براي آنهايي كه دهه 50 و 60 را تجربه كردهاند بازيهاي كودكان امروزي اصلا جذابيتي ندارد. نه اينكه حالا سنشان بالا رفته و از ديدگاه خود به اين موضوع نگاه ميكنند، نه، بلكه به نظر آنها اگر همين الان دوباره به دوران كودكي برگردند و بخواهند با بچههاي هم سن و سال خود بازي كنند، بازيهاي كودكان امروزي براي آنها جذاب نيست و هيچ وقت حاضر نيستند بازيهاي دلچسب دوران خودشان را با بازيهاي فانتزي الان عوض كنند. براي بچههاي دهه 60 بازي يك معناي ديگري داشت، همهاش جنب و جوش بود و بالا و پايين پريدن. سرتاسر بازي هيجان بود و خنده و شادي كه تمام كوچه را پر ميكرد. مخصوصاً عصرهاي تابستان كه كوچه پر ميشد از بچههاي قد و نيم قد با يك توپ پلاستيكي دولايه يا مقداري تيله و يك لنگه دمپايي و بعضي وقتها هم با چوبهايي براي بازي الك دولك.
فراموش شدن بازيهاي دهه 60
اين روزها اما از بازيهاي زيباي دهه 60 خبري نيست، ديگر هيچ شيشهاي در كوچهها نميشكند، هيچ همسايه بداخلاقي توپ بچهها را پاره نميكند تا بچهها با چشماني گريان به خانه برگردند. لباس بچهها كثيف و پاره نميشود يا اصلاً اجازه بدهيد راحتتر بگويم اين روزها ديگر هيچ بچهاي در بازي دست يا پايش نميشكند كه بعد همه بچهها دور هم جمع شوند با يكديگر همخواني كنند كه «بازي اشكنك داره، سرشكستنك داره».
نه ! اين روزها اصلاً بازيهاي بچهها دلچسب نيست. همهاش شده بازيهاي رايانهاي، بازيهايي كه به اعتقاد كارشناسان تأثيرات بسيار مخربي روي شخصيت كودك ميگذارد و از نظر جسمي و روحي آثار منفي بر كودك دارد. شايد براي همين است كه اين بازيها براي بچههاي دهه 50 و 60 كه امروز والدين كودكان در اين دهه به حساب ميآيند اصلاً جذابيت ندارد و دلنشين نيست.
اين روزها به اعتقاد والدين بچه خوب بچهاي است كه يك جا بنشيند و با تبلتش بازي كند يا يك گوشه اتاق با اسباببازيهايش سرگرم شود. والدين كم طاقت اين روزها اعصاب بازي و جنب و جوش كودكان خود را ندارند، در عين حال فضاي محدود آپارتماني اجازه نميدهد كه كودكان امروز براي خودشان كودكي كنند و در دنياي زيباي كودكانه خود خوش و خرم باشند.
نوع بازيهاي بچههاي امروز زمين تا آسمان فرق كرده و اين بازيهاي الان چندان جذابيتي ندارد. بازيهاي خشن رايانهاي كه به كودكان خشونت را ميآموزد!
جاي خالي عمو زنجيرباف
براي كودكان ديروز بازيهاي دوران كودكي تعريف ديگري دارد. از بازي در ظهر تابستان وسط كوچههاي خلوت و روي آسفالت داغ گرفته تا دويدن دنبال توپ با نهايت سرعت درزمين خاكي محله كه مخصوص پسرها بود و بازيهايي مثل خط بازي و لي لي كه بازيهاي مورد علاقه دختر خانمها بود.
بچههاي دهه 60 با حس خاصي از بازيهاي دوران كودكي خود تعريف ميكنند، از اينكه از بس روي آسفالت داغ در هواي گرم تابستان دويده بودند صورتهايشان مثل كارگران زحمتكش معدن سياه شده بود يا اينكه توپ پلاستيكي دو رنگ را با يك تكل از زير ماشيني كه كنار كوچه پارك شده بود بيرون ميكشيدند يا از خاطراتي ميگويند كه وقتي توپ همين بچهها زير پل وسط كوچه گير ميكرد، اين قدر به جان اين توپ بيچاره سنگ ميزدند كه بالاخره از زير پل بيرون ميآمد.
دزد و پليس، قايم باشك، الك دولك، هفت سنگ، خط بازي، فوتبال گل كوچيك، بالا بلندي، زو، شاه و وزير، استپ آزاد، بشين پاشو، طنابكشي، عمو زنجيرباف، سنگ كاغذ قيچي، گردوشكستم، كلاغ پر، گرگم و گله ميبرم، نون بيار كباب ببر، وسطي، يه قل دوقل و... اينها نه تنها بازيهايي است كه براي كودكان نسل امروز غريبهاند بلكه حتي اسامي اين بازيها نيز براي كودكان امروز واژههاي غريبي است.
اين روزها بازيهايي مانند عمو زنجيرباف جايشان حسابي خالي است. يادتان هست دستهاي يكديگر را ميگرفتيم، يك دايره بزرگ تشكيل ميداديم و از ته گلو فرياد ميزديم عمو زنجيرباف بله... يادش بخير...
اين همه درحالي است كه به عقيده كارشناسان، انجام بازيهاي خارج از منزل براي شكوفايي حس آزادي، كنجكاوي، خطرپذيري و آزمون و خطاي كودكان يك الزام محسوب ميشود، چراكه كودكان به فرصتي نياز دارند تا ناشناختهها، غيرمترقبهها و حوادث ماجراجويانه و در حقيقت كودكي خود را كشف كنند.
تحقيقات نشان ميدهد كودكاني كه بيشتر وقت خود را در خارج از منزل سپري ميكنند احتمال بسياري دارد كه در بزرگسالي به فعاليتهاي تفريحي مفيد و سالمي همچون پيادهروي، باغباني، دوچرخهسواري و كوهنوردي روي بياورند كه عدم انجام همگي اين موارد نيز به بحران سلامت اين سالها تبديل شده است.
تبلت، تنها سرگرمي كودكان
اين روزها ديگر از بازيهاي قديم خبري نيست و بچههايي كه بايد به عقيده كارشناسان به بازيهاي بيرون از خانه عادت داشته باشند درست شدهاند مثل يك مرغ خانگي كه ترجيح ميدهند گوشه اتاق با اسباب بازيهاي خود سرگرم شوند يا صبح تا شب پاي تلويزيون بنشينند و چند ساعتي از روز را نيز با بازي كردن با تبلت سپري كنند.
اين موضوعي است كه مورد انتقاد بسياري از كارشناسان قرار گرفته است به گونهاي كه به عقيده آنان با اين روند خيلي نميتوان انتظار داشت كه درآينده جامعهاي شاداب داشته باشيم، در حالي كه بازي كردن كودكان باعث ميشود تا در آينده افرادي شاداب و سرزنده باشند.
عليرضا فرزانه روانشناس كودك و مدرس دانشگاه ميگويد: متأسفانه آنچه امروز شاهد آن هستيم زنگ خطري است كه بعداً صداي آن را خواهيم شنيد.
وي با انتقاد از وضعيتي كه اكنون پيش آمده است ميگويد: اين روند بازي كودكان روندي نيست كه بتواند به رشد فكري، ذهني، عقلي، اجتماعي و حتي جسمي آنها كمك كند و اگر روند بازيها به همين منوال دنبال شود ديگر از جامعه شاداب خبري نيست و والدين بايد توجه داشته باشند كه بيش از پيش به موضوع تربيت فرزندان خود دقت كنند.
اين روانشناس كودك ميگويد: درست است كه در حال حاضر فضاي مسكوني تبديل به آپارتمان شده و امكان بازيهاي آزادانه تا حد زيادي از كودكان گرفته شده است اما والدين بايد با برنامهريزي مناسب براي كودكان خود وقت بگذارند و با ثبت نام آنها در كلاسهاي ورزشي و نيز بردن آنها به بوستانها و تفرجگاهها به رشد آنان و تخليه هيجانات دوران كودكي فرزندان خود كمك كنند.
بد نيست بدانيد بر اساس تحقيقات صورت گرفته داشتن فعاليت مكرر باعث حفظ و نگهداري مناسب حجم استخوان كودكان و دنبال هم دويدن آنان موجب تقويت و حفظ بافت عضلاني بچهها ميشود.
به عقيده كارشناسان، بدو بدوهاي معمول بازيهاي كودكانه، مواد شيميايي مغز را تحريك كرده، علائم افسردگي و اضطراب را كاهش داده و اعتماد به نفس كودكان را افزايش ميدهد.
عليرضا فرزانه در اين زمينه اظهار ميدارد: بايد بدانيم كه بازي كردن كودكان تأثيرات بسيار خوبي بر روي آنها ميگذارد و علاوه بر اينكه از لحاظ جسمي به تقويت قد و استخوانبندي آنها كمك ميكند ميتواند از نظر روحي و رواني نيز در آنها تأثير داشته باشد.
اين روانشناس كودك ميافزايد: بازي كردن يعني تمرين زندگي، بازي باعث ميشود تا تعامل رفتاري كودك با ديگران افزايش يابد و كودك با بازي كردن ياد ميگيرد چگونه با اطرافيان خود برخورد كند و اين خوب رفتار كردن ميتواند در تشكيل شخصيت كودك در بزرگسالي مؤثر باشد. به گفته وي بازي كردن موجب ميشود تا ظرفيتپذيري در كودكان افزايش يابد و كودكان در بازيهاي خود اين نكته را ميآموزند كه زندگي شيريني و سختيهايي دارد، زندگي يك دست نيست و اصطلاحاً پست و بلنديهايي دارد.
فرزانه در ادامه ميگويد: بازي كردن كودك باعث ميشود تا وي ظرفيت پذيرفتن شكست را فراگيرد و در دوستيابي و ارتباط با ديگران تجربيات بسيار مناسبي را كسب كند.
اين روانشناس كودك در بخش ديگري از صحبتهاي خود ميگويد: اين نكته را بايد بدانيم كه اگر كودك بازي نكند علاوه براينكه ازحق طبيعي خود كه همان كودكي كردن است محروم ميشود، بلكه بيماريها و مشكلات جسمي و روحي نيز در بزرگسالي همراه وي خواهد بود.
به گفته اين مدرس دانشگاه، عوارض جسمي مانند چاقي، كمتحركي، ضعف ديد، كوتاهي قد، عدم رشد مناسب عضلات و... متوجه كودكاني ميشود كه امكان بازي كردن، دويدن و جست و خيز كردن را ندارند.
وي اضافه ميكند: مشكلات روحي مانند افسردگي، اضطراب، گوشهگيري، كاهش ارتباط با ديگران، دور شدن از محيطهاي اجتماعي و خانوادگي، پرخاشگري، حسادت، خودخواهي، انزوا و... نيز از ديگر مشكلاتي است كه كودكان كمتحرك را تهديد ميكند.
وي در ادامه به خطرات بازيهاي رايانهاي ميپردازد و ميگويد: يكي از مهمترين مشكلاتي كه اكنون با آن روبهرو هستيم علاقهمندي كودكان به بازيهاي رايانهاي است. اين بازيها باعث بروز انواع مشكلات روحي در كودكان ميشود و پرخاشگري و خشونت در آنها افزايش مييابد.
دوچرخه به جاي تبلت
اين روانشناس كودك در صحبتهاي خود به نكته بسيار جالبي اشاره ميكند و ميگويد: بهتر اين است كه والدين براي كودكان خود به جاي تبلت، دوچرخه بخرند و اگر قرار است به كودك خود جايزه بدهند براي او دوچرخه بخرند و كودك را به بازي، تحرك و نشاط تشويق كنند نه اينكه باعث شوند كودك يك گوشه بنشيند و با تبلت بازي كند.
وي خاطر نشان ميكند: وسايلي را براي فرزندانمان تهيه كنيم كه آنها را به بازيهاي بانشاط و همراه با تحرك وادارد و از گوشهنشيني و انزوا خارج كند.
در اين ميان اما وقتي به بررسي ابعاد ديگر موضوع ميپردازم به نكات ديگري نيز در خصوص تغيير نوع بازيهاي كودكان برميخورم؛ اينكه والدين كمحوصله شدهاند يا اينكه فضاي منازل مسكوني امروزه بيشتر فضاي آپارتماني است و نه يك حياط بزرگ كه بچهها باهم بازي كنند.
و نكته ديگر اينكه تك فرزندي يكي از عوامل مهم تغيير نوع بازي كودكان است، تغييري كه زنگ خطر آن از مدتها پيش به صدا درآمده و علاوه بر والدين، مسئولان و برنامهريزان نيز بايد به آن توجه جدي داشته باشند.
مشكلي به نام تك فرزندي
علي حسيننژاد دانشجوي مقطع دكتراي جامعهشناسي در باره موضوع تكفرزندي ميگويد: تكفرزندي و تمايل والدين براي داشتن يك يا نهايتاً دو فرزند در دو سه دهه اخير باعث شده تا بازيهاي كودكان نيز خود به خود دستخوش تغيير شود و امروزه با فرزنداني روبهرو شويم كه دنياي بازي آنها با دنياي بازي كودكان در دهههاي گذشته زمين تا آسمان تفاوت داشته باشد.
اين جامعهشناس ميگويد: گاه والديني را ميبينيم كه هر دو كارمند هستند و يك يا دو فرزند دارند كه ساعتي از روز اين فرزندان در مهد يا مدرسه نگهداري ميشوند و ساعت ديگر را در خانه با تبلت و بازيهاي رايانهاي سرگرم هستند و اين موضوع باعث ميشود تا شكلگيري شخصيت فكري و اجتماعي كودك دچار اختلالاتي شود.
وي ميگويد: در گذشته وضعيت زندگيها متفاوت بود، خانوادهها معمولاً پرجمعيت بودند و خانهها بزرگ بود و حتي اگر بچهها قرار نبود در كوچه بازي كنند حياط بزرگ خانه محل مناسبي براي بازي خواهران و برادران بود كه با بازيهاي كودكانه خود اصطلاحا خانه را روي سرشان ميگذاشتند.
وي ميافزايد: درست است كه در حال حاضر شيوه زندگي بسياري از افراد آپارتماني شده است اما به نظر ميرسد كمحوصله بودن والدين دليل پررنگتري باشد، چراكه اگر والدين براي كودكان خود وقت بگذارند و در فرصتهايي كه به وجود ميآيد آنها را به پارك ببرند و با آنها بازي يا فرصت بازي كردن آنها با ديگر كودكان را فراهم كنند ديگر شاهد بسياري از مشكلات شخصيتي كودكان نخواهيم بود.
وي خاطر نشان ميكند: آنچه امروز شاهد هستيم وضعيتي است كه مورد رضايت هيچ كس نيست و درباره آينده آن خوشبين نيستيم، بنابراين مسئولان و برنامهريزان از همين حالا بايد براي شيوه درست بازي كردن كودكان راه چارهاي بينديشند، كودكاني كه آيندهسازان اين جامعه هستند.
ياد بازيهاي بچههاي دهه 50 و 60 بخير، ياد كوچههاي زيباي عصر تابستان بخير، چقدر بازيهاي آن دوران دلنشين بود، ياد زمينهاي خاكي محله بخير، ياد قايم باشك، الك دولك، هفت سنگ، خط بازي، بالا بلندي، استپ آزاد، بشين پاشو، طنابكشي، عمو زنجيرباف، سنگ كاغذ قيچي، ياد همه آن بازيهاي قشنگ بخير، راستي كسي از عمو زنجيرباف خبر دارد؟...