
پيدا كردن ارتباط مستقيم ميان گوشيهاي همراه و ورشكستي سينماي ايران در نظر اول خيلي سخت است اما با در نظر گرفتن اينكه 40 ميليون ايراني خود را با گوشيهاي هوشمند سرگرم ميكنند و فقط 10 ميليون نفر در سال به سينما ميروند، متوجه ميشويم گوشيها در رقابت سرگرمكننده بودن سينما را با شكست سنگيني روبهرو كردهاند.
به گزارش«جوان»، اكران نوروزي سال 94 نشاندهنده تمام پتانسيلهاي سينما براي جذب مخاطب است. به جز فيلمهايي كه هماكنون بر پرده سينما هستند، بعيد به نظر ميرسد يك يا دو فيلم ديگر فروش بالاتر از متوسط داشته باشند. مرگ اقتصادي سينماي ايران روند تندتري گرفته است.
سينما با دروغ به كجا ميرسد!بهروز افخمي در نشست «هفته پژوهش سينماي ايران» ميگويد: متأسفانه چند سال است به آمار فروش فيلمها نميتوان اعتماد كرد. فروش فيلمها معمولاً بيشتر از آنچه هست، اعلام ميشود، بنابراين آنقدر كه بعضي دوستان اصرار دارند و ميگويند سال سينمايي موفقي داشتيم، سال ۹۳ براي سينما، پررونق نبوده است. امسال سينماي ما زير ۴۰ ميليارد تومان فروش داشت. مقدار واقعي فروش بليت هم كمتر از ۱۰ ميليون تومان بود. معني اين شرايط اين است كه گيشه مثل سالهاي قبل به حداقل كف استقبال مردمي رسيده است. بر اساس اين آمار يعني هر ايراني هر هفت سال يكبار سينما ميرود. افخمي در ادامه ميافزايد: آن ۹۰ درصدي كه به سينما نميروند، ميخواهند فيلمهايي ببينند كه از تماشاي آنها تحقير نشوند. اين مسئله فقط به دولت و ارزيابي جشنواره مربوط نيست. در مقابل، فيلمسازان امروز گرايش به توليد آثاري دارند كه در فستيوالهاي خارجي ديده شود و در جشنوارههاي اروپايي بتوانند روي فرش قرمز راه بروند. از نظر من اين اصلاً گرايش جذابي نيست چون وقتي فيلم براي مردم ساخته نشود، در سينماي ما جوابي از مردم نميگيرد.
صحبتهاي افخمي كه آخرين فيلمش با شكست كامل تجاري روبهرو شده، تنها بخشي از واقعيتهايي است كه سينما دوست ندارد مردم از آن با خبر شوند. علي معلم، تهيهكننده سينما نيز با بهروز افخمي درباره نفروش بودن سينما هم عقيده است. معلم ميگويد: بخشي از فيلمهاي سينماي ايران اساساً براي مخاطب ساخته نميشوند و من اسمشان را ميگذارم فيلمهاي محفلي يعني فيلمهايي كه ما ميتوانيم در يك سالن كوچك و در يك محفل كوچكي نمايش بدهيم و اين گونه فيلمها مخاطب بزرگي ندارند و خب اين فيلمها به خودشان ضربه زدند. وي ميافزايد: منظورم از فيلمهاي محفلي همان فيلمهايي است كه براي نمايش در يك جشنواره كوچك يا در يك سينما تك يا از اين قبيل مناسبتها مناسب است. اين تهيهكننده معتقد است: در اين دو، سه ساله فيلمهايي كه در واقع فيلمهاي شبهرئال يا فيلمهايي هستندكه صرفاً يك موضوع اجتماعي را در يك مكان بسته روايت ميكنند رشد پيدا كردهاند و اينها حوصله تماشاگر را سر بردهاند. در مقابل بيحوصلگي تماشاگران سينما براي تماشاي اين فيلمهاي محفلي شاهد اين هستيم كه پديدههاي سرگرمكننده ديگري به سرعت جاي خالي سرگرمياي به نام سينما را پر ميكنند. سالهاست ديگر سينماها صفهاي خريد بليت را به خود نديدهاند. محمد نيكبين، ديگر تهيهكننده سينما معتقد است: در حال حاضر اكثريت مردم درگير رسانههاي مختلفي هستند و همين تلفنهاي همراه كه كارايي و قابليتهاي بسيار بالايي دارند باعث شده مردم حتي در مهمانيها، مسافرتها و كوچهها و خيابانها نيز با گوشيهاي خود سرگرم باشند، از اينرو سينما در اين زمانه براي جذب مخاطبان خود نياز به راهكارهاي گوناگوني از جمله تبليغات گسترده و همچنين توليد فيلمهايي با كيفيتهاي بالا دارد تا بتواند مخاطبان را به سالنهاي سينما بكشاند. در كوچهها و خيابانها به افراد بسياري بر ميخوريم كه در گوشيهاي هوشمند خود بازيهاي آنلايني مانند «كلشآفكلنز» را دنبال ميكنند.
تعداد 40 ميليون كاربر ايراني گوشيهاي هوشمند آنقدر تفريحات جالب در گوشيهاي خود دارند كه جايي براي سينما رفتن و ديدن فيلمهاي محفلي ندارند. در عوض سينماي دولتي براي اينكه فيلمهاي بيمخاطب خود را براي مردم جذاب جلوه دهد به جاي هزينه در ساخت فيلم بر مبناي نياز مخاطب، گروه سينمايي «هنر و تجربه» را راهاندازي ميكند تا باز هم فيلمهاي محفلي جايي براي عرضاندام پيدا كنند، دريغ از اينكه بيشترين ميزان مخاطب اين فيلمها چيزي بيشتر از 60 هزار نفر نيست آن هم در ٩٠٣ اكران! كه اصالت اين آمار هم بنا بر ادعاي بهروز افخمي چندان مورد تأييد نميتواند باشد. مديران دولتي قطعاً تلاش خواهند داشت براي زيبا نشان دادن اوضاع فلاكتبار سينماي ايران آمارهاي مثبت ارائه دهند.