
برنامهاي كه فاقد هدف باشد، همانند كسي است كه بر روي دريا شناور است اما پارو ندارد. از منظر علوم و ديدگاههاي مختلف، منابع تعيين اهداف آموزشي متغير و متفاوت است. صاحبنظران امر تعليم و تربيت، فلسفه تعليم و تربيت را به عنوان منبع اصلي تعيين هدفهاي آموزش و پرورش ميدانند، البته سبك و روشي كه دولتها در اين زمينه اتخاذ ميكنند، يكسان نيست. با اين همه، آنچه مسلم است اينكه نظام آموزشي ما براي رسيدن به اهداف خود نياز به تحول دارد. با فاطمه رستار، پژوهشگر حوزه آموزش و پرورش در اين زمينه گفتوگويي كردهايم كه ماحصل آن را در ادامه ميخوانيد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي براي اصلاح يا تغيير بنيادي نظام آموزش و پرورش تلاشهاي گستردهاي از سوي مسئولان و فرهيختگان و فرهنگيان در جهت بهبود و اصلاح آموزش و پرورش در ايران صورت گرفته است. اين فعاليتها، به مقتضاي شرايط خاص زمان، هر يك به علتي ناتوان رها شد يا تغيير يافت. تهيه چندين سند ملي از جمله فعاليتهايي است كه انجام شده است. سند تغيير بنيادي نظام آموزش و پرورش، سند و منشور اصلاح نظام آموزش و پرورش، سند ملي برنامه «آموزش و پرورش براي همه»، سند ملي توسعه آموزش و پرورش در برنامه پنج ساله چهارم و سند چشمانداز آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران در افق 1404.
تغيير در ساختار نظام آموزش و پرورش، ايجاد تغييرات عمده و اساسي در محتواي كتب درسي، تغيير در نحوه آموزش و تربيت معلمان، تدوين و اصلاح قوانين و مقررات اداري، تأمين و تربيت نيروي انساني و توسعه كلاسهاي درس در مناطق محروم از جمله اهدافي بوده كه در اين زمينه دنبال شده است. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي شاهد دو تغيير اساسي و بنيادي در نظام آموزش و پرورش كشور بوده و هستيم؛ كه به قرار زير است.
دوره 5- 3- 3- 1 بر اساس تغيير بنيادي: نخستين بار در تير ماه 1368 كليات نظام آموزش و پرورش كه توسط شوراي تغيير بنيادي تهيه شده بود، مورد تأييد شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار گرفت و وزارت آموزش و پرورش موظف شد با هدايت شوراي جديد به طراحي تفصيلي بپردازد و برنامههاي اجرايي لازم را تهيه كند. در اجراي اين مصوبه اقدامات مختلفي از جمله طرح انتقال به آموزش متوسطه مطلوب صورت گرفته و در تابستان 1369 تدوين شد و در دي ماه همان سال به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد.
از مهر ماه 1371 براي حدود 10 درصد دانشآموزان پايه اول متوسطه اجراي نظام جديد آغاز شد و هر سال به تدريج به دامنه پذيرش افزوده شد. در سال 1374، اجراي دوره يك ساله آزمايشي پيش دانشگاهي آغاز شد. در سال 1377 نظام جديد در دوره سه ساله مقطع متوسطه و دوره يك ساله پيش دانشگاهي به طور كامل اجرايي شد. به طور كلي اين دوره از نظام آموزش و پرورش شامل دوره دبستان 5 ساله، دوره راهنمايي 3ساله، دوره متوسطه 3 ساله و دوره پيش دانشگاهي 1ساله است. يكي از نوآوريهاي نظام جديد متوسطه در اين دوره تشكيل شاخه كار و دانش براي اشاعه مهارتآموزي بوده و همچنين تأسيس دورههاي پيش دانشگاهي و كارداني پيوسته از ديگر نوآوريهاي اين نظام بوده است.
دوره 6- 3- 3 بر اساس سند تحول بنيادين در افق 1404: دومين تغيير اساسي و بنيادي بر اساس سند تحول بنيادين در افق چشمانداز از سال 1391 از پايه ششم ابتدايي شروع شد. در اين دوره وزارت آموزش و پرورش براي اجرايي كردن سند تحول بنيادين پس از تلاشهاي زياد سرانجام از مهرماه 1391 با حذف پايه اول راهنمايي و اضافه كردن آن به سال ششم ابتدايي، تغيير نظام آموزشي را به دوره آموزشي 6- 3- 3 عملي كرد كه هماكنون نيز در دستور كار وزارت آموزش و پرورش قرار دارد.
سند تحول بنيادين آموزش و پرورش در افق 1404در تهيه سند ملي تحول بنيادين آموزش و پرورش كوشش شده است تا با الهامگيري از اسناد بالادستي و بهرهگيري از ارزشهاي بنيادين آنها و توجه به اهداف راهبردي نظام جمهوري اسلامي ايران، چشمانداز و اهداف تعليم و تربيت در افق 1404 ه. ش. تبيين شود. سند تحول بنيادين با چشمانداز 1404 با يك مقدمه و 8 فصل در 29 آذر ماه 1390 در مشهد مقدس رونمايي و در دي ماه همان سال از سوي رئيسجمهور براي اجرا به وزارت آموزش و پرورش ابلاغ شد.
حال اين سؤال مطرح است كه...آيا شوراي انقلاب فرهنگي و شوراي عالي آموزش و پرورش توانسته در ايفاي رسالت خويش در حوزه آموزش و پرورش و تنظيم سند تحول بنيادين و اجرايي كردن آن موفق باشد؟
ضعفهايي كه در آموزش و پرورش وجود داشته و پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز اين ضعفها برطرف نشده، كشور را با چالشهايي روبهرو كرده است و اين موضوع زمينهساز شكلگيري طرح تحول بنيادين در آموزش و پرورش شد. بر اساس اين سند، مدرسه جلوهاي از تحقق مراحل حيات طيبه، كانون عرضه خدمات و فرصتهاي تعليم و تربيت، زمينهساز درك و اصلاح موقعيت توسط دانشآموزان و تكوين و تعالي پيوسته آنها بر اساس نظام معيار اسلامي است. نزديك به 10 سال از عمر سند چشمانداز 20ساله جمهوري اسلامي ايران گذشته است. جا دارد اين سؤال مطرح شود كه مأموريتها و مسئوليتهاي آموزش و پرورش و آموزش عالي در اين سند چه بوده و چقدر پيشرفت داشته است؟ آيا تربيتيافتگان در آموزش و پرورش آن گونه كه در چشمانداز آمده است، مروج فرهنگ حيا و عفت و حجاب در جامعه هستند؟ آيا فرزندان ما در خطي كه در سند چشمانداز 20 ساله و سند تحول بنيادين آموزش و پرورش ترسيم شده است، تعليم و تربيت مييابند؟ دولت جديد در اجراي سند بنيادين آموزش و پرورش چه كرده است؟ مجلس به عنوان ناظر بر اجراي قوانين چه تصويري از اين اجرا در دولت دارد؟
نقش معلم در آموزش و پرورش و توسعه در سند چشماندازبا عنايت به بيتوجهيهاي صورت گرفته نسبت به سرمايهگذاري در بخش آموزش و پرورش و نگرشهاي سني، رسوب يافته در اين نظام، توصيه ميشود كه ضمن توجه به لزوم ارتقاي سطح زندگي و رفاه معلمان و ارتقاي سطح بهداشت رواني ايشان يك بازنگري عميق و جامع نسبت به موضوع آموزش و پرورش (كيفيت، كميت و...) صورت گيرد تا در پرتو آن برنامهريزي لازم براي دستيابي به جايگاه واقعي آموزش در كشور انجام شود.
ضرورت توجه به فلسفه تعليم و تربيتبدون در نظر گرفتن فلسفه تعليم و تربيت و هدفگذاري بر اساس آن نميتوان مشخص كرد كه قرار است كجا برويم و به چه چيزي دست يابيم. تبيين اهداف بر اساس فلسفه آموزش و پرورش باعث ميشود تا مسير و جهت حركت به آساني مشخص شود. پس براي ايجاد تحول در آموزش و پرورش براساس سند چشمانداز بايد چالشهاي موجود كه در به ثمر نرسيدن تحول بنيادين تأثيرگذارند را شناخت و در جهت آنها كوشيد. قطعاً يكي از چالشهاي جدي موجود، بيتوجهي به فلسفه تعليم و تربيت در نظام آموزشي است. بايد عوامل مؤثر و تأثيرگذار بر آن را شناخت و آن را متحول كرد.