داخل تاكسي پشت ترافيك چراغ قرمز بودم كه ناگهان مردي روي كاپوت تاكسي افتاد. وحشتزده مشتهايي را ميديدم كه بين دو نفر رد و بدل ميشد. صورت خونين يكي از آنها صحنه دلخراشي را بهوجود آورده بود. ابتدا تصور ميكردم در حال ديدن صحنههاي اكشن يك فيلم سينمايي هستم اما بيخبر از همه جا شاهد دعوايي بودم كه از فرجام آن بوي خوشي نميآمد. بيرون از ماشين متوجه شدم اين دعواي خونين به خاطر تصادف جزئي دو خودرويي است كه خسارت چنداني هم نديدهاند و اين دو نفر براي هيچ همديگر را ميزدند. بيشك پايان اين دعواي خياباني چيزي نبود جز چاقو، صداي فرياد، پهلوي شكافته، زندان و چوبه دار.
بر اساس تعريف دكتر چارلز اسپيلبرگر متخصص مطالعه خشم و روانشناس:«خشم حالتي عاطفي است كه از نظر شدت از تحريك ملايم تا عصبانيت شديد تغيير ميكند». خشم مانند ساير عواطف همراه با تغييرات فيزيولوژيكي و زيستشناختي است. وقتي عصباني ميشويد ضربان قلب و فشار خون شما بالا ميرود و سطوح هورمونهاي مربوط به انرژي مانند آدرنالين و نورآدرنالين افزايش مييابد. به عبارتي ديگر خشم احساسي طبيعي است كه حاصل حالت هيجاني، فيزيولوژيك و شناخت ماست و در صورت مواجهه با ناكامي ايجاد ميشود. وقتي عامل دروني يا بيروني مانع رسيدن ما به هدف شود احساس خشم ميكنيم. ولي پرخاشگري رفتاري است كه گاهي بر اثر احساس خشم در افراد ديده ميشود. هدف پرخاشگري صدمه زدن به ديگري است كه ممكن است به صورت كلامي (توهين، تهديد، طعنه زدن يا مسخره كردن) يا جسمي (تنبيه كردن و درگيري فيزيكي با ديگران) باشد. پرخاشگري نوعي واكنش رفتاري است كه در افراد خشمگيني كه ترسو و ضعيف بوده و احساس ناامني ميكنند ديده ميشود. آنها هنگام مواجهه با ناكامي، خويشتن را در خطر انهدام مييابند. احساس خطر انهدام حتي اگر يك خطر واقعي نباشد، افراد را به سوي پرخاشگري سوق ميدهد.
دلايل بروز خشمدر جامعه ما عصبانيت و خشم نماد بيروني پيدا كرده و سلامت جامعه را به خطر انداخته است. دلايل متعددي در بروز اين عصبانيتها و پرخاشگريها دخيل هستند. يكي از دلايل مهم كه مسئولان آن را ناديده ميگيرند مصرف الكل و مواد مخدر است.
دكتر محمود گلزاري روانشناس به رابطه مستقيم بين عصبانيت و مصرف مواد مخدر قائل است و ميگويد: «ثابت شده است كه انواعي از مواد مخدر ( بنا به تركيبات اين مواد) و مصرف الكل در بالا رفتن سطح خشونت بسيار تأثير دارد. در امريكا 44درصد از قتلها و تصادفات رانندگي مربوط به افرادي است كه از مشروبات الكلي استفاده كردهاند. به همين دليل پليس در كشورهاي غربي بر سر هر چهارراه از بازدم رانندهها با استفاده از الكلسنج، ميزان الكلي را كه راننده مصرف كرده است، متوجه ميشوند. آنها براي استفاده از مشروبات الكلي حد مجازي قرار دادهاند و الكل را جدي ميگيرند. ما به صورت آشكار و پنهان در سالهاي گذشته و به شدت در اين اواخر مسئله الكل را در جامعه داشتيم اما مسئولان به اين موضوع توجهي نداشتند. زماني كه من عضو شوراي پژوهش مواد مخدر بودم به مسئولان هشدار ميداديم كه مصرف الكل در جامعه رو به افزايش است و به صورت غيرقانوني الكل در داروخانهها فروخته يا به صورت قاچاق وارد كشور ميشود.»
گلزاري، معاون ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در گفتوگو با «جوان» ادامه ميدهد:«براي آگاهي دادن به مردم هم از طريق زمينههاي مساعدي كه در فرهنگ غني ما وجود دارد و هم از راه موضوعات ديني ميتوانيم به صورت وسيع درباره الكل حرفها و نكتههاي خوبي ارائه دهيم. اگر روحانيون ما بدانند كه مسئله الكل موضوعي بسيار جدي است هم روي منابر درباره آن صحبت ميكنند هم در تلويزيون به آن ميپردازند. متأسفانه دوستان ما در گذشته ميگفتند در مورد مضرات و عدم استفاده از الكل نه بحثي را مطرح كنيد و نه در مورد آن تبليغ كنيد.»
اين استاد دانشگاه به تعابير و تفكرات غيرعلمي در جامعه نيز اشاره ميكند و ميافزايد: «متأسفانه تعبير يا سوءبرداشتي هم رايج شده است كه غيرعلمي است و آن اين است كه كساني كه مواد مخدر استفاده ميكنند (كه اين موضوع بين رانندههاي ما بيشتر است) يا خودشان به اين نتيجه رسيدهاند يا ديگران به آنها توصيه كردهاند كه اگر ميخواهيد ترك كنيد اول بهتر است برويد سراغ مشروبات الكلي كه اگر اين را جايگزين مواد كنيد بهتر ميتوانيد ترك كنيد كه متأسفانه به غير از اعتياد به موادمخدر، اعتياد به الكل هم اضافه ميشود.»
از موارد ديگري كه در بروز خشم در جامعه ميتوان به آن اشاره كرد، تماشاي فيلمهاي خشن است و دكتر گلزاري در اين زمينه ميگويد:«روانشناسان ثابت كردهاند كه فيلمهاي خشن سطح خشونت را بسيار بالا ميبرد. شايد ما به اندازه كشورهاي غربي فيلمهاي خشن در تلويزيون نداريم اما در موبايلها، اينترنت و رسانههاي ديگر به وفور از اين موارد وجود دارد و اين عاملي بسيار مهم و تأثيرگذار در افزايش سطح خشونت در جامعه ماست، حتي نوع فيلمهاي داستاني ما در صدا و سيما. در فيلمهاي ايراني كه از تلويزيون پخش ميشود به راحتي به هم ميپرند، دعوا ميكنند و داد ميزنند كه مؤيد همين مطلب است. بنابراين بايد توجه داشت يك از عوامل افزايش خشونت در جامعه رسانهها هستند؛ رسانههاي رسمي و غيررسمي كه به اشكال مختلف تأثيرگذارند.»
آموزش در مسير سلامت جامعهنحوه رانندگي با اتومبيل بيش از ظاهر آن ميتواند فرهنگ و سطح اجتماعي فرد را مشخص كند. در واقع نحوه رانندگي نمونهاي بارز از اخلاق اجتماعي اشخاص است، چراكه رعايت قانون و مقررات، احترام به حقوق ديگران، افزايش آستانه تحمل فردي در مقابل محركهاي ترافيكي و ميزان پاكيزگي و سلامت اتومبيل و ايجاد فضاي آرام براي سرنشينان و رانندگان ديگر، همگي نمونههايي از رفتار اجتماعي راننده است كه هنگام رانندگي ناخودآگاه از شخصيت واقعي او منعكس ميشود و بايد دانست بسياري از اين عوامل اكتسابي هستند و افراد بايد آموزشهاي لازم را ديده باشند تا بتوانند رفتاري مناسب در برخوردها و محركهاي اجتماعي از خود نشان دهند. اينجاست كه بحث آموزش بايد جدي گرفته شود تا شاهد رفتارهاي ناهنجار در جامعه نباشيم. آموزش مهارتهاي زندگي مبحثي است كه بايد جدي گرفته شود تا كمتر شاهد حوادث ناگوار و نزاعهاي خياباني باشيم.
معاون ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان ميگويد:«آموزش نديدن مردم درباره مهارتهاي اجتماعي يكي ديگر از دلايل بروز عصبانيت در جامعه است. مردم تحمل همديگر را ندارند و اين موضوع تنها به قشر خاصي از جامعه مربوط نميشود و در همه سطوح جامعه وجود دارد.»
دكتر گلزاري با اشاره به اينكه مشكلات اقتصادي و ناتوانيهاي مالي در بروز خشم بسيار تأثيرگذار است، اظهار ميدارد:«ناكاميهاي اقتصادي يكي ديگر از عوامل عصبانيت است. همه روانشناسان در اين مسئله اتفاقنظر دارند كه پرخاشگري واكنشي در مقابل ناكامي است و اين از نظريههاي قديمي روانشناسي است كه ناكامي خشم ميآورد. ناكامي يعني براي رسيدن به هدف، موانع وجود داشته باشد. حال اين موانع ميتواند عيني يا ذهني باشد عيني مثل ترافيك. خود ترافيك مانعي است براي رسيدن به هدف و بر اساس نظريه ناكامي، خشم ميآورد. در خصوص عوامل ذهني ميتوان اين مثال را مطرح كرد كه فرد ميخواهد به هدف و آرزوهاي بلند پروازانه خود برسد كه مشكلات اقتصادي مانع آن ميشود. پس ناكاميهاي عيني و ذهني ميتواند در بروز خشم و عصبانيت مؤثر باشد.»
گلزاري ميگويد: «جرمشناس فرانسوي به نام كتِله معتقد است كه رابطهاي بين ارتكاب جرم با دماي هوا (گرما و سرما) وجود دارد. يعني در زماني كه هوا گرم است جرمها به صورت خشونت بار بسيار زياد است و در هواي سرد مثل زمستان جرمها به سمت سرقت بيشتر ميرود. بنابراين گرما، آلودگي هوا و وجود ترافيك از دلايل مهمي هستند كه تمام رانندگاني را كه ساعتهاي طولاني در سطح شهر بهخصوص شهر پرترافيكي مثل تهران رانندگي ميكنند، عصبي ميكند. مردم هم يكسري مسائل را رعايت نميكنند و در برخي موارد با تعدادي از رانندههاي خوب ما خيلي طلبكارانه برخورد ميكنند. متأسفانه رانندههاي ما به دليل شغلشان در سطح شهر 14 يا 15 ساعت حضور دارند و با تمام اين موارد درگير هستند پس بيشتر از بقيه افراد جامعه در معرض خشم و خشونت قرار دارند.»
بر اساس گفتههاي دكتر گلزاري ميتوان گفت عوامل متعددي در بروز خشم در جامعه دخيل هستند و البته ميتوان با آموزش صحيح بسياري از حوادث و درگيريهاي ناشي از عدم كنترل خشم را در مسير درست هدايت نمود.
با اين خشم و عصبانيت چه بايد كرد؟متأسفانه مشاهده نزاعهاي خياباني به قدري زياد شده است كه بهصورت يك عادت معمول درآمده و آن حساسيتهايي را كه بايد نسبت به آن داشته باشيم، نداريم و ديگر كمتر برايمان مهم است كه چه پايان دلخراشي را ميتواند يك حادثه بيارزش رقم بزند. حال سؤال اين است كه چه بايد كرد تا ديگر شاهد درگيريهاي خياباني نباشيم؟ آيا نهاد يا ارگاني هست كه مسئول ساماندهي و آموزش كنترل خشم و خشونت در جامعه باشد؟ آيا اين موضوعات براي مسئولان به عنوان يك دغدغه اجتماعي مطرح هست يا خير؟
بيستوهشتم دي ماه 1393 اولين كلينيك و مركز كنترل خشم با همكاري وزارت ورزش و جوانان و معاونت امور اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران رسماً آغاز به كار كرد. هدف اين مركز بنا بر گفته متوليان آن آموزش و كمك به افراد، به خصوص جوانان براي كنترل خشم و برخورد با آن است. معاون ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان ميگويد:« افزايش خشونت در ميان جوانان 18 تا 24 سال و همينطور جوانان 25 تا 34 سال موضوعي جدي است و بايد براي آن كاري انجام داد به همين منظوركلينيك كنترل خشم را با كمك شهرداري راهاندازي كردهايم. هدف از تأسيس اين مراكز پيشگيري از خشم و آموزش به مردم به خصوص رانندگان است. براي افزايش تعداد اين مراكز در حال صحبت و تصميمگيري هستيم.»
چه خوب ميشود روزي را شاهد باشيم كه افراد جامعه براي كوچكترين مسئلهاي گريبان يكديگر را نگيرند و با بردباري و بهرهگيري از كلام معصومين(ع) زندگي همراه با آرامش را تجربه كنند. حضرت علي در اين باره ميفرمايند:« بردبارى آتش خشم را فرو مىنشاند و تندى آن را شعلهورتر مىكند.»
آري ميتوانيم با روحيه گذشت، صبر و تحمل بسياري از عوامل ناخوشايند را مديريت كنيم و آرامش را براي خود و ديگران به ارمغان بياوريم.
اين گزارش را با بيان حادثهاي كه در تاريخ 19 ارديبهشت امسال در روزنامه خراسان منعكس و باعث شد حتي خواندن آن براي چند روز تمام افكارم را تحت تأثير خود قرار دهد تمام ميكنم و اميدوارم مرور آن عبرتي شود تا بتوانيم رفتار و اعمالمان را در هر شرايطي كنترل و آن را در جهت درست مديريت كنيم.
«شب جمعه به خاطر لغزندگي جاده در پي بارش باران، تصادفي خسارتي در كنار يك كارخانه توليدي واقع در بزرگراه آسيايي رخ داد. به دنبال وقوع اين حادثه دو برادر كه از خودرو پياده شده بودند با راننده خودروي ديگر به مشاجره پرداختند، اما طولي نكشيد كه مشاجره لفظي به دليل عصبانيت آني به درگيري كشيد و دو برادر، راننده ديگر را به باد كتك گرفتند. راننده مذكور درحالي كه از درد به خود ميپيچيد با برادر و دوستانش تماس گرفت و از آنها خواست تا به كمك او بيايند. طولي نكشيد كه افراد ديگري به محل وقوع تصادف رسيدند و به طرفهاي مقابل حملهور شدند. در همين حال تعدادي از كارگران كارخانه و نزديكان دو برادر كه در نگهباني كارخانه توليدي حضور داشتند نيز وارد اين درگيري شدند و بدين ترتيب برق شمشيرها در تاريكي شب درخشيد و صداي وحشتناك گلوله در فضا پيچيد. اين درحالي بود كه برخي از عوامل نزاع نيز با چماق به ديگران حمله ميكردند. در اين ميان ناگهان گلولهاي كه از سلاح دولول شليك شده بود به يكي از طرفين نزاع اصابت كرد و خونآلود نقش بر زمين شد. گزارش خراسان حاكي از آن است كه با شدت گرفتن درگيري مسلحانه، دو برادر به همراه پدرشان و يكي از كارگران كارخانه از يكسو و دو تن ديگر نيز از طرف مقابل مجروح شدند و جوان حدود 28ساله هم كه به خاطر اصابت گلوله آخرين نفسهايش را ميكشيد در اين جنايت تأسفبار جان سپرد»... اين هم پايان شوم خشم و خشونت!