بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي كه در مهلت يك ماهه اوليه نتوانسته بود كابينه ائتلافي خود را تشكيل دهد، دو هفته ديگر از رئيس اين رژيم براي تشكيل كابينه فرصت خواست كه اين ضرب الاجل چهارشنبه شب (16 ارديبهشت) به پايان ميرسيد. اگر نتانياهو در اين مهلت اضافي نيز موفق به تشكيل كابينه نميشد در اين صورت بايد از تشكيل كابينه صرف نظر ميكرد و اين اختيار را به رئيس رژيم صهيونيستي ميداد كه فرد ديگري را براي تشكيل كابينه معرفي كند. اگر كار به اينجا ميرسيد رئيس رژيم صهيونيستي به احتمال زياد اسحاق هرتزوگ رهبر حزب مخالف و رقيب كار را براي تشكيل كابينه معرفي ميكرد كه در انتخابات 17 مارس به همراه ديگر مخالفان و رقباي نتانياهو همچون تزيپي ليوني و يائر لاپيد (وزراي دادگستري و دارايي وقت) اتحاديه صهيونيسم را در برابر نتانياهو تشكيل دادند و با كسب 24 كرسي در سكوي دوم قرار گرفت. در صورت تشكيل كابينه ائتلافي به رهبري هرتزوگ، نتانياهو و ديگر راستگرايان بايد از ايدههاي خود در خصوص ممانعت از تشكيل دولت فلسطيني در محدوده اراضي اشغالي 1967 يا تصويب نهايي لايحه تشكيل دولت خالص يهودي و اجراي آن و همچنين جلوگيري از تبديل تفاهم هستهاي لوزان به موافقتنامه حقوقي خداحافظي ميكردند چراكه اعضاي اين اتحاديه با اين استدلال كه رويارويي با غرب و امريكا در خصوص تحولات منطقه باعث انزواي بينالمللي رژيم صهيونيستي ميشود، با سياست اعلامي دولت اوباما درباره فلسطين همراهي نشان ميدهند (هرچند چنين همراهياي در خصوص مسئله هستهاي ايران ديده نميشود). با توجه به اين آثار و پيامدهاي قابل پيشبيني، نتانياهو براي آنكه فرصت تشكيل كابينه را از دست ندهد در دو ساعت مانده به پايان ضرب الاجل كابينه خود را با مشاركت پنج حزب راستگرا تشكيل داد كه در مجموع 61 كرسي از مجموع 120 كرسي پارلمان را در اختيار دارند و اين بدين مفهوم است كه اگر حتي يك نماينده به هر دليلي نتواند در نشست پارلمان حضور يابد (به فرض اينكه نمايندگان احزاب مخالف نيز همراهي نشان ندهند يا نتانياهو موفق به وارد كردن احزاب جديد به كابينه نشود)فعاليت پارلمان به حالت تعليق درخواهد آمد و تكرار اين روند ميتواند كار را دوباره به انحلال پارلمان و كابينه جديد بكشاند. بر اين اساس ميتوان گفت كه يكي از ويژگيهاي كابينه ائتلافي جديد شكنندگي بيش از حد آن است و از اين لحاظ ميتوان گفت كه اين كابينه بر لبه پرتگاه قرار دارد. تجربه نشان داده است يك چنين كابينهاي تنها زماني ميتواند به بقاي خود ادامه دهد كه با امنيتي كردن فضا فرصت هر گونه مانع تراشي را از رقبا و مخالفان سلب كند. تجربه تحولات فلسطين اشغالي نيز نشان داده است بين ظهور و بروز كشمكشهاي داخلي اين رژيم و تهديدهاي خارجي آن ارتباط مستقيم وجود دارد و معمولاً اين كشمكشها زماني خود را نشان ميدهند كه تهديدهاي خارجي خيلي عمده و برجسته نباشد. بر اين اساس به نظر ميرسد نتانياهو براي جلوگيري از اوجگيري كشمكشهاي سياسي داخلي و به منظور دوام و قوام بخشيدن به كابينه شكننده خود همچون گذشته به سياستهاي افراطيگرانه روي خواهد آورد و نهايت تلاش خود را در اين زمينه به كار خواهد گرفت و البته با توجه به تركيب كابينه كه مخالفان تشكيل دولت فلسطين و حاميان اخراج فلسطينيهاي ساكن اراضي اشغالي سال 1948 در جايگاه و موقعيت برتر قرار گرفتهاند، به نظر ميرسد اين دسته از فلسطينيها قربانيان اصلي دور جديد سياستهاي افراطيگرانه نتانياهو خواهند بود. آنچه در اين ميان سؤال برانگيز است سكوت معناداري است كه بر مجامع منطقهاي و از همه مهمتر مجامع عربي و اسلامي حاكم شده است و اين مجامع آنقدر در سياست تجاوزگرانه عربستان در يمن غرق شدهاند كه به كلي از خطرو تهديدي كه از جانب كابينه جديد نتانياهو متوجه فلسطينيها و اعراب است غافل شدهاند و اين نشان ميدهد چگونه تجاوز عربستان به يمن در خدمت اهداف تجاوزگرانه رژيم صهيونيستي و كابينه جديد آن در فلسطين قرار گرفته است. از اين ديد كابينه افراطي جديد نتانياهو هيچ شباهتي به جز كابينه جديد عربستان ندارد و روي كار آمدن كابينههاي افراطي در هر دو طرف بزرگترين خطري است كه منطقه را تهديد ميكند و قربانيان اصلي اين سياستهاي تجاوزگرانه يمنيها و فلسطينيها خواهند بود.