کد خبر: 720744
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۹:۴۳
در حاشيه انتشار روزنگارجامع ايران پس از انقلاب اسلامي
رضا طاهرخاني

طي يك قرن گذشته، زمان مفهوم مطلق خود را از دست داده است و هرچه جلوتر هم مي‌رويم اين اقتضاي روزگار معاصر، متراكم‌تر مي‌شود. در واقع زمان از شكل دوبعدي خارج و در دل خود بزرگ شده و دائم هم بزرگ‌تر مي‌شود. زيادي اطلاعات، انبوه رخداد‌ها و پيچيدگي‌ رويدادها قطعاً عامل اصلي اين تغيير ماهيت است، لذا آنچه امروز طي مثلاً 30 سال اتفاق مي‌افتد، شايد 300هزار برابر آن چيزي است كه دو سده قبل طي 30 سال اتفاق مي‌افتاده است. حال اگر ارتباط لايه‌هاي پيدا و پنهان وقايع را نيز به هم وصل كنيم، آنگاه شناخت اين پيچيدگي‌ها دشوارتر و دشوارتر هم مي‌شود.

اين بزرگي زمان شايد براي افزايش دانش و رشد آگاهي عمومي انسان ظرفيت ويژه‌اي را ايجاد كرده باشد، اما سردرگمي، بي‌رغبتي به تعمق و ژرف‌انديشي يا روي آوردن به فست‌فودهاي فكري سطحي و احياناً فريبنده را از سوي توده‌هاي مردم محتمل‌تر كرده است.

نگارش تاريخ به شيوه روزنگار در واقع ابزار متناسبي با زمان حجيم ‌شده است كه به جامعه مجال مرور سريع و ورود چند‌وجهي به مسائل را مي‌دهد، هرچند كه اين شايد با حداقل ژرف‌نگري همراه باشد. تاريخ‌نگاري كرونولوژيك در واقع مديريت زمان در درك و ثبت تاريخ متناسب با عصر فوران اطلاعات است، زيرا در اين دوران برخلاف تصور عمومي كه به مدد تكنولوژي باور دارد، دسترسي به اطلاعات و اخبار آسان شده است. اتفاقاً به دليل حجم شگفت‌آور وقايع كه هر لحظه هم بر آن افزوده مي‌شود، دستيابي سريع، جامع و دسته‌بندي شده دشوارتر و همان اندازه حوصله مطالعه هم كمتر شده است؛ مگر آنكه مكانيسم متناسب آن ايجاد شده باشد‌كتاب پيش رو كه ماحصل دو سال تحقيق و فيش‌نويسي، مطالعات ميداني و پژوهش‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي و اندكي بيش از آن تجربه روزنامه‌نگاري نگارنده است، در واقع تلاش كرده است اين مكانيسم را در حوزه تاريخ‌نگاري ايران پس از انقلاب اسلامي ايجاد كند. با اين باور كه تاريخ حكايت وقايع است، نه حقايق؛ زيرا بسياري از رويدادهايي كه حادث مي‌شوند، واقعيت‌هاي جهان و تاريخند، اما لزوماً فضيلت و حقيقت نيستند. در نگارش تاريخ نمي‌شود خوب و بد را سرند كرد و تاريخ را پاكيزه نوشت. آنهايي كه دوست دارند تاريخ مطابق خوشايندشان نوشته شود در واقع دركي از چرايي تاريخ‌نگاري ندارند. تاريخ براي عبرت نوشته مي‌شود نه براي تفنن و لذت، بنابراين نمي‌شود و نبايد آن را طراحي كرد بلكه اهل نظر و بصيرت در آئينه گذشته، طرح تاريخ را مي‌يابند و نگرش و تلاش آينده را مبتني بر اين عبرت مطابق مي‌سازند.

اما آنچه در خصوص تدوين اين كتاب گفتني است، اين مجموعه در گام نخست مبتني بر اخبار آشكار روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها گردآوري و سپس با انجام پژوهشي عميق‌تر، جزئيات رويدادها به دقت و البته با ملاحظه ظرفيت محدود آن، تكميل و نگاشته شده است.

تمام تلاش كتاب بر اين است تا تاريخ از منظر امروز ديده و قضاوت نشود و در بستر زماني خودش روايت شود. اين دقت تا آنجا به كار رفته كه گاهي نسبت به برخي آمارهاي اغراق‌آميز مطبوعات خصوصاً در سال‌هاي نخست نيز تا آنجا كه تحريف واقعيات نباشد، وفادار بوده‌ايم تا مخاطب بتواند خود را در سفر تاريخ، همراه رويدادها بينگارد، اما دو اشكال عمده هم در اين نوع تاريخ‌نگاري مجمل و مبتني بر تقويم‌نگاره‌ها وجود دارد و آن اينكه به دليل محدوديت‌هاي ساختاري اين نوع از روايتگري كه ذاتاً نمي‌تواند گوياي تحليل و شناخت شرايط و وقايع باشد، لازم است توضيحاتي در ابتدا آورده شود، زيرا برخي اتفاقات نه به صورت دفعي كه به شكلي آرام و روان در طول دوره‌اي چند ماهه يا چند ساله، جرياني را در تاريخ ايجاد مي‌كند كه تنها با فاصله گرفتن از آن قابل رؤيت است. يعني يا آنقدر بزرگ نيستند كه به‌تنهايي ديده شوند يا يك روزه شكل نگرفته‌اند كه وقوع آنها مقيد به روز مشخصي در تقويم باشد، لذا در نگارش كرونولوژيك نمي‌گنجند، اما در واقع ماهيت غالب و حقيقي آن دوره را تشكيل مي‌دهند. از سوي ديگر چون وقايع به صورت نقطه‌اي و عموماً نه به هم پيوسته بيان مي‌شود، تبارشناسي افراد يا جريانات مؤثر در تاريخ براي خواننده غيرحرفه‌اي به‌سختي قابل استنباط است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها