
بخشنامه ساماندهي نيروي انساني يا به قول آموزش و پرورشيها «چارچوب برنامه توسعه سنواتي و سازماندهي عوامل آموزشي در استان و مناطق آموزشي سال تحصيلي 95- 94» كه اين هفته از سوي وزير ابلاغ شد، استمرار سياستهاي انقباضي در تخصيص نيرو را دنبال ميكند. اين بخشنامه بر ممنوعيت به كارگيري هرگونه نيروي غيررسمي و سازماندهي بهينه و استفاده كامل از ساعات موظف تمامي نيروهاي شاغل استوار است.
بخشنامه ساماندهي نيروي انساني يا به قول آموزش و پرورشيها «چارچوب برنامه توسعه سنواتي و سازماندهي عوامل آموزشي در استان و مناطق آموزشي سال تحصيلي 95- 94» كه اين هفته از سوي وزير ابلاغ شد استمرار سياستهاي انقباضي در تخصيص نيرو را دنبال ميكند.
اين بخشنامه دليل ادامه سياستهاي انقباضي در اين حوزه را پنج مورد عنوان كرده است كه عبارتند از رسيدن قريب 38 هزار نفر از فرهنگيان به مرز بازنشستگي و عدم امكان ورود نيروي جايگزين، كاهش موجودي سرباز معلم براي اغلب استانهاي كشور، 9 ماهه شدن مرخصي زايمان بانوان فرهنگي، افزايش يك پايه به متوسطه اول و كاهش يك پايه از متوسطه دوم و افزايش ساعات آموزشي هفتگي در كلاسهاي چندپايه.
اين همه جرح و تعديل فقط براي يك سال!
اين برنامه در حالي از سوي آموزش و پرورش ابلاغ ميشود كه طبق گفته وزير، برگزاري آزمون استخدام 5 هزار نيروي تازهنفس در اين وزارتخانه امري قريبالوقوع است. از سوي ديگر، سرپرست دانشگاه فرهنگيان از تزريق 20 هزار نيرو در سال 95 به آموزش و پرورش خبر ميدهد، يعني سال تحصيلي 96- 95 بخش زيادي از كسري كنوني نيروي انساني در آموزش و پرورش تعديل و ترميم و جايگزين ميشود.
همچنين در اين ابلاغيه بر تأمين نيازها از منابع انساني موجود و ممنوعيت به كارگيري هرگونه نيروي غير رسمي، سازماندهي بهينه و استفاده كامل از ساعات موظف تمامي نيروهاي شاغل، همچنين به كارگيري حداكثري نيروهاي داراي كسر ساعت موظف و كاهش ميزان ابلاغ غير موظف و استفاده از ساز و كار نقل و انتقالات درون و برون استاني به عنوان يكي از راههاي تأمين و تعديل نيروي انساني مناطق تأكيد شده است.
ترغيب معلماني كه در آستانه بازنشستگي قرار دارند به استمرار خدمت در رشته، جنس و مناطقي كه كمبود وجود دارد و اهتمام به بازنشستگي همه نيروهاي واجد شرايط در مناطقي كه مازاد نيرو مطرح است، همچنين توجيه و تشويق بانوان فرهنگي به استفاده از طرح نيمهوقت در مناطقي كه با مازاد نيرو در جنس زن مواجهند نيز از جمله راهكارهاي اجرايي و عملياتي وزارت آموزش و پرورش براي تأمين نيروي مورد نياز به ويژه در حوزه آموزش و تعديل نيروهاي مازاد در اين رابطه است.
اهدافي كلي براي برنامهاي جزئي!علاوه بر اين، بهرهگيري از ظرفيت بازنشستگي پيش از موعد و مديريت ميانگين تراكم دانشآموزان و ادغام كلاسهاي كمجمعيت هم پايه و استفاده حداكثري از ظرفيت مدارس غيردولتي و بخش خصوصي نشان ميدهد كه اولويت ساماندهي نيروي انساني ميتواند به قيمت اكتفا به حداقلهاي آموزشي و پرورشي و حتي تغيير استانداردها در اين زمينه تمام شود. هرچند برنامه مذكور كه اوايل هفته جاري ابلاغ شده است، ارتقاي كيفيت فعاليتها در آموزش و پرورش، توسعه عدالت آموزشي، مشاركت دادن سطوح اجرايي در نظام تصميمسازي و تصميمگيري در حوزه منابع انساني، يكپارچهسازي برنامهريزي و سازماندهي بهينه منابع انساني، بهبود نظام آماري در وزارت آموزش و پرورش و عملياتي كردن برنامههاي توسعه در بخش آموزش و پرورش در سال آخر برنامه پنجم توسعه كشور را به عنوان مهمترين اهداف و رويكردهاي مورد نظر در تدوين و اجراي اين برنامه معرفي كرده است.
اما بررسيها نشان ميدهد تنها در يك مورد، مانند ادغام كلاسهاي كمجمعيت (كه اغلب در روستاها تشكيل ميشوند) و در اين برنامه براي آن هدف تقويت روستامركزيها در نظر گرفته شده است، ضربه اساسي به فراگيري آموزش و پرورش به ويژه در مناطق كمترتوسعهيافته و ميان اقوام و خردهفرهنگها ميزند و با سياست اجرايي انسداد مبادي بيسوادي و شناسايي و جذب افراد بازمانده از تحصيل در تضاد است.
مواردي از اين دست كه در آنها تنها ساماندهي نيروي انساني مدنظر بوده و آموزش و پرورش به اولويت دوم تنزل جايگاه داده، باز هم در بخشنامه مذكور مشاهده ميشوند و چنانچه از لايههاي بيروني به لايههاي درونيتر اجرا وارد شويم، ميبينيم خلاف ادعاي آموزش و پرورش، با سياستهاي كلي ايجاد تحول در آموزش و پرورش كه از سوي مقام معظم رهبري ابلاغ شده است كمتر همخواني دارد. از سوي ديگر به تمام موارد ذكر شده انتقال نيرو از آموزش و پرورش به ساير دستگاهها كه در ابلاغيه معاون اول رئيسجمهور تحت عنوان رتبهبندي معلمان منتشر شد نيز اضافه ميشود.
اگرچه بخشنامه و دستورالعمل ساماندهي يادشده مربوط و منحصر به سال تحصيلي آينده است و طبيعي است كه براي سالهاي آتي تغيير كند، با اين حال معرف طرز فكر حاكم بر اتاق فكر و مركز فرماندهي و سياستگذاري آموزش و پرورش است كه همزمان ميتواند مانند شمشير دو دمي براي ارتقابخشي كيفي فرآيند تعليم و تربيت كاربرد داشته يا نداشته باشد.