کد خبر: 720131
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۵:۵۶
در تفسير شعار سال توسط مقام معظم رهبري ايشان به يك ركن دوجانبه اشاره نمودند كه راهبردي اساسي براي تحقق شعار سال و هم‌افزايي ميان دولت و ملت به شمار مي‌رود و آن عبارت است از اعتماد ملت به دولت و دولت به ملت.
امير اميري‌فر

در باب اعتماد ملت به دولت احياناً دولت خود مي‌داند كه در عرصه‌هاي گوناگون آحاد ملت را محك زده است و با همه شرايط سختي كه ملت را تحت فشار قرار داده‌اند اما هنوز ملت، اقدامات دولت را با همه كاستي‌هايش ارزشمند و قابل تقدير مي‌داند. سخن در اين باب بسيار است كه در اين مقال نمي‌گنجد. اما آنچه مورد توجه است، اعتماد دولت به آحاد ملت و چگونگي شكل‌گيري و استحكام آن است.

در باب اعتماد دولت به ملت با توجه به تأكيدات دو ساله اخير مقام معظم رهبري مبني بر توجه به ساخت دروني قدرت و استحكام ملي و توجه به توان داخلي، هر‌چه سخن به ميان آيد باز هم كم است. اعتماد دولت به ملت و توجه به ظرفيت‌هاي درون كشور را بسان راهبرد كلاني مي‌توان نگريست كه گذر از آن برنشستن بر ساحل امن ناز و اداهاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي دنياي سلطه‌گران را به دنبال خواهد داشت.

حال كه امسال تأكيدات مكرر رهبري بر توجه به ملت و ظرفيت‌هاي عظيم آن در شعار سال هم متجلي شده است، وقت آن است كه دولت يك گام اساسي همچون گام‌هاي اساسي‌اي كه به گفته خود در سياست خارجي عملي مي‌سازد، بر‌دارد و اين بار ملت را به صورت حقيقي و نه ويتريني به عرصه عمل در اقتصاد و فرهنگ و سياست وارد سازد.

آن مكاني كه به نظر مي‌تواند ايستگاه اول در راستاي تحقق اين گام اساسي باشد، دانشگاه به عنوان چشمه زاينده عصاره تلاشگر و متخصص جامعه است. هرچند كه سال‌ها پيش فاكولته رضاخاني تشكيل شده بود تا ترقي ديكتاتورانه اعلي‌حضرت را پيش ببرد و در عصر فرزندش عهده‌دار تربيت نسل متوقع طبقه متوسط شهري گردد، اما اكنون و 36 سال پس از انقلاب اسلامي و با اين حجم انبوه فارغ‌التحصيلاني كه هر ساله از دانشگاه وارد جامعه مي‌شوند، همچنان مسير تحول از دانشگاه نمي‌گذرد.

دانشگاه يكي از حقيقي‌ترين نقاطي است كه اعتماد به آن ميوه استحكام دروني جامعه را به بار مي‌نشاند. اما روي دادن آن تحول، مستلزم پذيرش اين اعتماد است و مسئولان بايد اين پذيرش را از خود شروع كنند. هنوز كه هنوز است دانشگاه بركه پر آبي است كه صيادان سياسي مي‌توانند صيد خود را از آن داشته، عرض خود را ببرند و زحمت نظام بدارند! ولي در عوض هنگام حل مسائل بومي ملت كه مي‌گردد، نگاه‌ها دوخته مي‌شود به دهان‌هايي كه در خارج از مرزها براي ايرانيان نسخه مي‌پيچند.

داشتن دانشگاهي كه يا خواب‌زده شب است كه حواسش نيست كه نماز صبح اجتماع در حال قضا شدن است يا پروپاگانداي فلان شخصيت است كه اهرم فشاري مي‌گردد براي كسب منفعت‌هاي قبيله‌اي و قس علي‌هذا نه مايه افتخار است و نه برازنده دل بستن و تكيه كردن!

دانشگاهي مي‌تواند به حل‌المسائل نظام تبديل شود كه نگاه به آن نه بسان لولويي باشد كه بايد سركوب گردد و نه بسان لعبتي كه فيها منافع للاحزاب و ذي‌نفوذان! بنابراين دانشگاه اگر به عنوان تكيه‌گاه محكم ملت و نظام نگريسته شود و مسائل اجتماع را بگيرد و پاسخ‌ها و راهكارهايش را بدهد، آنگاه ارزش افتخار كردن و سربالا گرفتن دارد. با اين نگاه قطعاً محصولات دانشگاه، صنعت آبگوشت و قورمه‌سبزي نيست كه تو سري بخورد. قطعاً صنعت ولو كند و عقب مانده‌اش، 80 سال از فلان كشور اروپايي عقب‌تر نيست كه تحقير شود (كه اگر باشد هم دايه صنعت كشور بايد روح اميد را در آن بدمد نه تحقير و توهين را). با اين نگاه ديگر دانشگاه قلك فلان جريان سهم‌خواه كشور نيست كه دانشگاه را در قبضه خود بگيرد يا فلان فرد سياسي كه داشتن وزير براي آن را به پاي لجبازي بي‌حاصل ذبح نمايد.

كليدداري دانشگاهي براي كليد‌دار دولت افتخار است كه وقتي سخن از تحريم به ميان مي‌آيد، آنقدر ايده بدهد و چرخ بچرخاند كه هر يك پتكي باشد بر سر تحقير ملت، نه اينكه تنها راه را تمناي نياز برداشته شدن تحريم، آن هم از ديگري بداند. كليدداري دانشگاهي افتخار است كه فارغ التحصيلانش سرخورده تعطيلي فلان مركز تحقيقاتي و بهمان مركز كاربردي و صنعتي نگردند. گيرم كه بايد پلمب بر درهاي فردو و نطنز بنشيند، اما ديگر چرا خودرو‌ساز داخلي تمناي پژو را بايد بكشد؟ چرا فارغ‌التحصيل رشته نساجي بايد با چشم حيران شاهد امضاي قرارداد ترجيحي با كشور ترك همسايه باشد؟ چرا فرستادن ماهواره به فضا بايد در انبوه تأييد و تكذيب‌هاي دولتي و غير‌دولتي گم شود و كمرنگ گردد؟ چرا آنچنان واردات بي‌رويه كمر اقتصاد را خم كند كه فارغ‌التحصيل دانشگاهي ترجيح دهد تاجر باشد تا توليد‌كننده؟ چرا اگر‌چه مسكن مهر طرح مزخرفي است، يك فارغ‌التحصيل اقتصاد هنوز نتواند به جاي آن طرح بهتري بدهد؟ چرا اگر خودكفايي كشاورزي هم طرح مزخرفي است، اين انبوه مهندسان آب و كشاورزي و آبياري را نمي‌شود به كار گرفت تا طرحي شايسته براي هدر‌رفت آب در كشاورزي ارائه دهند؟ و صدها چراي ديگر كه بي‌جواب مانده‌اند.

چشمي كه نه حتي به خارجي‌هاي دور دست بلكه به خارج از حيطه دانشگاه دوخته مي‌شود، سرنوشت محتومش همين خواهد بود. بله چشمي كه آنقدر به ديدن «ما نمي‌توانيم» عادت كرده حتي اگر به دانشگاه نيز نگاه كند به تئوريسين‌هاي «ما نمي‌توانيم» مي‌نگرد. به بر شاخ نشسته‌اي مي‌نگرد كه توسعه را در اعتبار پاسپورت ايراني در دانمارك مي‌بيند و يادگيري به زبان مادري را علت عقب‌افتادگي. به تئوريسين گمنامي مي‌نگرد كه قرقره طرح‌هاي شكست خورده غربي به زبان فارسي تنها افتخارش است و هضم شدن در سراب توسعه لجام گسيخته تنها رؤيايش.

چشمي كه عادت ندارد به ديدن توانايي‌هاي ملتش، اعتماد هم بكند و دلي كه اعتماد نكند هرگز همزبان و بالاتر از آن همدل ملتش نمي‌گردد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار