
يا استعمال دخانيات توسط كسي در يك محيط بسته موجب سرفه شديد و سردردتان شود؟ زبالهاي را پرت كنند و به شما اصابت كند؟ به دليل سرعت بالاي يك خودرو در يك روز باراني و عبور آن از كنار شما تمام لباسهايتان گلآلود شود؟ آيا پيش آمده به دليل بدگويي كسي پشت سر شما برايتان دردسر درست شده باشد؟ و... بدون شك نه تنها موارد اينچنيني برايتان پيش آمده و ناراحت و عصبي شدهايد، بلكه شايد خودتان نيز موجب بروز چنين مواردي شده و ديگري را آزار دادهايد. حالا تصورش را بكنيد كه چنين رفتارهايي، ناخواسته و ناخودآگاه موجب وارد آمدن آسيبها و خسارتهايي جدي و جبرانناپذير به جان و مال ديگران شود. رفتارهايي كه گاهي مرگ يك انسان را رقم ميزند.
چند روز پيش دوستي تعريف ميكرد كه بزرگترين گناه زندگي خود را مرتكب شده و هيچ راه برگشت و جبراني نيز ندارد. حال اين دوست ما به قدري خراب بود كه براي رفع افسردگي خود به پزشك مراجعه كرده و تحت درمان قرار گرفته بود. دوستمان خود را قاتل ميدانست و براي اثبات اين موضوع به ظن خودش دلايل محكم و متقني ميآورد كه هر چند محكمهپسند نبود، اما در دادگاه وجدان به نظر چندان هم بيربط و غير مستدل به نظر نميرسيد.
ماجرا از اين قرار بود كه دوست ما و چند تن از رفقاي قديمي و صميمياش مدتي بود كه به صورت شراكتي روي يك پروژه ساختماني كار ميكردند. يكي از شركا كه مسئوليت خريد مصالح و امور مالي پروژه را بر عهده گرفته بود در حساب و كتابهاي خود متوجه ميشود كه بيش از 130 ميليون تومان كم آورده است و هرچه محاسبه ميكرد و دفتر مالي و فاكتورها را زير و رو ميكرد به نتيجه نميرسيد.
در اين ميان ساير شركا و به ويژه همين دوست ما به جاي دادن روحيه به رفيق و شريك كاري خود و كمك براي يافتن دليل مشكل، او را در تنگنا قرار ميدهند و تهديد ميكنند كه اگر تا دو روز كسري پول را جبران نكند نه تنها شراكتشان به هم خواهد خورد بلكه از او شكايت كرده و سهمش را مصادره خواهند كرد.
فرداي آن روز مسئول امور مالي پروژه سكته قلبي ميكند و فوت ميشود و شركا يا به عبارت بهتر دوستان قديمي و صميمي خود را براي هميشه تنها ميگذارد.
اين دوست وقتي ماجرا را تعريف ميكرد يك سره اشك ميريخت و خود را عامل مرگ دوستش تعريف ميكرد و ميگفت: «من شك ندارم او به دليل فشار و استرسي كه ما به او وارد كرديم سكته كرده است و من هيچ طوري نميتوانم از عذاب وجدان رها شوم. در حالي كه دوستي و رفاقت چندين ساله ما باارزشتر از آن بود كه او را اين چنين در تنگنا قرار دهيم. ما به جاي كمك به او، شرايطش را بحرانيتر كرديم.»
به اين ترتيب دوست ما خود را قاتل ميدانست و حالا كه داغدار شده و در سوگ رفيق قديمياش اشك ميريخت به شدت از رفتار خود پشيمان بود، اما اين پشيماني به هر حال چيزي را تغيير نميداد و باعث زنده شدن مسئول امور مالي پروژه نميشد!
دوست ما ميگفت: «فردا اگر آن مرحوم يا خانوادهاش سر پل صراط يقه مرا بگيرند نميدانم چه جواب بدهم».
نكته دردآورتر اينكه، درست دو روز بعد از اين اتفاق مشخص ميشود كه كسري 130ميليون توماني تنها به دليل چند اشتباه در محاسبات مالي بوده است!
كلاه خود را قاضي كنيمنمونهاي كه ذكر شد ممكن است به شكلهاي گوناگون براي هر يك از ما اتفاق بيفتد، قرار نيست سلاح به دست بگيريم و به كسي شليك كنيم تا قاتل محسوب شويم. وقتي با زدن چند بوق بلند موجب ترس يك شهروند سالخورده، يك زن آبستن يا يك كودك خردسال ميشويم شك نكنيم قاتل لحظههايي از زندگي و بخشي از وجود او شدهايم.
چه بسا همان حركت ترسآور ما ممكن است دقايقي بعد موجب ايست قلبي و مرگ آن شهروند سالخورده شود. وقتي با خودروي دودزاي خود در شهر تردد ميكنيم، نه سهواً بلكه عمداً موجبات مرگ زودرس همشهريان خود را فراهم ميكنيم.
وقتي از اعتماد كسي سوءاستفاده ميكنيم و به او ضربه ميزنيم در واقع روح اعتماد را در او ميكشيم، پس قاتل بخشي ارزشمند از وجود آن فرد هستيم.
وقتي با زيرآبزني و بدگويي از يك همكار موجب اخراج يا تنزل جايگاه شغلي او ميشويم، در واقع زندگي او و اعضاي خانوادهاش را به مخاطره مياندازيم و آينده چند نفر را با بحران مواجه ميكنيم. اينجا هم قاتل آتيه چند همشهري هستيم كه به دليل رفتار ما دچار مشكل شدهاند.
كلاه خود را قاضي كنيم و با خود صادق باشيم. آيا در زندگي فردي و اجتماعي خود به تك تك رفتار و گفتارمان دقت ميكنيم كه مبادا در جرگه يكي از اين قاتلها قرار نگيريم؟ البته همه ما روي رفتار و گفتار ديگران دقيق هستيم كه مبادا كاري بكنند يا چيزي بگويند كه خوشايند ما نباشد، اما آيا خودمان هم طوري رفتار ميكنيم و به گونهاي حرف ميزنيم كه موجب رنجش ديگران نشود؟
ضرورت بازتعريف مهمترين اصل زندگيتمام آنچه گفته شد مصاديق حقالناس است. پايمال كردن حقالناس فقط پس ندادن قرض و خوردن مال و بالا كشيدن اموال ديگران نيست. تمامي مواردي كه ذكر شد و هزاران هزار موردي كه در تعاملات اجتماعي ما موجب تضييع حقوق ديگران ميشود مشمول ناديده گرفتن حقالناس است. به نظر ميرسد «حقالناس» اگر نگوييم اصل فراموش شده، بيشك اصل مبهم و تعريف نشده زندگي ماست. اصلي مهم كه بيش از هميشه نيازمند روشنگري است و عدم توجه به آن موجب مرگ انسانيت در جامعه خواهد شد. اي كاش فرمايشات گهربار اميرالمؤمنين(ع) را هم چون فانوسي فراراه تمامي رفتار و كردار خود قرار ميداديم؛ همان احاديث معروفي كه زيربناييترين پايه و مبناي اخلاق عملي يك مسلمان واقعي است، آنجا كه حضرت خطاب به امام حسن وصيت ميكنند: «خويشتن را ترازوي ما بين خود و ديگران قرار ده»، «ستم روا مدار، آن گونه كه دوست نداري به تو ستم شود»، «نيكوكار باش، آنگونه كه دوست داري به تو نيكي كنند»، «آنچه را كه براي ديگران زشت ميداري براي خود نيز زشت بشمار» و «براي مردم به چيزي راضي باش كه براي خود ميپسندي».