متهم در بازجویی های اولیه به قتل عمویش اعتراف کرد . متهم گفت :چند سالی است خانواده من و عمویم به خاطر باغی در شهرستان اختلاف دارند . ما در ساختمان مشترکی زندگی می کنیم . مدتی است تصمیم داشتم در پارکینگ مشترک خانه مان باشگاهی افتتاح کنم . به همین خاطر با پسر عمویم در میان گذاشتم و خواستم با پدرش حرف بزند و او را راضی کند . چند روز قبل پسر عمویم گفت که پدرش رضایت داده و می توانم باشگاه را افتتاح کنم . خیلی خوشحال بودم و در حال آماده کردن باشگاه برای افتتاح بودم که فهمیدم عمویم مخالف است . روز حادثه وقتی از نانوایی برمی گشتم پسر عمویم مرا صدا زد و گفت که پدرش اجازه نمی دهد باشگاه را افتتاح کنم . به همین خاطر با هم درگیر شدیم که عمویم نیز وارد درگیری شد . هنگام درگیری پسر عمویم با چاقو به من حمله کرد که چاقو را از دستش گرفتم . من قصد کشتن عمویم را نداشتم و فقط می خواستم دفاع کنم که این اتفاق افتاد و عمویم فوت شد . پس از حادثه خیلی ترسیدم وابتدا به شهرستان قم رفتم و بعد از آن راهی کرمان شدم تا اینکه ماموران پلیس مرا دستگیر کردند .
متهم پس از تحقیقات تکمیلی در شعبه 113 دادگاه کیفری استان محاکمه شد . اولیای دم برای متهم درخواست قصاص دادند و هیئت قضایی متهم را به جرم قتل عمد به قصاص با چوبه دار محکوم کردند . حکم قضایی بعد از تائید در شعبه 16 دیوان عالی کشور برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی فرستاده شد . همزمان با سیر تشریفات حکم قصاص ، سرپرست شعبه اجرای احکام با دعوت از اولیای دم و خانواده متهم جلساتی را برای جلب رضایت برگزار کردند . در حالی که متهم در یک قدمی چوبه دار قرار داشت جلسات صلح و سازش شعبه اجرای احکام نتیجه داد تا اینکه چند روز پیش اولیای دم به دادسرا رفتند و از پسر عموی خطاکار اعلام گذشت کردند .بنابراین متهم با اقدام خداپسندانه اولیای دم به زندگی دوباره بازگشت .