موضوع تحريف شخصيت و مكتب امام (ره) قدمتي به درازاي شكلگيري و اوجگيري اين انديشه و به ويژه از پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل نظام جمهوري اسلامي ايران دارد و حضرت امام را به جرئت ميتوان تنها رهبر انقلابي دانست كه از همان نقطه آغاز نهضت نسبت به اين مهم حساس بود و تلاش داشت دامنه نهضت را از پيوستن يا سوءاستفاده جريانها و حركتهاي تحريفي مصون بدارد.
امام (ره) در مرحله شكلگيري حركت انقلاب، عملكردش به گونهاي بود كه حركت انقلاب را از همان آغاز خالص و ناب نگه دارد و به همين دليل بوده و هست كه هيچ جرياني خارج از خط اصيل و ناب انقلاب نميتواند مدعي باشد كه در پيروزي و شكلگيري انقلاب اسلامي فارغ از خط اصيل امام نقش داشته است، شايد مصداق بارز آن را بتوان در فراخوان و برگزاري راهپيمايي عظيم مردم در تاسوعا و عاشوراي سال 1357 دانست.
پس از پيروزي انقلاب نيز حضرت امام (ره) بر اين مهم عنايت داشت و به همين دليل از همان آغاز معياري را براي پيراستن خط انقلاب از فرصتطلبيهاي فردي و جرياني مشخص كرد و مسئوليت آن را در زمان حيات به مرحوم حاجسيد احمد آقا خميني سپرد تا از هرگونه سوءاستفاده افراد و جريانها در اين عرصه جلوگيري كند. اما با وجود اهتمام امام (ره) تاريخ انقلاب هيچگاه از خط تحريف شخصيت و مكتب امام فارغ نبوده و البته در هر مقطع متناسب با شرايط روز جامعه متفاوت بوده و است.
در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي، منافقين و ماركسيستها كه مجالي براي خود در عرصه جامعه نمييافتند، جزو آغازگران اين خط تحريف بودند، آنها با سوءاستفاده از عنوان خط امام در پوشش «سازمان مجاهدين خلق خط امام» يا «حزب توده خط امام» تلاش داشتند از اين طريق وجاهتي براي خود بيابند يااينكه برخي گروههاي التقاطي نظير جنبش مسلمانان مبارز كه در آن زمان به «امتي»ها مشهور بودند، سعي كردند اين خط تحريف رابا نفوذ در نهادهاي انقلابي نظير سپاه پاسداران انقلاب اسلامي يا جهاد سازندگي دنبال كنند كه البته پالايش آنها از اين نهادهاي انقلابي با دشواريها وهزينههايي همراه بود. خط تحريف البته در دوران امام (ره) به دليل هوشياري و حضور ايشان و ممارست نيروهاي انقلاب توفيقي نداشت و هر جا لازم بود امام با روشنگري جامعه را هدايت ميكردند.
اما نكته مهم در اين عرصه به دوران پس از امام باز ميگردد. اين دوران هم البته با فراز و فرودهايي همراه بود. در مقطع سالهاي 68 تا 78 وجهه برخي از گروهها و احزاب كه عمدتاً در طيف چپ سياسي گذشته و اصلاحطلبان بعدي نمود يافت اگرچه به باز تعريف برخي از مباني انديشه امام مبتني بر مباني تفكر سكولاريسم و بزرگنمايي بعضي از ابعاد آن نظير جمهوريت در برابر اسلاميت اختصاص مييافت اما در سطح كلان هدف آنها عبور از انديشه و مكتب امام بود، به گونهاي كه علناً بر ضرورت «ختم انقلاب» يا «سپردن امام به موزه تاريخ» سخن به ميان ميآوردند. شايد در اين ميان يكي از «صادقانهترين» ارزيابيها از اين روند نسبت به ماهيت و عملكرد اين جريان را بتوان سخنان عيسي سحرخيز دانست. او كه در دوران اصلاحات مديركل مطبوعات داخلي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و از حاميان موسوي در فتنه 88 بود، سال گذشته در گفتوگو با يك سايت ضدانقلابي ميگويد كه خيلي از اصلاحطلبان بر خلاف اول انقلاب ديگر علاقهاي به آقاي خميني ندارند و در ادامه ميگويد ما در اول انقلاب اشتباه كرديم كه با خوشبيني بسيار و اوليه به آيتالله خميني، به ولايت فقيه هم باور داشتيم. مجموعه مواضع رسانهاي اين جريان به ويژه در مقطع سالهاي 76 تا 84، حاوي ديدگاهها و مواضعي است كه وجه بارز آن عبور از امام بود، اگر چه بخش سنتي آنها تلاش داشتند امام (ره) را به گونهاي تفسير كنند كه مبتني بر آن بتوانند پايگاه خود را در بخش سنتي جامعه حفظ كنند.
پس از آن اما متناسب با روند حركت انقلاب و به ويژه پرچمداري مقاممعظم رهبري و در تبيين دقيق مباني انديشه امام و حفظ و احياي آن به ويژه براي نسلهاي جديد انقلاب كه دوران امام را درك نكرده بودند، روند تحولات سياسي كشور در مسير اصلاح قرار گرفت. بهگونهاي كه ياد و نام امام و مهمتر از آن مكتب و سيره امام به ارزش روز جامعه ايران بعد از گذشت ربع قرن از ارتحال امام تبديل شد. استمرار و عنايت ايشان در تبيين دقيق مباني انديشه امام و تجلي عيني و عملي آن در سيره و زندگي فردي و اجتماعي و تحقق آن در جامعه و به ويژه در عرصههاي منطقهاي و بينالمللي، اهتزاز بيشتر پرچم مكتب امام را در عرصههاي داخلي و بينالمللي به همراه داشت و از اينجا بود كه فاز جديد تحريف، در گفتمان اين جريانات و افراد شكل ميگيرد و آن معرفي امامي جديد، متناسب با سليقههاي تغيير يافته خودشان بود، در اين زمينه اگرچه به مستندات زيادي ميتوان استناد كرد ولي به عنوان نمونه به مصاحبه محمدرضا خاتمي در سال گذشته با سايت جماران كه در توجيه سخنان سحرخيز مطرح شد، اشاره ميشود. او در اين متن از پيش تنظيم شده تلاش ميكند كه مباني مكتب امام را به گونهاي تفسير كند كه حتي در تقابل جدي با مباني فكري امام كه در صحيفه نور و در كلام و سيره عملي امام وجود دارد قرار ميگيرد، البته جالب اين است كه اين مواضع را مجموعهاي منتشر ميكند كه با هدف صيانت از سيره عملي و فكري امام (ره) يعني مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام ايجاد شده است. گزارههايي از اين مصاحبه مكتوب به اين شرح است:
1- حكومت ديني در منطق امام خميني (ره) حكومت فقيهان نيست، حكومت فقه هم نيست.
2- اگر حكومت ولايت فقيه داريم،به معناي اين نيست كه يك فقيه هر چه در نظر داشت عمل كند، بلكه او آنچه را كه برآيند خرد جمعي اجتماعي به شمار ميرود با احكام دين پيوند ميدهد و گاه مصلحت را ترجيح ميدهد.
3- او (ولي فقيه) بر اساس ولايتي كه دارد و بر اساس آن دانايي، تقوا و خلوصي كه دارد، تفسيري از دين ارائه ميدهد كه زندگي را بر مردم راحت كند، نه اينكه زندگي را براي آنها سخت و پر از حرج و ضرر كند.
4- او حتي مدعي ميشود كه دليل برخورد حضرت امام با نهضت آزادي منحصر به مواضع و مخالفتهاي نهضت آزادي در قبال جنگ بود و اگر امام امروز بودند با اين طبقه و طايفه (نهضت آزادي) اينگونه برخورد نميكردند.
اما در بررسي خط تحريف شخصيت و مكتب امام ميتوان به چند شاخصه مهم در حركت اين طيف اشاره كرد.
1- محدود كردن سيره امام به بعد جمهوريت آن و ناديده گرفتن بعد اسلاميت حركت امام.
2- حذف جبهههاي انقلابي حركت امام به ويژه در حمايت از طلايهداران حركت مقاومت در منطقه.
3- محصور كردن قيام و حركت امام به محدوده جغرافيايي ايران و ناديده انگاشتن عمق راهبردي امام در صدور انقلاب اسلامي و تحكيم گفتمان اسلام ناب در جهان معاصر.
4- مرجعتراشي براي مباني القايي خود به جاي توجه به مستندات غيرقابل انكار نظير 21 جلد صحيفه نور يا مكتوبات امام. در اين بخش اهتمام اصلي بر خاطراتي است كه اگر چه برخي از آنها ممكن است براي موضوعي در يك برهه خاص كاربرد داشته باشد اما در عرصه كلان انقلاب سنديت ندارد.
5- يافتن توجيهي براي سيره و روش اشرافيگري كه طبعاً با منطق و سيره امام تطبيق ندارد.
6- توجيهپذيري مواضع مرعوبانه در برابر نظام سلطه كه متأسفانه در مقاطعي از تاريخ به دليل وجود اين روحيه در برخي از دولتمردان، انقلاب آسيبهاي جدي ديده است.
7- زمينهسازي براي درگير كردن جامعه با نوع جديدي از دو قطبي كه در آن اركان و مصالح كلان نظام هدف گرفته ميشود.
در اين زمينه و پيامدهاي خط تحريف نكات بسياري وجود دارد كه مجال پرداخت آن دراين مقال نيست.