کد خبر: 721737
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۱
نظري بر نقش روشنگر «سيدخراساني» در برافروختن شعله‌هاي انقلاب در خراسان
علي احمدي فراهاني

صفحه تاريخ «جوان» در اولويت‌هاي خويش، هماره نظر كردن به چندوچون شكل‌گيري حركت انقلاب در شهرهاي گوناگون ايران را از نظر دور نداشته است. مقالي كه پيش رو داريد، در استناد به خاطرات منتشر نشده برخي شاهدان عيني، به بررسي يكي از سر‌فصل‌هاي شاخص انقلاب خراسان پرداخته كه همانا بررسي نقش رهبر معظم انقلاب حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي (دام ظله) در اين حركت عظيم است. اميد آنكه مقبول افتد.

درآميختن فقه و مبارزه

نقش آفريني رهبر معظم انقلاب حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي (دام ظله) در شكل‌گيري انقلاب در مشهد، از جنبه‌هاي گوناگون قابل ارزيابي است كه يكي از آنها، بررسي كاركرد محافل درسي و تفسيري ايشان در كانون‌هاي ديني اين شهر مقدس است. از اين رو، مقال پيش رو نظري بدين جنبه افكنده است. بايد گفت كه عمده تدريس رسمي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در مدرسه نواب مشهد بود. ايشان كفايه، رسائل و مكاسب را به طلاب علوم ديني درس مي‌دادند. هر روز از طلبه‌ها درس روز قبل را مي‌پرسيدند، نه از همه بلكه از زبان دو يا سه طلبه، درس گفته‌شده را مرور مي‌كردند. (1) تدريس ايشان در مشهد از اواخر 1344 تا سال 1356 - كه به ايرانشهر تبعيد شدند- هرگز قطع نشد. از كلاس‌هاي ايشان استقبال عجيبي مي‌شد. مثلاً درس مكاسب ايشان، گاه تا 120 شاگرد را گرد خود مي‌آورد و از حلقه‌هاي علمي معروف و بزرگ مشهد بود. حجت‌الاسلام سماورچي از شاگردان آن دوره ايشان، درباره كلاس‌هاي آيت‌الله خامنه‌اي مي‌گويند: «دستگاه خيلي خوب فهميده بود مجالس درس و بحثي كه از طريق حضرت آيت‌الله خامنه‌اي برگزار مي‌شد، مؤثر، كارساز و بسيار خطرناك است. اين مجالس كلاس‌هايي بودند كه سازندگي نيروهاي انقلاب در آن تضمين مي‌شد و شاگردان ايشان چه روحاني و چه غير‌روحاني روز به روز انقلاب را به ثمر مي‌رساندند. مثلاً آقاي موسوي قوچاني در همين جلسات شناخته مي‌شد و مي‌آمد و مورد توجه قرار مي‌گرفت. يا آقايان فرزانه، اسدي، عاملي و ديگران. همه اينها حول و حوش همين برنامه، تحت تأثير شخصيت آيت‌الله خامنه‌اي بودند كه از طرفداران و مبارزان سرسخت و قاطع انقلاب مي‌شدند و به ميدان مي‌آمدند. (2)

شاگردان آيت‌الله خامنه‌اي از هر فرصتي براي بيان عقايد سياسي خود بهره مي‌بردند. تلاش‌هاي ايشان در تربيت شاگرد، رخوت حوزه علميه مشهد را زدود و روح مبارزه را به اجتماع دميد. رهبر معظم انقلاب علاوه بر جلسات تدريس عمومي، جلسات خصوصي فراواني را نيز براي طلاب برگزار مي‌كردند. حجت‌الاسلام محمدباقر فرزانه از ديگر شاگردان معظم‌له در اين‌باره مي‌گويد: «تشكيل كلاس‌هاي درس خصوصي براي تعدادي از طلاب يكي از روش‌هاي آموزشي آقاي خامنه‌اي بود. ايشان براي طلبه‌هايي كه استعداد ويژه‌اي داشتند، جلسه‌هاي خصوصي درس مي‌گذاشتند. با اين ديدگاه كه در آينده منشأ اثر خواهند شد. ايشان خود، آنان را برمي‌گزيدند و اميدوار بودند با برانگيختن حس مسئوليت عميق و اصيل آنان را به نيروهاي كارآمد و مؤثر تبديل كنند». (3)

اين حقيقت به شكلي ديگر، مورد اذعان مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمين دعاگو نيز قرار گرفته است: «بعد از زندان با مقام معظم رهبري آشنا شدم و آرام‌آرام درس‌هاي ايشان را مي‌رفتم. يك برنامه درس خصوصي هم با ايشان داشتم كه اسلام‌شناسي بود. همين الان سوابقش را دارم كه مجموعه مفصلي است. ايشان از ابتدا يك درس اسلام‌شناسي را شروع كرده بود و من متون آن را به فارسي مي‌نوشتم و بحث و گفت‌وگو مي‌شد. ايشان توضيح مي‌دادند و من يادداشت مي‌كردم. در خدمت ايشان درس منظمي بود. علاوه بر بحث‌هاي عمومي كه ايشان داشتند و شركت مي‌كردند، مانند مسجد كرامت و مسجد امام حسن و درس‌هايي كه در خدمت ايشان بودم، مانند رسائل‌الجديده، اين درس خصوصي را هم خدمت مقام معظم رهبري داشتم. در اين جلسات تنها بودم، چون ايشان با افراد ديگر هم چنين جلساتي داشتند و اين درس را تنهايي خدمت ايشان بودم». (4)

حجت‌الاسلام حسين غزالي از ديگر شاگردان آيت‌الله خامنه‌اي درآن دوره به شمار مي‌رود. وي در خاطرات منتشر نشده خويش در‌باره تأثيرات اين درس‌ها مي‌گويد: «جلساتي خصوصي با حضرت آقايان عاملي، فرزانه، گنابادي، عاشوري، هادي خامنه‌اي، موسوي قوچاني و شهيد كامياب برگزار مي‌شد كه من هم به اين جمع اضافه شدم. آقا مرا، به اهل صحبت، اعتقاد و گفت‌وگو بودن مي‌شناختند و وقتي دوستان مرا پيشنهاد كرده بودند، ايشان هم قبول كردند. ما رفتيم و با ايشان مأنوس و وارد آن جلسه مخفي شديم. جلسه به‌طور مرتب هفته‌اي يك‌بار برگزار مي‌شد و بحث‌هاي عقيدتي و ايدئولوژيكي و تحليل‌هاي سياسي در آن بود و تصميمات اجرايي هم گرفته مي‌شد. اين جلسه از سال 1345 شروع شده بود. همه كساني كه در اين جلسه شركت داشتند، خودشان در هفته براي مردم دو، سه جلسه داشتند. در اين جلسه مباحث فكري و فرهنگي هم مطرح مي‌شد كه عمدتاً خود آقا هم مباحث را مطرح و دوستان نقد و انتقاد مي‌كردند كه نتايجش براي همه مقبول بود. حالا شايد بعضي از دوستان نتايج آن جلسات را داشته باشند. كارهاي سياسي هم در همان جا مشخص مي‌شد، از پخش اعلاميه گرفته تا ترويج مرجعيت امام. كار در هر سطحي بود، در جلسه مطرح مي‌شد. اين جلسات تا پيروزي انقلاب در مشهد ادامه داشت ». (5)

در خاطرات منتشر نشده خاطرات حجت‌الاسلام محمدطه عبدخدايي نيز، در اين باره اشارتي در‌خور توجه يافت مي‌شود. وي كه فرزند مرحوم آيت‌الله شيخ غلامحسين تبريزي از علماي مبرز و مبارز مشهد مقدس است در اين باره مي‌گويد: «ايشان درس توحيد گذاشته بودند و من بعد از نماز صبح خدمت ايشان شرفياب مي‌شدم، به دليل اينكه خانه آقا كاملاً در ديد ساواك بود و مرتب مأمور داشت. تا به در اشاره مي‌كردم، آقا خودشان دم در مي‌آمدند و در را باز مي‌كردند. درس توحيد درس بسيار عالي‌اي بود. زيربناي فكري و فهم فكري درباره مسائل توحيد و خداشناسي را ـ با اينكه آيت‌الله‌زاده هستم و اصلاً ريشه عميق مذهبي در خانه‌مان بود ـ آقا به من دادند. آنچه از ايشان درباره خداشناسي ياد گرفتم، بعدها در فضاي دانشگاهي و زندان و در برخورد با چپي‌ها و انواع فكرهايي كه در آنجا بود، بسيار به دردمان خورد». (6)

آنان كه آيات نور را بر مردم باز مي‌خواندند...

آيت‌الله خامنه‌اي درآن دوره، شاگردهاي برجسته‌اي داشتند كه هر كدام نقش به‌سزايي در مبارزات ايفا كردند. حجت‌الاسلام علي‌اكبر صداقت نام اين شاگردان را اينگونه برشمرده است: «طلابي كه اصحاب خاص و اصحاب سر ايشان محسوب مي‌شدند، عبارت بودند از: شهيد كامياب، آقايان سبحاني، داوودي، عجم، فرزانه، دعاگو و بعد عمادي به جمع ما اضافه شدند. هادي آقاي خامنه‌اي هم بودند و بعد هم آقاي مجد آمدند». (7)

پراكنده شدن انگيزه و انديشه انقلابي، از كاركردهاي شاگردان مكتب آيت‌الله خامنه‌اي در استان خراسان به شمار مي‌رفت. اين طيف در شهرهاي گوناگون اين استان، دائماً در تردد بودند و پيام انقلاب را به اين مناطق مي‌رساندند. حجت‌الاسلام غلامرضا اسدي در اين‌باره معتقد است: «در شاهرود انجمني بود كه اساس مبارزه شاهرودي‌ها محسوب مي‌شد. سال 1352 رژيم شاهنشاهي با متلاشي كردن اعضاي اين انجمن مبارزه را در شاهرود از بين برد، اما بعد از هفت، هشت ماه با حضور تعدادي از شاگردان حضرت آيت‌الله آقاي حاج‌سيد‌علي خامنه‌اي دو باره بچه‌ها جمع شدند و تشكيلاتي راه انداختند و جلسه برقرار كردند. علت اين امر حضور شاگردان مقام معظم رهبري در شاهرود بود. اينها كه براي تبليغ به شاهرود آمدند، كار مبارزه باز انسجام يافت. از كساني كه به شاهرود آمدند يكي شهيد كامياب بود، ديگري آقاي غزالي و همين‌طور آقاي فرزانه». (8)

هم ايشان به مورد ديگري از تأثيرات تبليغي و مبارزاتي شاگردان ايشان اشاره مي‌كند: هر سال 10 روز روضه عصرانه براي خانم‌ها داشتيم. اين روضه كاملاً سياسي بود و با هدايت غير‌مستقيم آيت‌الله خامنه‌اي به راه افتاد. شاگردان آيت‌الله خامنه‌اي كه خود آقا معرفي مي‌كردند و مي‌فرستادند، مي‌آمدند و در جمع گروه كثيري از خانم‌ها مباحث ديني و سياسي داشتند.(9)

آيت‌الله خامنه‌اي از مسئله تبليغ و لزوم آن هم غفلت نمي‌كردند. ايشان با سازماندهي، طلاب را به شهرستان‌هاي مختلف اعزام مي‌كردند. حتي در مناسبت‌هاي غير‌تبليغي در ايامي به‌جز ماه مبارك رمضان و محرم و صفر در شب‌هاي پنج‌شنبه و جمعه گروه براي تبليغ اعزام مي‌كردند. تبليغ هم باعث بيداري و هوشياري مردم مي‌شد و هم به تربيت جوانان مؤمن، انقلابي، متحرك و فعال كمك مي‌كرد. (10)

آيت‌الله خامنه‌اي علاوه بر اعزام مبلغ به شهرهاي مختلف، زمينه آشنايي مبارزان مشهد را با ديگر رهبران نهضت اسلامي فراهم مي‌آورند. مرحوم حجت‌الاسلام محسن دعاگو در اين‌باره مي‌گويد: از طريق آيت‌الله خامنه‌اي با آيت‌الله شهيد بهشتي و شهيد مطهري آشنا شدم. به نظرم سال 1351 بود كه با معرفي مقام معظم رهبري در تهران و در حسينيه جماران براي اولين بار منبر رفتم. (11)

جلسات پنهان براي مبارزه‌اي آشكار

جلسات آيت‌الله خامنه‌اي محدود به تفسير و گردهمايي‌هاي خانگي ايشان نبود. به عنوان نمونه از اسناد ساواك برمي‌آيد كه ايشان هدايت نشستي را به عهده داشتند كه هفتگي برگزار مي‌شد و شركت‌كنندگان آن دانشجويان بودند. (12) رهبر معظم انقلاب خود در باره يكي از جلسات پنهاني‌ و متعددشان كه درباره نهضت اسلامي بوده است، مي‌گويند: «جلسات پنهاني متعددي با طلاب علوم ديني داشتم كه طي آنها موضوعاتي را قبلاً مي‌نوشتم و در خلال جلسه به شرح و توضيح آن مي‌پرداختم و سپس آنها را به طلاب مي‌دادم تا استنساخ كنند. موضوعات مورد نظر پيرامون مفاهيم حركت‌آفرين و انديشه پوياي نهضت اسلامي بود. در يكي از آن جلسات شش تن از طلاب و در ديگري سه تن و در جلسه سوم يك نفر افغاني شركت مي‌كردند. آن طلبه افغاني به دست رژيم كمونيست سابق افغانستان كه عده زيادي از علماي آن سازمان را به قتل رساند، به شهادت رسيد».

ضمناً ايشان از جلساتشان با دانش‌آموزان، دانشجويان، بازاريان و طلاب خبر مي‌دهند: «همچنين يك جلسه بسته با جوانان مدارس و دانشگاه‌ها و جلسه بسته ديگري با كسبه و نيز جلسات كار و پيگيري با طلاب علوم ديني كه طي آنها اوضاع سياسي را بررسي و موضع لازم را اتخاذ، مثلاً اعلاميه‌هايي صادر و به قم ارسال و اعلاميه‌هاي دريافت‌شده را بررسي مي‌كرديم».(13)

قرآن، محور مبارزه

آيت‌الله خامنه‌اي در حركت تبليغي خويش در ساليان مبارزه، توجه ويژه‌اي به قرآن و تفسير داشتند و آن را در زمره اصلي‌ترين برنامه‌هاي ارشادي خويش قرار داده بودند. حجت‌الاسلام غلامرضا اسدي در اين باره نقل مي‌كند: «ايشان هم به جلسات قرائت قرآن اهتمام داشتند و هم به جلسات تفسير. مي‌فرمودند: امروز جامعه و حوزه علميه نياز به بازگشت به قرآن دارد و بايد با روح قرآن، تفسير و مفاهيم قرآن آشنايي بيشتري پيدا شود. لذا يادم هست اولين جلسات تفسير، صبح‌هاي پنج‌شنبه كه طبيعتاً درس‌هاي حوزه تعطيل بود، در مسجد صديقي‌ها در بازار ـ كه پدرشان در آنجا نماز مي‌خواندند ـ برگزار شد. يادم هست گفتند سوره مائده را انتخاب مي‌كنيم، چون آخرين سوره‌اي است كه بر پيامبر نازل شده است و با توجه به مسائل سياسي و اجتماعي‌اش براي ما كه نياز به درك مسائل سياسي و اجتماعي اسلام داريم مناسب‌تر است. ايشان به‌ويژه روي مسئله امامت و ولايت تكيه داشتند، امامت و ولايتي كه محور حركت انبيا بود. آيت‌الله خامنه‌اي تنها روحاني بودند كه به‌طور استدلالي و عميق بحث مي‌كردند تا جايگاه امامت را در جامعه بيان كنند و آن را گسترش دهند». (14)

آيت‌الله خامنه‌اي درس تفسير را اولين بار در سال 1343، براي جمعي از اهالي پايين خيابان مشهد آغاز كردند. بعد از آن، دو باره جلسات تفسير ايشان به درخواست حجج اسلام سيد‌رضا كامياب و محمدباقر فرزانه شكل گرفت. محل اين جلسات ابتدا در مسجد صديقي‌ها در بازار سرشور و بعد از ازدياد شاگردها در كتابخانه مدرسه ميرزاجعفر بود. در ميان شركت‌كنندگان جلسات تفسير ايشان هم طلاب از طلبه خارج‌خوان تا شاگردان شرح لمعه حضور داشتند و هم جوانان دانش‌آموز، دانشجو و بازاريان. در خاطرات معظم‌له در اين باره آمده است: «سال 1347 درس تفسير را به خواهش دو نفر از طلبه‌هاي مشهد شروع كردم. يكي از آنها آقاي فرزانه است ـ كه الان در مشهد و از فضلاي برجسته مشهد است ـ يكي هم شهيد كامياب. با همديگر همشهري، هم‌محله‌اي و هم‌مدرسه‌اي بودند و با هم زندگي مي‌كردند. با هم راه مي‌رفتند و درس مي‌خواندند و مباحثه مي‌كردند. با هم پيش من آمدند و از من درخواست درس كردند. با اين برادرها و جمع ديگري سال‌ها كار درسي و فكر داشتم. بعد درس تفسير را شروع كرديم و روزهاي پنج‌شنبه، جمعه بود. بعد بيشتر توسعه‌اش داديم و همه روزهاي تعطيل بود. طلبه‌هاي مشهد مي‌آمدند و درس شلوغي شده بود. عده زيادي و سطوح مختلفي از طلبه‌هاي خارج‌خوان تا طلبه‌هاي شرح لمعه‌خوان مي‌آمدند. درس خوبي شده بود. متأسفانه نوارهاي آن از دست رفت. يعني نفهميديم دست كي افتاد؟ چه شد؟ والا آنها چيزي بود كه الان به دردمان مي‌خورد. بعد درس تفسير مرا تعطيل كردند. يك درس تفسير ديگر هم جداگانه براي دانشجوها شروع كردم. غير از اين درس كه مال طلبه‌ها و به زبان طلبگي بود. هر دو را تعطيل كردند». (15)

از ديگر جلسات تفسير قرآن آيت‌الله خامنه‌اي، مي‌توان از جلسات تفسيري نام برد كه به گزارش مخبر ساواك صبح‌هاي زود براي طلاب و زائرين برگزار مي‌شد. گزارشگر ساواك در اين باره نگاشته است: «آقاي خامنه‌اي از ساعت شش تا هفت و نيم صبح براي گروهي از طلاب و زائرين تفسير مي‌گويد و ضمن آن از كساني چون [امام] خميني به نيكي ياد مي‌كند». (16)

همچنين در گزارش‌هاي مأموران شهرباني به ساواك آمده است: «سيد‌علي خامنه‌اي در مسجد قبله در روزهاي پنج‌شنبه و جمعه تفسير مي‌گويد و حدود 150 طلبه علوم ديني پاي حرف‌هاي او مي‌نشينند. حضور وي در مسجد قبله توسط طلاب اطلاع‌رساني مي‌شود. در اعلاني كه در مدرسه دو در نصب و نوشته شده است: طلاب محترم مدرسه دو درب مستحضر باشند از فردا ساعت هفت در مسجد قبله اصول اعتقادات توسط دانشمند معظم، جناب آقاي خامنه‌اي شروع مي‌شود. روزهاي تعطيلي».(17)

آنچه بدان اشارت رفت، تنها نمي‌ازيم مجاهدات «سيد خراساني» در انقلاب مشهد به شمار مي‌رود. در باب جنبه‌هاي ديگر اين مبارزه فكري و عملي ِ پيگير، باز هم سخن خواهيم گفت.

پي‌نوشت‌ها:

(1) مركز اسناد انقلاب اسلامي، خاطرات آيت‌الله‌العظمي سيد علي خامنه‌اي، شمـ بازيابي 1238

(2) مركز اسناد انقلاب اسلامي، خاطرات حجت‌الاسلام رحيم مروي سماورچي، شمـ بازيابي 9332

(3) «درس تفسير آقا در تاريخ مشهد بي‌نظير بود»، محمدباقر فرزانه، Farsi.Khamenei.ir

(4) مركز اسناد انقلاب اسلامي، خاطرات حجت‌الاسلام محسن دعاگو، شمـ بازيابي 1520

(5) مركز اسناد انقلاب اسلامي، خاطرات حجت‌الاسلام حسين غزالي، شمـ بازيابي 13985

(6) اسناد انقلاب اسلامي، خاطرات حجت‌الاسلام محمدطه عبدخدايي، شمـ بازيابي 1310

(7) مركز اسناد انقلاب اسلامي، خاطرات علي‌اكبر صداقت، شمـ بازيابي 9789

(8) مركز اسناد انقلاب اسلامي، خاطرات حجت‌الاسلام غلامرضا اسدي، شمـ بازيابي 13902 و 13923

(9) همان، شمـ بازيابي 13904

(10) اسناد ساواك، از 9 ه به 323، 15329/9 ه، مورخ 5/3/52

(11) مركز اسناد انقلاب اسلامي، خاطرات آيت‌الله‌العظمي سيد‌علي خامنه‌اي، يادمان زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها

(12) مركز اسناد انقلاب اسلامي، خاطرات حجت‌الاسلام غلامرضا اسدي، شمـ بازيابي 13902

(13) مركز اسناد انقلاب اسلامي، خاطرات حجت‌الاسلام محسن دعاگو، شمـ بازيابي 1520

(14) مركز اسناد انقلاب اسلامي، خاطرات آيت‌الله‌العظمي سيد‌علي خامنه‌اي، شمـ بازيابي 1228

(15) از اداره اطلاعات شهرباني به شهرباني مشهد، شمـ 53ـ9ـ57، مورخ 19/1/51

(16) اسناد ساواك، شمـ 53ـ9ـ57/135، مورخ 11/4/52

(17) هدايت‌الله بهبودي، شرح اسم، صص 316ـ317

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار