود به او مدال می‌دادند و ده تا سالروز برایش می‌گرفتند، بسیاری از بنیادها را در کشورهای مختلف به نام او می‌کردند، ولی چون امام را دشمن خودشان می‌دانستند حاضر نبودند نامی از امام ببرند.

تا شعار ما اینهاست، آنها دشمن ما هستند. سوء تفاهم نشود. آدرس اشتباهی به ما ندهند، آنها حاضر نیستند با ما صلح کنند. قرآن کریم به صراحت می‌گوید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَه لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ»(1) دشمن‌ترین دشمنان شما صهیونیست‌ها هستند و بعد امپریالیست‌ها. اگر از اصولمان دست برنداریم آنها حاضر نیستند با ما مذاکره کنند. زمانی حاضرند با ما مذاکره کنند که ما افول کرده باشیم. بنابراین ما هستیم تا زمانی که این محل و این راه وجود دارد و خداوند متعال به ما این توفیق را بدهد که بتوانیم پاسدار ارزش‌هایی باشیم که حضرت امام(ره) علیه بنیان گذاشت و مقام عظمای ولایت آن را در دستان توانمند خود محکم می‌فشارد و از همه می‌خواهم از این خط حمایت کنید.

پی‌نوشت:

(1) قرآن کریم، سوره مائده، آیه 82

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها