اشتون كارتر، وزير دفاع امريكا، حرفي زد كه نه تنها باعث حيرت عراقيها شد بلكه زبان اعتراض آنها را هم باز كرد. او در مصاحبه با شبكه تلويزيوني سي ان ان ارتش عراق را متهم به بيارادگي در جنگيدن كرد و با اين ادعا كه در نبرد الرمادي تعداد نفرات ارتش از شورشيان داعش بيشتر بود، گفت كه آنها تمايلي براي نبرد از خود نشان ندادند و اين نشان ميدهد مشكل در اراده عراقيها براي جنگ با داعش و دفاع از خودشان است. حيدر العبادي، نخست وزير عراق از اين نوع ارزيابي كارتر از نبرد عراق متعجب شده و گفته كه از آن شگفتزده است اما حكيم الزميلي، رئيس كميسيون دفاعي و امنيتي پارلمان عراق به اين حد از واكنش رضايت نداده و در مصاحبه با آسوشيتدپرس حرفهاي كارتر را غيرواقعبينانه و بيپايه خوانده و گفته كه امريكا در الرمادي تجهيزات و اسلحه مناسب در اختيار ارتش عراق نگذاشته و از نيروهاي اين كشور حمايت هوايي نكرده و حالا به دنبال آن است تا تقصير شكست را به گردن ديگران بيندازد. اين حرف الزميلي نكته اصلي در واقعيت پيشآمده نسبت به نبرد الرمادي است آن هم نه فقط به دليل عدم حمايت امريكا از مدافعان اين شهر در برابر داعشيها بلكه به دليلي ريشهدارتر. كارتر از بيارادگي ارتش عراق در برابر حملات داعش ميگويد اما توجه ندارد كه اين ارتشي است كه طي 12 سال گذشته و به دست كشور و فرماندهان خودش آموزش ديده است. واقعيت يك سال اخير از سقوط موصل در ژوئن سال گذشته تا سقوط اخير الرمادي نشان داده آموزشهاي نظامي امريكاييها طي اين مدت طولاني نتوانسته ارتشي را در عراق به وجود آورد كه در برابر گروهي مثل داعش بهگونهاي بجنگد كه انتظار ميرود. بايد توجه داشت امريكا حتي بعد از اين مدت هم حاضر نشده ارتش عراق نيروي هوايي قدرتمندي در اختيار داشته باشد و تسليحات لازم را در اختيار آن مقدار معدود بالگردهاي جنگي عراق هم نميگذارد.
نكته ديگر به دخالتهاي امريكا در عراق مربوط ميشود كه به بهانه مشاركت دادن اقليتها، دولت العبادي را مجبور كرد به بازگشت افسراني به ارتش تن بدهد كه در جريان سقوط موصل نقش منفي داشتند، اگر نگوييم خيانت كرده بودند. در واقع، موضوع مشاركت اقليتها در دست امريكاييها مبدل به ابزار فشاري بر دولت عراق شده تا در برابر وحشيگريهاي داعش به دستورالعملهاي واشنگتن تن بدهد و از طرف ديگر، مانعي شده در ساخت ارتشي كه بتواند با قدرت در برابر داعش بجنگد. اگر عناصر خائن يا ضعيفالنفس بعد از سقوط موصل در ارتش پاكسازي شده بودند، بيشك وضعيت در الرمادي به اين گونه نبود و داعش نميتوانست به آن صورت بر شهر مسلط بشود. نبرد چند روز اخير نشان داده 3 هزار نيروي حشد الشعبي با تجهيزات و نفرات معدودي چه پيروزيهاي چشمگيري را در برابر داعش به دست ميآورد به نحوي كه اين نيروها توانستند در مدتي كم به بخش شرقي الرمادي نفوذ كنند و داعشيها را پس بزنند. اگر دولت عراق دستش باز بود تا اين ميزان هماهنگي و انسجام را به دور از دخالتامريكاييها در ارتش به وجود بياورد، همين نتيجه از پيروزيهاي حشد الشعبي در ابعادي وسيعتر ديده ميشد، بنابر اين سخنان كارتر جداي از توهينآميز بودن براي دولت، ارتش و مردم عراق، يك نوع فرار به جلو است تا نسبت به مسئوليت كشورش در برابر سقوط الرمادي طفره رفته باشد. اين نحو عمل كارتر در ارزيابيها و تحليل ديگر مقامات امريكايي مثل ژنرال مارتين دمپسي، رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا، ديده ميشود كه دلالت دارد برعدم مسئوليتپذيري آنها در برابر پرونده بيش از 12 سال حضورشان در عراق. از اين رو و با توجه به اين پرونده، لازم است مقامهاي عراقي نگاه ديگري به گذشته بيندازند و با تجربهاي كه طي يك سال اخير و به خصوص از وقايع الرمادي به دست آوردهاند، با جديت تمام از خود بپرسند كه از اعتماد به امريكا چه نتيجهاي به دست آوردهاند. نتيجه هر چه باشد مانعي در برابر داعش نبوده جداي از آنكه اين گروه هم مبدل به ابزاري در دست امريكا براي فشار بر دولت عراق شده و همين نكته هم مؤيد تجربههاي قبل از بياعتمادي به امريكاست.
در هر صورت، تجربه الرمادي آن قدر دلالت بر نقش مخرب امريكاييها در مبارزه با داعش داشت كه حرفهاي توهينآميز كارتر و دمپسي اين نقش را پررنگ و لعابتر كرده و نشان ميدهد امريكاييها به جاي مسئوليتپذيري در قبال 12 سال حضورشان در عراق، اين چنين به خود اجازه توهين به ملت و ارتش عراق ميدهند تا شانه از زير بار مسئوليتشان خالي كرده باشند.