به نظر ميرسد امريكاييها و انگليسيها نيز حاضر نشدهاند از سياستهاي كوركورانه و فاقد استراتژي شيخنشينهاي كشورهاي حوزهخليج فارس به صورت كامل حمايت كنند و بنابر برخي گزارشها حداقل در خفا نگران همراهي بدون هزينه اين سياستها به ويژه در جنگ يمن هستند با اين حال به نظر ميرسد فرانسوا اولاند تصميم گرفته است فرانسه را قرباني سياستهاي متعصب رژيمهايي قرار دهد كه از حداقل استانداردهاي دموكراسي نيز برخوردار نيستند و شيوهحكومتداري آنها ديگر كاملاً منسوخ شده و جالب اينجاست كه فرانسه پيشتاز مبارزه با مونارشي در اروپاست.
رئيسجمهور فرانسه روز سه شنبه (امروز) در نشست سالانه اجلاس سران كشورهاي حوزه خليج فارس شركت ميكند. دعوت از رهبران كشورهاي خارجي براي شركت در اجلاس سران كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس مسئلهاي كم سابقه نيست اما به ندرت اتفاق ميافتد. پيش از اين فقط نلسون ماندلا و محمود احمدينژاد در اين اجلاس شركت كرده بودند و فرانسوا اولاند اولين رهبر اروپايي خواهد بود كه در اين نشست حضور پيدا ميكند.
دعوت از فرانسه براي نشست در اجلاس سران درست چند روز قبل از آغاز نشست شيوخ عرب با اوباما در كمپ ديويد و در شرايطي كه گزارشهايي از سردي روابط كاخ سفيد با بعضي متحدان منطقهاي خود به ويژه عربستان بر سر مسائل منطقهاي منتشر ميشود، نشانگر چرخشي قابل توجه در سياست اعراب از واشنگتن به پاريس است، با اين تفاوت كه امريكاييها همانند «ارباب» و «پدرخوانده» عمل ميكردند اما نقشي كه اعراب براي فرانسه تعريف كردهاند بازيچه و پادوي حكومتهاي موروثيخانوادههاي ثروتمند كشورهاي حوزه خليج فارس بيش نيست.
چالش امريكا و اعراب براي اولين بار به صورت جدي پس از عقبنشيني امريكا از حمله به سوريه در سال 2011 شروع شد. امريكاييها از نتيجه جنگ مطمئن نبودند و به خاطر همين ترجيح دادند به طرح ايران مبني بر خلع سلاح شيميايي سوريه تن دهند، اين در حالي بود كه اعراب خواستار حمله امريكا به سوريه تحت هر شرايطي بودند. از سوي ديگر، حضور واشنگتن بر سر ميز مذاكره با ايران درباره موضوعهستهاي و اعلام رئيسجمهور امريكا مبني بر اينكه جنگ و تحريم نميتواند مانع ايرانيها شود و بهترين راه تعامل با تهران، ديپلماسي است باعث نارضايتي در ميان بعضي رهبران اعراب نسبت به كاخ سفيد شده است. علاوه بر اين گزارشهاي معتبر امريكايي حاكي از آن است كه نگران جدي از ادامه حمايت امريكا از جنگ يمن در ميان بعضي تصميمگيران كاخ سفيد دارد. نبود هيچ چشمانداز مشخص سياسي و نظامي براي رسيدن به اهداف در عمليات «طوفان قاطع»، افزايش چشمگير تلفات غيرنظاميان و خطر فاجعه انساني در يمن بنابر گزارش آسوشيتدپرس از دلايل نگراني امريكاييها محسوب ميشود. همچنين از سال ۲۰۱۰ استراتژي نظامي امريكا بر پايه تمركز بر آسيا برنامهريزي شده است و گفته ميشود تمركز اين كشور بر خاورميانه طي يك دهه آينده كاسته خواهد شد.
در چنين شرايطي اعراب تصميم گرفتهاند با دادن دستمزدهاي سنگين، فرانسه را به خدمت درآورند. فروش جنگندههاي رافائل فرانسوي به ارزش 7 ميليارد دلار به قطر، جهت اين رويكرد را بيشتر نشان ميدهد. فروش اين تسليحات به كشوري با حكومت ديكتاتوري _اشرافي كه بنابر گزارشها نقش مهم و مستقيمي در حمايت از القاعده و جريان سلفي تندرو دارد نه تنها با اصل عدم حمايت پاريس از اين نوع نظامهاي سياسي همخواني ندارد بلكه نشانگر رويكرد دوگانه پاريس در برخورد با مقوله حقوق بشر ميباشد و اين رويكرد كمكي به تقويت صلح و ثبات و امنيت منطقه نخواهد كرد و به معناي چشم پوشي از واقعيتهاي منطقه ميباشد.
فرانسه پس از جنگجهاني دوم از هر فرصتي براي احياي تاريخ امپراطوري اين كشور استفاده كرده است اما سياستمداران فرانسوي نشان دادهاند از درك واقعيتهاي تاريخي ناتوان بوده و با تصميمات خود بيش از پيش باعث كاهش قدرت فرانسه در عرصه بينالمللي شدهاند كه آخرين مورد آن درباره بحران سوريه است. كريستين چانوست و جرج ملبورن در كتابي مستدل تحت عنوان «مسيرهاي منتهي به دمشق: پرونده سياه روابط فرانسه و سوريه» نشان دادهاند كه چگونه فرانسويها راهي را ميروند كه امريكاييها چند سال پيش رفته بودند. بنابر گفته نويسندگان اين كتاب « زماني كه نومحافظهكاران و نومداخلهگرايان در رأس سياست خارجي فرانسه قرار گرفتند، متخصصان واقعي فرانسه در امور جهان عرب به حاشيه رانده شدند.» ملبورن خاطر نشان كرد: «فرانسه در رابطه با شرايط سوريه چندين اشتباه بزرگ داشت. اين كشور در حال سپري كردن تاريخ نومحافظه كارانه خود است اين در حالي است كه امريكاييها 10 سال پيش اين تاريخ را پشت سر گذاشتهاند.»
علاوه بر اين، پرهيز مقامات كاخ اليزه از محكوميت كشتار مردم در يمن كه بنا بر اعلام سازمان بينالمللي ديدهبان حقوق بشر از بمبهاي خوشهاي كه بر اساس كنوانسيونهاي بينالمللي ممنوع هستند استفاده كردهاند، نقض صريح ادعاي مقامات فرانسوي در احترام به اصول انساني است و نشانگر واهي بودن چنين ادعاهايي ميباشد و از سوي ديگر اينكه اشتباه فرانسه در اتخاذ موضعگيري مبتني بر حمايت از حملات نظامي عربستان به يمن افزايش خطر گروههاي افراطي و تروريستي در منطقه و جهان را در پي خواهد داشت. با وجود اين، فرانسه به رهبري اولاند براي جبران ناكاميهاي خود تصميم گرفته است با طنابهايي كه از دلارهاي نفتي بافته شدهاند در چاه اعراب فرو رود؛ مسئلهاي كه حتي امريكا نيز كه به مراتب از فرانسه قويتر است از آن خودداري كرده است.