يكي از راههاي تشخيص وظيفه و انتخاب صراط مستقيم مطالعه درباره عملكرد و سرنوشت ديگران و بهرهگيري از تجارب زندگي آنان است كه در مقاطع خاص زندگي چه راهي را در پيش گرفتند؟ چگونه عمل كردند؟ با چه كساني معاشرت داشتند؟ چه افرادي به آنها كمك كردند؟ از شرايط زماني و مكاني، مادي و معنوي چگونه بهره گرفتند؟ چه عواملي موجب پيروزي يا شكست آنان شد؟ و...
و اين همان عبرتآموزي از تاريخ و بهرهگيري از تجارب ديگران است كه قرآن مجيد يكسوم از آياتش را به اين موضوع اختصاص داده و در اين باره فرموده است:
«لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَه لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ»(1) بهطور قطع در سرگذشت آنها عبرتي براي صاحبان خرد است. علي(ع) در نامه تاريخي كه براي فرزندش امام مجتبي(ع) بعد از مراجعت از صفين نوشت، در اين باره چنين رهنمود ميدهد:(2) اخبار گذشتگان را بر او عرضه كن و آنچه را كه به پيشينيان رسيده است يادآوري كن. در ديار و آثار مخروبه آنها بگرد و درست بنگر آنها چه كرده، از كجا منتقل شده و در كجا فرود آمدهاند. خواهي ديد از ميان دوستان منتقل شده و به ديار غرب بار انداختهاند، گويا طولي نكشد كه تو هم يكي از آنها خواهي بود. بنابراين منزلگاه آينده خود را اصلاح كن و آخرتت را به دنيايت نفروش. در فراز ديگري از اين نامه در تأكيد اين مطلب چنين تعليم ميدهد: (3) پسرم! درست است به اندازه همه كساني كه پيش از من زيستهاند عمر نكردهام، اما در كردارشان نظر افكندم و در اخبارشان تفكر كردم و در آثارشان به سير و سياحت پرداختم تا بدانجا كه همانند يكي از آنها شدم، بلكه گويا در اثر آنچه از تاريخ آنان به من رسيد با همه آنها از اول تا آخر بودهام. قسمت زلال و مصفاي زندگي آنان را از بخش كدر و تاريكشان بازشناختم و سود و زيانش را دانستم. از ميان تمام آنها قسمتهاي مهم و برگزيده را برايت خلاصه و از بين همه آنها زيبايش را انتخاب كردم و مجهولات آن را از تو دور داشتم. امام موسي بن جعفر(ع) نيز فرمود: «خُذْ مَوْعِظَتَك مِنَ الدَّهْرِ وَ أَهْلِهِ»(4) موعظهات را از روزگار و اهلش بگير. آري اين راه، عامل سهلالوصول و اطمينانبخشي براي ارشاد و هدايت جامعه است، از اينرو بر هر فرد مسئولي لازم است حتيالامكان دستاوردهاي مفيدش را در اختيار آيندگان بگذارد تا شايد آنان با بهرهگيري از تجربيات وي راه و رسم صحيح زندگي را بيابند و از كژراههها اجتناب كنند. بدين دليل از گذشته و حال، نويسندگان عزيز و گرانقدري تحت عناوين «دفتر ايام»، «دفتر خاطرات»، «سرگذشت من» و نظاير اينها كتابهاي مفيدي نوشتهاند كه ميتواند براي ديگران درسآموز و سرنوشتساز باشد. اينجانب نيز در دوران 80 ساله عمرم كه با حوادث تلخ و شيرين فراوان گذشت، مقاطع سرنوشتسازي را پشت سر نهادم كه به موازات نامردميهايي كه از برخي ابليسهاي آدمنما مشاهده كردم، از محبتها و مهربانيهاي بيدريغ انسانهاي فرشته خصال نيز برخوردار شدم، از ديدن مناظر دلخراش همانگونه رنج بردم كه از مشاهده صحنههاي آموزنده خرسند شدم و....
عليهذا فكر ميكنم تسجيل اهمّ آن حوادث در دفتر خاطرات از يك سو اصل «ان آثارنا تدل علينا ـ فانظرواالي الآثار» را تحقق بخشد و از سوي ديگر اميد دارم بازگويي حوادث تلخ و شيرين زندگي و مشاهداتم براي ديگران مفيد واقع شود و از جهت آخر اين حقيقت را تعليم دهد كه بناي زندگي روي رنج قرار داده شده است «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ»(5) و لذا هيچوقت نبايد در برابر مشكلات زانو زد و تسليم شد و همواره بايد با آن مبارزه كرد. چنانكه امام صادق(ع) فرموده است:
«إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ بَلاءً الأَنْبِياءُ، ثُمَّ الَّذِينً يلُونَهُم، ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَل»(6) سختترين بلاها مال پيامبران است، سپس كساني كه به آنها ميمانند، بر حسب شدت و ضعف همانندي به آنها، مصائب آنها نيز كم و زياد ميشود.
بهعلاوه ضمن تأمين مقاصد يادشده ميتواند گوشهاي از توفيقاتي را كه نصيب اينجانب شده يا شكر نعمتي را كه بر من واجب شده است، بازگو و ادا كند كه قرآن مجيد از يك سو دستور داده است: «وَ أَمَّا بِنِعْمَه رَبِّكَ فَحَدِّثْ»(7) و از سوي ديگر وعده فرموده است: «لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ». (8) با اين اوصاف، برجستهترين حوادث زندگيام و مهمترين صحنههايي را كه در دوران حياتم ديده و تجربه كردهام در اين دفتر خاطرات گرد آورده ام تا مفهوم:
خوشتر آن باشد كه سرّ دلبران
گفته آيد در حديث ديگران
مصداق يابد و به همين مقدار هم كه شده است، وظيفهام را در امر تعليم و تربيت ايفا كرده باشم.
پينوشتها در سرويس تاريخ موجود است.