هرساله در موعد معيني، بقايي و دوستانش در ضيافتي كه در آن غذاي «كشك و بادمجان» صرف ميشد، گرد هم ميآمدند و غذايي ميخوردند و ديداري تازه ميكردند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي و رياستجمهوري بنيصدر، وي تصميم گرفت بر حسب بدبيني ديرين به مخالفان مصدق از جمله بقايي، اعضاي اين گروه را در اين ضيافت دستگير و به تهران بياورد و به دادگاه بكشاند كه البته به دلايلي كه در پي ميآيد، در اين امر توفيقي نيافت.
مقالي كه پيش روي داريد به قلم جناب محمد محمدي از روزنامهنگاران ديرين كرمان و نيز شاهدان اين رخداد به نگارش درآمده كه مروري برآن جالب و البته مطايبهآميز تواند بود.
قبل از آغاز درختكاري و ايجاد جنگل قائم(عج)، تني چند از اعضاي كميته تازه تأسيس براي مطالعه روي اراضي دامنه مسجد صاحبالزمان در شرق كرمان و مذاكره در اينباره، مصمم شدند دستهجمعي به آن محل بروند.
به اين منظور قرار شد يكي از اعضا فرش بياورد، يكي وسايل چاي، ديگري كشك ساييده شده، يكي آبگوشت و نهايتاً فردي هم بادمجان سرخكرده آورد. در كنار تنها درخت (انجيرو) در بلندترين نقطه اين دامنه ـ آغاز مسير صعود به «طاق علي» ـ از سايه كوه استفاده كنند و مسلط بر تمام محوطه نشستي داشته باشند و ناهار سنتي كرمان «كشك و بادمجان» را ميل كنند.
اين پيكنيك دوستانه و ساده، براي اعضاي حاضر فوقالعاده جالب بود و خوش گذشت و چون براي ديگر دوستان نقل كردند، با اعتراض روبهرو شد كه چرا آنها را نبردند؟ اين بود كه مقرر شد اين برنامه سال ديگر و در همين روز و در كنار درختاني كه به بار خواهند آمد تكرار شود. خوردن «كشك و بادمجان» نيز به همان نحو سنتي تكرار شد و هر سال نيز بهتدريج بر تعداد شركتكنندگان و دعوتشدگان افزوده ميشد تا اينكه بيش از 20 سال ادامه يافت. گذشت و گذشت تا آقاي ابوالحسن بنيصدر، رئيسجمهور اسبق ايران از وجود اين برنامه اطلاع يافت و بنا به غرض خاصي كه داشت – و جاي بحث آن فعلاً در اين مقال نيست- مأمور ويژهاي با در دست داشتن حكمي به امضاي شخص خودش، به كرمان اعزام كرد و به دستگيري اعضاي كميته جنگل قائم پرداخت!
پس از بازداشت قريب 80 نفر، يك هواپيماي ويژه از تهران فرستادند تا همه را به تهران منتقل كنند و طبق قرار قبلي! همان شب دادگاهي به رياست «دكتر ابراهيم يزدي» تشكيل شود و عدهاي را به اعدام و تني چند را به حبسهاي طولاني محكوم كنند!
خوشبختانه اين سوء نيت كشف و باعث جلب توجه دادستان و رئيس دادگاه انقلاب كرمان گشت و پس از تماس با تهران مقرر شد، هواپيما خالي به تهران بازگردد و دستگيرشدگان در كرمان محاكمه شوند تا اگر مقصر هستند محكوم، والا آزاد شوند. چون قضات كرمان به كارِِ آن افراد و حسن نيت آنان اشراف كامل داشتند، بهتدريج از آنها بازجويي كردند و دستگيرشدگان آزاد شدند و چندي بعد حكم برائت همه به صورت دستهجمعي صادر شد. در بدو دستگيري، چند نفر از اين بيگناهان بيش از حد ترسيده بودند و بهناگزير به همه جا و همه كس متوسل ميشدند، از جمله يكي از آنها حتي به ساير بازداشتشدگان همراه خود مراجعه و براي اثبات بيگناهياش دليل ارائه كرد! بالاخره چون نوبت بازجويي از او رسيد، وي خطاب به بازپرس ـ با قيد قسم ـ ميگفت: «بهطور كلي از كشك و بادمجان بدم ميآيد و يك لقمه هم نخوردم! تنها رفتم ببينم چه خبر است!» او تصور ميكرد از ديدگاه بازداشتكنندگان، خوردن كشك و بادمجان جرم است! و ميخواست به اين وسيله بيگناهياش را ثابت كند! او آنقدر روي گفتهاش تأكيد كرد كه خنده همگان را برانگيخت تا جايي كه بازپرس هم به خنده افتاده بود، گرچه نميخواست جلوي متهمان بخندد، ولي نتوانست خودداري كند. براي همين با پرسش و پاسخ مختصري او را آزاد و مرخص كرد، ولي جمله «بهطور كلي از كشك و بادمجان بدم ميآيد و حتي يك لقمه هم نخوردهام» تا مدتها ـ حتي در زندان ـ نقل محافل دوستان و موجب خنده همه بود.
نكته ديگر درباره اين ماجرا اينكه: پس از دستگيري نزديك 80 نفر از اعضاي كميته جنگل قائم(عج)، به دستور بنيصدر در مراسم پذيرايي ناهار سالانه «كشك و بادمجان»، محوطه دادگاه از متهمان پر شد و به علت كمبود بازپرس، دادستان هم خود مشغول بازجويي بود تا شايد قدري از شلوغي كاسته شود! در اين برنامه عدهاي كه گويا اتهام سنگينتري داشتند يا لقمههاي بزرگتري از كشك و بادمجان خورده بودند! به زندان منتقل ميشدند و آنها كه از قبل بيتقصيريشان! ثابت بود با قرار ضامن آزاد ميشدند. در اينجا مشكل نبود ضامن آن هم در ساعات آخر شب مطرح شد كه زندهياد محمدعلي ثمرهطالبي، تاجر فرش وارد اتاق بازپرس شد. بعد از سلام و عليك بازپرس به سبب سابقه آشنايي قبلي تصور ميكند براي ضمانت از متهمان آمده است. بنابراين خطاب به وي ميپرسد: «شما آمدهايد ضامن اين آقا شويد؟» ثمرهطالبي جواب ميدهد: «اگر قبول داشته باشيد حتماً ضامن خواهم شد!» اين بود كه اولين ضمانت را نوشت و آن متهم آزاد شد. سپس نفرات بعدي هم كه براي بازجويي ميآمدند، ثمرهطالبي ناچار بود آنجا بماند و حضور داشته باشد و ضامن آنها هم ميشود. بازپرس از اينكه ايشان با بزرگواري ضمانت اين همه را به عهده گرفته است تعجب ميكند تا اينكه بر اساس فهرست نوبت بازجويي از خود ثمرهطالبي ميرسد! بازپارس در كمال ناباوري ميپرسد: «دِهِه! شما خودت هم كه جزو متهمان هستي!» ثمرهطالبي ميگويد: «اگر خوردن كشك و بادمجان گناه باشد، من 20 سال است از اين غذا ميخورم و به اين صورت جرمم سنگينتر است!» و چون آقاي دكتر منوچهر ارجمند كرماني براي ضمانت از آقاي مهندس هوشنگ ارجمند آمده بود، ولي مهندس ارجمند با قرار بازداشت روانه زندان شده بود، ضمانت ثمرهطالبي را به عهده گرفت و به اشاره وي مدت بيشتري توقف كرد و به اين ترتيب ضمانت عدهاي نيز از طرف آقاي دكتر نوشته شد.
سرانجام عدهاي هم كه با قرار بازداشت روانه زندان شدند، ظرف 12 روز بهتدريج آزاد شدند و پس از چندي قرار منع تعقيب همه آنها بدون استثنا صادر شد و چون ابلاغ حكم برائت به همه آنها مشكل مينمود و در پرونده مشاهده كردند «ثمرهطالبي» ضامن بسياري از آنها شده است، حكم صادره تنها به نام وي ابلاغ شد تا او هم به ديگران اطلاع دهد، ولي خاطرات و داستانهايي از جرم! خوردن كشك و بادمجان هنوز در خاطره كرمانيها باقي است.