
با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني(ره)، نظام سياسي جديدي تحت عنوان «جمهوري اسلامي» در ايران شكل گرفت. نظام سياسياي كه مبتني بر نظريه ولايتفقيه در عصر غيبت امام زمان(عج) است. بدينصورت كه مطابق آن، فقيه عادل با رأي غيرمستقيم مردم در رأس قدرت سياسي قرار ميگيرد و عهدهدار و ضامن اسلاميت نظام ميشود. بُعد جمهوريت نظام نيز با حضور مردم در عرصههاي مختلف بر اساس قوانين مندرج در قانون اساسي بروز و ظهور مييابد.
مسئله ولايتفقيه از منظر امام خميني(ره) جايگاه ويژهاي دارد و در مقابل نگاههاي حداقلي، نگاه حداكثري را تبيين ميكند. حضرت امام(ره) براي وليفقيه همان اختياراتي را قائل است كه پيامبر(ص) و ائمه(ع) در اداره جامعه داشتند. درحاليكه برخي سعي دارند ولايتفقيه را امري قانوني، زميني و انتخابي معرفي كنند حضرت امام ولايتفقيه را امري كشفي، مطلقه و در سلسله معصومين ميداند. اما مسئله ولايتفقيه خصوصاً از نوع مطلقه آن، يكي از مقولاتي است كه از همان ابتداي انقلاب مورد مناقشه برخي جريانها قرار گرفته است. مصداق بارز آن را ميتوان در ميان برخي جريانها و گروههاي مختلف اصلاحطلب (كه در نوشتار پيش رو مدنظر نگارنده است) مشاهده كرد.
حزب مشاركت و اعتقاد به حذف ولايتفقيه
حزب مشاركت حزب دولتساختهاي است كه پس از انتخابات رياست جمهوري سال 1376 و پيروزي كانديداي جريان موسوم به چپ شكل گرفت. آبشخور فكري اين حزب كه ريشه در محافل روشنفكري التقاطي همچون حلقه كيان، حلقه آيين و... دارد و نيز پدرخواندگان فكري اين حزب كه كساني چون سروش، كديور، مجتهد شبستري و... هستند و قرائت انسانمدارانه را از اسلام بيان مينمايند، باعث شد كه مبناي رفتاري حزب مشاركت در اموري كه برخلاف مصالح و مباني نظام اسلامي بود قرار گيرد. بر اساس همين تفكر مشاركتيها تأكيد عمده بر جمهوريت نظام داشتند و اسلاميت نظام را كه متن صريح قانون اساسي است ناديده انگاشتند. در همين راستا سعيد حجاريان بهعنوان عضو اتاقفكر اين جريان، تحت تأثير انديشههاي سروش و حلقه كيان، مدعي بود كه ما مدافع جمهوريت نظام هستيم. وي طي مصاحبهاي با تأكيد بر جمهوريت و هجمه بر اسلاميت نظام ميگويد: «ما ميگوييم نظام ما جمهوري اسلامي است. حال سؤال من اين است كه چند نهاد در كشور مدافع اصل جمهوري هستند و چند نهاد براي صيانت از اصل اسلامي بودن نظام تشكيل شدهاند؟ حتي اگر نهادهاي دولتي حامي بعد اسلامي بودن را در نظر نگيريم، شاهد نهادهاي غيردولتي فراواني هم هستيم.
اما چند نهاد دولتي و غيردولتي مدافع اصل جمهوريت نظام وجود دارد. از منبرها تا حوزه و نماز جماعتها و... براي پاسداري از اسلامي بودن هستند اما كدام نهاد براي دفاع از جمهوريت تشكيل شده است؟ تنها در قانون اساسي تأكيد شده است بايد پاسدار اصل جمهوريت هم بود. در آن هشت سال هم تنها تلاشي كه كرديم همان لوايح دوقلو بود كه سرانجامي نداشت. آيا در اين كشور براي دفاع از جمهوريت بودجه اختصاص يافته است؟ نهاد يا نيروي انساني داريم؟ سرمايهگذاري صورت گرفته است؟ به نظر من كاري نشده است.»
بند الف 2 از سند تأملات راهبردي جبهه مشاركت نيز، حاكميت ايران را توتاليتر، اقتدارگراي نظامي و سلطاني معرفي كرده و با قدري ارفاق به بخشي از جريان حاكميت ايران عنوان «ديكتاتوري ليبرال» داده است. عناد مشاركتيها و افراطيون با ولايتفقيه كه اساس انديشه سياسي امام راحل عظيمالشأن است را ميتوان در مجالس خصوصي، در لابهلاي نوشتههاي مطبوعاتي، بيانيههاي سياسي و... مشاهده كرد. در اساسنامه حزب مشاركت نيز رنگ و بوي چنداني از ولايتفقيه نميتوان يافت و بهعنوان ملاكي براي ورود اعضا به اين حزب در نظر گرفته نشده است و وقتي از محمدرضا خاتمي دبير كل حزب علت آن سؤال ميشود، ميگويد: «اين بحث ولايتفقيه بخشهاي تئوري و نظري دارد كه مورد اختلاف علماء ميباشد و ما تفتيش عقايد را جايز نميدانيم».
مشاركتيها در كنگره چهارم اين جبهه، ضمن تعريف و تمجيد فراوان از قانون اساسي زمان طاغوت بهدليل اقتباس از قانون اساسي مترقي! بلژيك و تاختن كور و بيمنطق به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، صرفاً بهدليل وجود اصل مترقي ولايتفقيه، بهصورت رسمي اعلام كردند كه چون تغيير قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران از راههاي قانوني امكانپذير نيست لذا بايد از طرق غيرقانوني نسبت به تغيير قانون اساسي و حذف ركن ولايتفقيه از آن اقدام شود.
علاوه بر نمونههاي ذكرشده سعيد حجاريان تئوريسين جبهه مشاركت نيز در مقالهاي كه به مناسبت يكصدمين سالگرد مشروطه منتشر كرد، با بيان ديدگاههاي خود در خصوص رهبري، جايگاه ولايتفقيه را مشابه جايگاه ديكتاتوري در نظامهاي شاهنشاهي، سلطنتي و طاغوتي اعلام كرده بود.
سازمان مجاهدين و ضديت با ولايتفقيه
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در سال 58 با به هم پيوستن هفت گروه فعاليت خود را آغاز كرد ولي بر اثر اختلافات داخلي كه عمده آنها بر سر مسئله ولايتفقيه بود سرانجام در سال 65 منحل شد. بخش محدودي از اعضاي اين سازمان بعد از يك دوره رخوت مجدداً در سال 70 موفق به كسب مجوز قانوني فعاليت سياسي در سراسر كشور گرديد و با افزودن پسوند ايران به نام حزب سابق، با عنوان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران فعاليت خود را آغاز كرد.
پايبندي به قوانين و ولايتفقيه كه يكي از بندهاي مرامنامه سازمان مجاهدين انقلاب بود: «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران تشكيلات عقيدتي – سياسي علني است كه با اعتقاد به مكتب حياتبخش و ضرورت اجتهاد زنده و زمانشناس در تطبيق خلاق مكتب با نيازهاي هر مرحله از زمان و مقتضيات آن و با تأكيد بر معارف اسلامي و منبعث از وحي كه نمايندگان آن فقها، حكما و عرفاي بزرگ اسلامي ميباشند، بر اساس اصول مندرج در مرامنامه و در چارچوب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران با پذيرش اصل ولايتفقيه براي تحقق اهداف تلاش ميكنند» در عملكرد اين گروه بهطور آشكارا نقض شد؛ عمده عناصر اين سازمان عليه ولايتفقيه سخن رانده و سعي در زير سؤال بردن اين مسئله كردند.
از جمله ميتوان به اظهارات محمد سلامتي دبير كل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي اشاره داشت كه ميگويد: «اساساً قرار نيست در جامعه ما وليفقيه بهجاي همه فكر كند و راهحل ارائه كند. لازمه چنين اعتقادي آن است كه نهادهاي دولتي و غيردولتي هيچگاه فعال نشوند زيرا در صورت فعال شدن، عرصه را بر روي فقيه تنگ ميكنند.»
اين سازمان همچنين اختيارات وليفقيه را محدود به قانون اساسي ميداند و معتقد است وليفقيه بايد در چارچوب قانون اساسي عمل كند. بهزاد نبوي، از رهبران سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، در اينباره ميگويد: «ولايت مطلقه در چارچوب تعيينشده مطلقه ميباشد؛ چراكه اگر غير از اين باشد، اصلاً نبايد قانون اساسي تدوين ميگرديد.»
وي همچنين در جاي ديگر در تفسيري شاذ از انديشه امام (ره) اظهار ميدارد: «آن ولايت مطلقهاي را كه امام ميفرمودند، استنباط ما اين است كه اختيارات حكومت اسلامي را مطرح كردند و نه اختيارات يك شخص واحد را.»
اين عضو برجسته سازمان مجاهدين انقلاب (در ديدار با موسويخوئينيها مورخ 87/10/14) اظهار ميدارد: «خاتمي وقتي رفت كانديدا شود (موقع ثبتنام) بگويد كه ولايتفقيه را تنها در چارچوب قانون اساسي قبول دارم و اين يعني محدود كردن رهبري. احمدينژاد كه عددي نيست، آنكس، آنجايي و آن مركزي را بايد تحت فشار بگذاريم كه اصليترين نقش را دارد. بالاخره ما بايد ببينيم با آقاي خامنهاي چهكار كنيم!؟»
يكي ديگر از اظهارات شاذ عناصر اين سازمان مربوط به هاشم آغاجري عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب است كه ميگويد:«امروز فكر كردن در قالب مديريت فردي خيلي كهنه شده يعني اگر فكر كنيم در هزاره سوم ميلادي يك فردي ميتواند بنا به هر دليلي يك جامعه را اداره كند و رهبرش باشد و راه نشان دهد، اصلاً چنين تلقياي نادرست و نامتعارف با واقع است.» وي در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم نيز اظهار ميدارد:«ما در دولت خاتمي يكي از پايههاي ولايتفقيه را منهدم كرديم و با پيروزي موسوي در انتخابات همه پايههاي ولايتفقيه را فروخواهيم ريخت.»
محسن آرمين سخنگو و عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نيز با تأكيد بر انتخابي بودن ولايتفقيه ميگويد:«قطعاً وليفقيه بدون رأي مردم وليفقيه نيست.»
مصطفي تاجزاده از اعضاي هيئت مؤسس و از نقشآفرينان اصلي اين سازمان در تعريف ولايتفقيه اينچنين ميگويد:«ولايتفقيه «استبداد استدلالي» است و اركان حكومت بازوان وليفقيهاند و نهتنها قواي انتصابي، بلكه نهادهاي انتخاباتي و حتي احزاب و مطبوعات نيز بايد گوشبهفرمان و در برابر او پاسخگو باشند. مطالبات رهبر مقدم بر مطالبات مردم است.» وي در ادامه ميافزايد:«عقل سليم نميپذيرد يك نفر با اختيارات مطلق در رأس حكومتي قرار گيرد كه حق دخالت در همه زمينهها را دارد و حتي دايره نفوذش فراتر از مرزهاي ملي است. با وجود اين حتي در برابر تصميمات اشتباه خود نبايد پاسخگو باشد. اگر تفسير جديد اقتدارگراها از ولايتفقيه را صحيح بخوانيم، تدوين قانون اساسي و برگزاري همهپرسي درباره آن بيهوده بود.»
كارگزاران سازندگي و عدم التزام به ولايتفقيه
حزب كارگزاران سازندگي بهعنوان اولين حزب دولت ساخته پس از انقلاب به شمار ميرود كه پس از روي كار آمدن هاشمي رفسنجاني بهعنوان رئيسجمهور تشكيل شد. اعضاي حزب هرچند بر اصل نظام جمهوري اسلامي، جمهوريت، اسلاميت و ولايتفقيه نيز تأكيد دارند اما بعضاً در عمل عكس آن را نشان دادهاند همانگونه كه در اساسنامه حزب نيز اشارهاي به تبعيت از ولايتفقيه نشده است.
ولايتفقيه در ديدگاه هاشمي رفسنجاني بهعنوان پدر معنوي حزب كارگزاران سازندگي از جايگاه زميني برخوردار است. وي كه در يك برهه از تاريخ انقلاب اسلامي، ضمن دفاع از نظريه نصب و آسماني بودن منشأ مشروعيت ولايتفقيه، آن را امتياز شيعه و حلقهاي از حلقههاي انقلابهاي آسماني ميداند و ميگويد:«اين امتياز شيعه است. ولايت را يكچيز آسماني ميبينيم. حكومت و ولايت، صلاحيت شرعي ميخواهد.» در آستانهِ انتخابات نهم رياست جمهوري طي مصاحبهاي در اين خصوص ميگويد:«وليفقيه را خدا تعيين نكرده و ممكن است تعداد زيادي فقيه، اين شرايط را داشته باشند بنابراين انتخابات از رهبري شروع ميشود. در تفكر امام(ره) و تفكر ما - كه تفكر ديني است - وقتي كسي ميخواهد سرنوشت مردم را در اختيار بگيرد و در امور مردم دخالت و قانونگذاري كند، به اجازه مردم احتياج دارد و اين اجازه با انتخابات شكل ميگيرد.»
عدم التزام به ولايتفقيه توسط هاشمي مسئلهاي است كه فرزند وي مهدي هاشمي نيز در مصاحبهاي كه با بيژن فرهودي، خبرنگار وقت صداي امريكا در لندن انجام داده و در وبسايت «كيهان لندن» منتشر شده به آن اذعان دارد. وي در پاسخ به سؤالي كه ميپرسد «حتماً بهعنوان يكي از اعضاي وابسته به اين نظام، به ولايتفقيه معتقد هستي؟» ميگويد:
«نه، التزامي به ولايتفقيه ندارم، پدرم هم مخالف است. به گفته پدرم اين موضوع داراي اشكال است. او در يك سخنراني به اين نكته اشاره كرده اما اگر بگويم با نظام جمهوري اسلامي مخالفم دروغ گفتهام... . اشكال اين بخش از قانون اساسي اين است كه در آن اشاره شده كه ولايتفقيه نبايد زمان داشته باشد. اگر وليفقيه هشت يا 10 سال بماند خبرگان كار خود را بهخوبي انجام نميدهد. قانون اساسي ما به خاطر اين موضوع مشكل دارد.» يا اينكه هاشمي در ماههاي منتهي به انتخابات رياستجمهوري دهم، طرح مسئله «شوراي فتوا» يا شوراي رهبري را مطرح ميكند.
از ديگر كارگزاراني كه با چرخشي آشكار در اعتقادات، مسئله ولايتفقيه را مورد مناقشه قرار ميدهند حسين مرعشي برادر همسر آقاي هاشمي رفسنجاني و از اعضاي هيئت مؤسس و عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران است. وي طي مصاحبهاي با حمله به اصل ولايتفقيه و توهين تلويحي به رهبر معظم انقلاب(دامظله) ميگويد:«قرار نبوده عده خاصي فكر كنند به خداوند نزديكترند و به ارزشها نزديكترند و دين بر مدار آنها ميچرخد و نتيجه بگيرند كه بايد بلامنازع دولت را در دست گيرند. اينها موضوعاتي است كه در عمل اتفاق افتاده و علت آن هم پارهاي از اشتباهات! يا پارهاي از ضرورتها بوده است.» وي در ادامه با بيان بياعتقادي اصلاحطلبان به حكومت ديني و اعتقاد به عرفي بودن حكومت ميگويد: «اصلاحطلبان حكومت را عرفي ميدانند ولي بخش افراطي اصولگرايان، منشأ ماوراي بشري براي حكومت قائل هستند. معتقدند حكومت از سوي خدا به رهبري تفويض شده و خبرگان، تنها ايشان را كشف ميكنند. ما معني اين حرف را نميفهميم!»
منبع: برهان