افزايش جمعيت از يكسو و ميزان نيازهاي شهروندان و درخواست از سوي ديگر سبب شده است زندگي شهري در كلانشهرها با دغدغه و استرسهاي فراواني همراه شود. با نگاهي به بخشهاي مختلف شهري كلانشهرها در حوزههاي شهرسازي، حملونقل عمومي، محيطزيست شهري و عمران شهري ميتوان مشاهده كرد كه در جايجاي اين كلانشهرها پروژهها و طرحهاي بسياري ديده شده است كه عمر برخي از اين طرحها و پروژههاي شهري به يكي دو دهه بالغ ميشود و همچنان طرحهاي كلانشهرها بهدليل پيچ و خمهاي بسيار به اتمام نرسيده است.
حركت لاكپشتي پروژهها
كلانشهرها در همه جاي دنيا جدا از زرق و برق خيرهكنندهشان، مشكلات خاص خود را دارند، مشكلاتي كه به بزرگي همان شهرند كه گاه براي كساني كه در آن زندگي يا زياد رفتوآمد ميكنند طاقتفرسا ميشوند. كلانشهرهاي ما در ايران زمان بسياري است كه زير بار اين مشكلات كمرشان خم شده است؛ گاهوبيگاه دولتي حرفي ميزند و وزيري تأييد ميكند و تا امروز كاري عملي و بنيادين انجام نشده است.
اما به دليل موانع و محدوديتهاي عمراني، شهري و اقتصادي طرحها و پروژههاي كلانشهرها همچنان با سرعت لاكپشتي در حال اجرا هستند. حال اين انتظار ميرود پروژههاي نيمهتمام شهري كلانشهرها كه داراي نواقص است به اتمام برسد، گاهي برخي پروژهها با هر زحمتي شده به اتمام ميرسد و پروژه به صورت كامل آماده و تجهيز نشده مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد. اين انتظار ميرود مديريت شهري با شورا و شهرداري اولويت برنامهها و كارهاي خود را روي اين پروژههاي نيمهتمام زوم كنند و با رصد مسائل و مشكلات موجود نسبت به اتمام اين پروژهها وارد فاز عمليات مديريت جهادي بشوند تا سيماي كلانشهرها تا حد ممكن از اين معضلات و مشكلات عمراني و شهري پاك شود و شهروندان كه سالها انتظار كشيدهاند اين پروژهها همچون پروژههاي ديگر به نتيجه نهايي برسد، بتوانند از آنها استفاده كنند و بايد آگاه بود كه در شرايط كنوني اقتصادي كه تورم بر بخشهاي مختلف سايه افكنده است، اتمام پروژههايي از اين دست ميتواند، جان دوباره به ساير بخشهاي كلانشهرها بدهد. از آنجا كه دامنه مسائل و مشكلات شهري كلانشهرها به يكديگر گره خورده است ميتوان با گشايش يك گره عملاً كمك به رفع و حل ساير مشكلات نيز كرد و نبايد فراموش كرد كه در دهه اخير ميزان رشد، توسعه و ارتقاي زندگي شهري به واسطه تلاش مديريتهاي شهري كلانشهرها بسيار چشمگير و قابل توجه است، بنابراين لازم است تا اعضاي شوراي دوره چهارم كه هم از لحاظ تعداد و هم از لحاظ تخصص نسبت به دوره سوم داراي نقاط قوت و پتانسيل بيشتري هستند به اين مهم توجه ويژهاي نشان دهند و با طرح پروژههاي نيمهتمام ضروري، با تعامل شهرداري نسبت به اتمام پروژههايي از اين دست اقدام لازم و عاجل را به عمل بياورند.
آلودگي هوا و ترافيكاز سوي ديگر يكي از اصليترين مشكلات كلانشهرها آلودگي هوا و ريزگردهاست كه امروزه به يكي از معضلات شهرهاي بزرگ تبديل شده است كه شايد اين پديده را بتوان ناشي از فقدان زيرساختهاي حمل و نقل نيز دانست، چراكه افزايش خودرو و ترافيك عمومي موجب تراكم ذرات معلق در هوا شده و اين جان شهروندان را تهديد ميكند. اما اين تنها بخشي از مسائلي است كه كلانشهرها با آن دست به گريبان هستند، سيل مهاجرت از شهرهاي كوچك به آنها از مهمترين معضلاتي است كه توسعه و رشد فرهنگي و اقتصادي كلانشهرها را تهديد ميكند. اين خود موضوعي است كه اكنون نه تنها به رشد حاشيهنشيني دامن زده بلكه باعث ايجاد مشاغل كاذب و شكلگيري آسيبهايي شده كه سلامت اجتماعي را نشانه گرفته است. امروز نيمي از جمعيت 6 ميلياردي جهان ساكن شهرها هستند. اكثريت جهان و زمين رفته رفته به شهر تبديل ميشود. در سال ۱۸۰۰ تنها سه درصد جمعيت جهان در شهرها ميزيستند، در سال ۱۹۵۰ اين ميزان به ۲۹ درصد رسيد و در سال ۲۰۰۰ اين ميزان به ۵۰ درصد رسيده است.
نبود مديريت يكپارچه شهريدر همين راستا سعيد ساداتنيا، كارشناس مسائل شهري، نبود مديريت يكپارچه شهري را اصليترين مسئله براي حل مشكلات كلانشهرها ميداند و ميگويد: از ديد من نبود مديريت يكپارچه بر مبناي اولويت دادن به حقوق عمومي بزرگترين مشكل ماست. ما بايد با برنامهريزي درست و بلندمدت و با تكيه بر شوراها، شوراياريها و تشكلهاي مردمي هرمي را استوار كنيم كه در آن مردم خود را در تمامي مشكلات و آسايش و رفاه شهر سهيم بدانند. ما بايد شهري مبتني بر شهروندان آگاه و مسئول داشته باشيم و آنها را در اداره شهرشان دخيل كنيم. با مردم شفاف سخن بگوييم تا بتوانيم كلانشهرهايمان را از اين وضعيت نابسامان نجات دهيم.
مشكلات و كاستيهاي زيرساختيوي معتقد است كه هيچ يك از كلانشهرهاي ما زيرساختهاي مناسب را ندارند و تأكيد ميكند: نخستين قدم بايد ساخت اين زيرساختها باشد. ما در كشور توان بسياري داريم كه تا امروز چندان از آنها استفاده نشده است. فرهيختگان و متخصصان هر جامعه سرمايههاي آن هستند كه نبايد ناديده گرفته شوند بلكه بايد از توان اين افراد براي بهبود جامعه بهره برد.
ساداتنيا، منفعتطلبي برخي را موجب بروز چنين مشكلاتي ميداند و تصريح ميكند: مشكلات از جايي شروع شد كه برخي براي منافع خود كارهايي كردند كه امروز نتيجه و بازده آن به اين شكل در جامعه خود را نشان ميدهد. فرهنگ خريد اتومبيل شخصي و آن هم نه يك اتومبيل از كجا ناشي شد. امروز هر خانهاي دو تا سه اتومبيل دارند كه اينها همه هزينه دارد. فرهنگ خريد اتومبيل جدا از فرهنگ نادرستي كه بهوجود ميآورد نيازمند بازكردن فضاي شهر براي تردد آنهاست. مديران براي اين شمار اتومبيل اقدام به ساخت اتوبان و بزرگراه به قيمت از بين بردن باغهاي زيباي شهرها ميكنند و از اين سو مردم هم هر روز به سوي خريد اتومبيلهاي گرانقيمت تشويق ميشوند.
وي با اشاره به وجود مشكلات زيرساختي حمل و نقل در اكثر شهرهاي بزرگ كشور ميگويد: چه شد كه جمعيت كلانشهرهاي ما اين اندازه شد؟ براي نمونه در كلانشهر تهران ما تنها ظرفيت 5 تا 6 ميليون جمعيت را داريم اما امروز ميبينيد كه حدود 14 ميليون نفر در اين شهر زندگي ميكنند. ساداتنيا در همين زمينه ادامه ميدهد: در مرفهترين شهرهاي اروپا كمترين ميزان استفاده از اتومبيل شخصي وجود دارد و حملونقل بر مبناي سيستم حملونقل عمومي، پيادهروي و دوچرخه است. وي ميافزايد: ما قوانين بسيار داريم اما قانوني كه كاربردي باشد وجود ندارد. زمانيكه سيستم درست در جامعه نباشد و از مردم دريغ شود فاجعه به بار ميآيد كه فجايعي مانند گسترش اعتياد، فحشا يا همين افزايش سرطان در كشور اثرات همين سيستم نادرست است.
مهندس ساداتنيا گفت: بايد به خاك، جوي، درخت و زمين احترام بگذاريم و آموزش در زمينه تفكيك زباله و استفاده بهينه از آب و تردد نابهجا را در اولويت برنامههايمان قرار دهيم.
تعامل مردم، مديريت شهري و دولتبه واقع بايد توجه داشت هر يك از اين پروژههاي شهري در صورت بيتوجهي به اتمام آنها، خود سبب تشديد ساير مشكلات و معضلات خواهند شد كه هزينههاي بسياري بر شهر و شهروندان تحميل خواهد كرد و بايد دانست كه با گام برداشتن جدي مديريت در اين مسير، ميزان رضايتمندي شهروندان كه صاحبان اصلي شهر و سرمايه شهري به حساب ميآيند نيز افزايش خواهد يافت و اتحاد ميان مديريت شهري و شهروندان بيش از پيش تقويت خواهد شد و تعامل و همكاري در سايه مشاركت شهروندي براي انجام امور شهري افزايش يافته و كلانشهرها را پوياتر خواهد ساخت.
در پايان آنچه بايد بدان اشاره كنيم اينكه مسائل و مشكلات كلانشهرها در ايران صحبت امروز و ديروز نيست و البته تنها هم شامل آلودگي هوا و ترافيك و كمآبي نيست و براي رفع آن هم نميتوان يك شبه كاري كرد. اين مشكلات نيازمند زيرساختهاي بنيادي است و دولت بايد با تخصيص اعتبار و ارائه راهكارهاي عملياتي مسائل و مشكلات كلانشهرها را برطرف كند و در غير اين صورت در سالهاي نه چندان دور با ابرشهرهايي سرشار از ناهنجاري روبهرو خواهيم بود كه اداره آنها نه تنها هزينه بلكه ريسكپذيري بالايي را طلب ميكند.