اين جمله بيانگر واقعيتي است كه به قول فوتباليها؛ شايد زماني در روي كاغذ هم كسي هيچ احتمالي براي آن قابل تصور نبود، ولي در حال حاضر واقعاً اتفاق افتاده است. دانشگاه تهران پس از رفتن فرهاد رهبر در 29 بهمن سال 1392، هنوز هم با سرپرست اداره ميشود. مدت قانوني اداره يك دانشگاه با سرپرست، در قانون به مدت 3 تا 6 ماه تعيين شده است. طبيعتاً يكي از علل اصلي اين مسئله، جلوگيري از ايجاد نابساماني در روند مديريت مهمترين نهادهاي علمي كشور است. امري كه اين روزها در مورد دانشگاه تهران مصداقي پيدا نميكند!
ماراتن بيرئيسي دانشگاه تهران گويا ميخواهد تا پايان عمر دولت نيز ادامه پيدا كند و كمتر كسي حاضر است در بحبوحه فضاي رسانهاي ناشي از مذاكرات هستهاي، جنگ يمن، مشكلات اقتصادي و... به آن بپردازد. در زماني كه اجرايي شدن برنامههاي توسعه و چشمانداز ترسيم شده براي كشور، بيش از هر چيز محتاج جهاد علمي و دانشگاهي است، نماد آموزش عالي كشور نزديك به 15 ماه است كه از بيمديريتي رنج ميبرد. براي واكاوي علل اين اتفاق نادر در تاريخ آموزش عالي كشور، لازم است ابتدا به تحليل نوع نگاه دولتمردان به مقوله توليد علم و از طرفي، ميزان اعتماد آنها به توانايي دانشگاهيان در رفع مشكلات كشور بپردازيم. به نظر ميرسد در ساختار فكري مديريت اجرايي كشور، مسئله تكيه بر دانش بومي، بيشتر به عنوان يك لطيفه مطرح است تا يك سياست اصولي و اساسي!
چنانكه پيش از اين، اكبر تركان، مشاور رئيسجمهور در جمع گروهي از مديران صنعتي كشور، با تحقير توان علمي دانشمندان و صنعتگران داخلي گفته بود معتقد است در هيچ صنعتي به جز توليد آبگوشت بزباش و قورمه سبزي، توان رقابت با محصولات خارجي را نداريم. و از طرفي، چندي پيش پايگاه اطلاعرساني رهبر معظم انقلاب، با انتشار گزارشي تحليلي؛ «توجه به ظرفيتهاي دروني كشور و استعدادهاي ملت ايران» را پرتكرارترين توصيه معظم له به دولتمردان دولت اعتدال معرفي نمود. به نظر ميرسد با توجه به سياستهاي دولت روحاني و ساختار تئوريك حاكم بر اذهان دولتمردان، بياعتنايي به توان علمي داخلي، يكي از مهمترين شاخصهاي دولت يازدهم است. مسئلهاي كه به نابساماني در عرصه آموزش عالي كشور و به تبع آن در دانشگاه تهران دامن زده است. حال آنكه پشتوانه اصلي سياستهاي اقتصاد مقاومتي در بلندمدت، اقتصاد دانشبنيان است. و اقتصاد دانشبنيان نيز جز از طريق اهميت دادن به جايگاه دانش بومي و دانشگاهها در داخل كشور به عرصه عمل نخواهد رسيد!
با اين حال ماجرا به همين جا ختم نميشود. چه آنكه ميتوان براي دانشگاه تهران رئيس تعيين كرد ولي در عين حال به «تئوري آبگوشت بزباش و قورمهسبزي» نيز پايبند باقي ماند! اما واقعيت آن است كه مسئله وجود نگاه «توسعه برونزا» در تفكرات شخص رئيسجمهور، تبعاتي بيش از اين را براي وي و دولتش به همراه داشته است. روحاني كه در جريان انتخابات رياست جمهوري با حمايت و انصراف نامزد اصلاحطلبان به پيروزي رسيد، ترجيح داد براي آنكه آنها را راضي كرده باشد وزارت علوم را - كه جايگاهي در نظر او نداشت- به دوستان اصلاحطلبش واگذار كند. مسئلهاي كه با توجه به سابقه سياه مديريت اصلاحطلبان در مديريت سياسي دانشگاهها در دوران مصطفي معين، از همان ابتدا با مخالفت مجلس روبهرو شد. اما رئيسجمهور كسي نبود كه از موضع خود در برابر مجلس عقبنشيني كند. حتي به قيمت چندين ماه سرگرداني وزارت علوم!
پس از رفت و برگشتهاي پي در پي و استيضاح يك وزير اصلاحطلب، بالاخره پنجمين گزينه پيشنهادي روحاني به مجلس رأي اعتماد گرفت و از همان روزهاي ابتدايي قول تعيين رئيس دانشگاه تهران را در مدت زماني كوتاه به رسانهها داد. فرهادي البته چند روز بعد حرفش را پس گرفت و گفت كه رئيسجمهور در اين زمينه شخصاً نظر دارند! چندي بعد نظر روحاني مشخص شد. وي كسي را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي معرفي كرد كه پيش از اين نتوانسته بود براي تصدي وزارت علوم از مجلس رأي اعتماد بگيرد: محمود نيلي احمدآبادي. اين مسئله با واكنش برخي نمايندگان همراه بود و آن را نشانهاي از تقابل جويي دولت با مجلس دانستند. با اين وجود، دانشگاه تهران «بي سر» ماند تا روحاني از حرفش عقبنشيني نكرده باشد. گويا به دست آوردن دل دوستان اصلاحطلب روحاني، مهمتر از مديريت نماد آموزش عالي كشور بوده و هست.
بازي روحاني با برگ اصلاحطلبان در زمين دانشگاه، از طرفي تحت تأثير نوع نگاه وي به مقوله توسعه كشور است. نگاهي كه معتقد است توسعه كشور تنها در صورت برقراري ارتباط با قدرتهاي غربي جامه عمل خواهد پوشيد. از اين رهگذر، وزارت علوم و آموزش عالي كشور براي او داراي اولويتهاي دسته چندم شده است!
متأسفانه و شوربختانه روحاني در مسئله وزارت علوم از مجلس عصباني است، از اين رو دانشجويان، كارمندان و اعضاي هيئت علمي دانشگاه تهران هنوز هم بايد مشكلات ناشي از بيرئيسي را با صبوري و سكوت احترامآميز تحمل كنند تا به قول حافظ: «مباد كه از بد، بتر شود!»
روحاني حتي در جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي هنگامي كه با اعتراض يكي از اعضا در مورد معرفي مجدد نيلي احمدآبادي براي رياست دانشگاه تهران مواجه شده بود، با عصبانيت و حالت قهر جلسه را ترك كرد! ملغمه نگاه مبتني بر تئوري «آبگوشت بزباش و قورمه سبزي» و مديريت بيبروبرگرد دوستان اصلاحطلب حسن روحاني بر دانشگاه تهران، وضعيت امروز نماد آموزش عالي كشور را در پي داشته است. وضعيتي كه كاملاً در راستاي اقتصاد مقاومتي و دانشبنيان، مديريت جهادي، همدلي و همزباني و خيلي چيزهاي ديگر است!