ادباي بزرگ ايران زمين در صحيفه ادبي و سخنسراييشان، به هر نكتهاي كه در رشد اخلاقي و بالندگي فرهنگي جامعه انساني نقشآفرين و لازم بوده است توجه كرده و آنها را در قالبي زيبا و مضموني دلكش عرضه داشتهاند؛ از آن جمله است موضوع «همت» و «كار...»
ببخشيد اولاد آدم در فصل امتحانات جزوههاي درسي خود را اشتباهي با خود سر كار ميآورد. دوباره ستون را شروع ميكنيم به نوشتن. هر چه خوانديد كشك بود!
... وي در ادامه از شناسايي مشاغل جديد به عنوان يكي از برنامههاي در دستور كار سازمان آموزش فني و حرفهاي استان تهران خبر داد و گفت: معتقديم كه شغلهاي زيادي در دنيا وجود دارد كه با بوميسازي آنها در كشور ميتوان زمينه اشتغال پايدار براي جوانان را فراهم كرد به همين منظور مشاغل مختلف دنيا را با كمك بخش دولتي و خصوصي بوميسازي كردهايم كه استانداردهاي آن در حال تدوين است. (او نگفت كه كدام مشاغل دنيا؟ مشاغل شبانه يا روزانه؟ مشاغل خوب يا بد؟ او حتي نگفت كه شايد برخي از آن مشاغل توسط بخشهايي از جامعه از قبل بومي شده باشد و دولت خودش را زده است به ندانستن يا نديدن! او...)
به گفته خانپور، شناسايي مشاغل جديد و تدوين استانداردهاي آن بر اساس تقاضا محوري جامعه صورت خواهد گرفت تا جوانان مهارتهاي فني و حرفهاي را كسب كنند و زمينه اشتغال به كار در خارج از مرزها برايشان فراهم شود. (بنابراين حالا كه تقاضامحوري در جامعه ملاك ايجاد شغل است، يكي بيايد و اولاد آدم را بفرستد دنبال تقاضا! راستي الان چه جور تقاضايي در جامعه موجود است كه بايد بومياش كنيم؟ نگوييد كه تقاضا داريم تا تقاضا! آن وقت من هم ميگويم عرضه داريم تا عرضه!)
راستش گوش اولاد آدم از اين حرفها پر است؛ اينكه ميگويند ۹۰ درصد بازار جهاني در اختيار مشاغل خانگي است پس برويم داخل خانهها. اينكه ميگويند بوميسازي رشتههاي تحصيلي بايد همواره در اولويت برنامههاي دانشگاهها قرار گيرد پس دانشگاه را ببريم داخل روستا. اينكه ميگويند لازم است ساماندهي بخشهاي مختلف كشاورزي، صنايع دستي و مبادلات تجاري در راستاي ايجاد اشتغال و رونق اقتصادي در استانها مورد بازنگري قرار بگيرد پس ما كار توليد نكنيم و استاندار توليد بكند. اينكه ميگويند با هدفگذاري بر اساس شبكهسازي كسب و كار مدلهاي بومي و ايجاد اشتغال ميتوان حلقههاي به هم پيوسته فرا استاني تشكيل داد و به اين ترتيب با ايجاد صنايع تبديلي به توسعه اشتغال كمك ميشود پس استانداران را ببريم جلسه هيئت دولت. اينكه....
اولاد آدم ميداند عيب از تدبير دولت نيست. اين جوانان ما هستند كه هميشه معيوب هستند. اولاد آدم يادش ميآيد كه از اديسون پرسيدند: چرا بيشتر جوانان موفق نميشوند؟ گفت: «براي اينكه راه خود را نميشناسند و در جاي ديگري گام برميدارند. چنين افرادي، دو نوع ضرر به جامعه ميزنند: كاري را كه شايستگي آن را دارند و اگر تعقيب كنند، كامياب ميشوند، انجام نميدهند؛ كاري را كه بر عهده گرفتهاند به خوبي انجام نميدهند و از عهده آن برنميآيند.» به اولاد آدم نگوييد كه او اديسون بود و آن زمان هم جوانان خودشان ميتوانستند بروند كار پيدا كنند چون دولتيها هر كدام 10 تا شغل را داخل جيبشان نگذاشته بودند!
شهريار ايران زمين دراين باره چنين ميسرايد:
چه كنم شاعر آفريدستم/كار ديگر نيايد از دستم/جان من! پيروي كن از كاري/كه هوايي از او به سر داري/هركه با ذوق فن، مُجِد گردد/در فن خويش مجتهد گردد/با چنان ذوق دكتري، پاستور/حق هم اين بود كاو بوَد دكتر/يا كه مير سخنوران «ولتر»/چيست غير از سخنور و شاعر/ورنه پاستور اگر كمانچه زدي/يا اديسون اگر طبيب شدي/اين همه راز دهر بود نهان/وز نوابغ عقيم بود جهان.
بنابراين در انتهاي ستون نتيجه ميگيريم كه بوميسازي خوب است و براي فرهنگسازي در اين زمينه خوب است كه مسابقه شعر بگذاريم. اصلاً سمينار برگزار كنيم. پوستر و بيلبورد بزنيم. رپورتاژ چاپ كنيم و پولدار شويم.... تا 100 روز ديگر گزارشش را اولاد آدم در اين خصوص ميدهد. لطفاً مكدر نشويد!