
عليرضا داوودنژاد سال قبل بنا داشت يك فيلم دفاع مقدسي را با نام «چشمه» به توليد برساند.
داوودنژاد فيلمنامه اين اثر را با نگاهي به كتاب «حرمان هور» و زندگي شهيد احمدرضا احدي نگاشته بود و رايزنيهايي را براي توليد اين فيلم با فارابي داشت. با اين حال در نهايت اين رايزنيها به جايي نرسيد و «چشمه» به توليد نرسيد. داوودنژاد درباره اينكه چرا نتوانست اين پروژه ارزشي را به توليد برساند به سينماژورنال ميگويد: تلاشهاي لازم براي توليد را انجام دادم اما وقتي از توليد حمايت نميشود چه ميتوان كرد. وي با اشاره به سابقه نگارش اين فيلمنامه ادامه ميدهد: فيلمنامه «چشمه» را حدوداً هشت سال قبل نوشته بودم و البته در اين سالها به دنبال توليد آن بودم كه به نتيجهاي نرسيد. داوودنژاد در توصيف فضاي كلي «چشمه» بيان ميدارد: روايت در دل جنگ ارائه ميشد و تلاش اين بود كه تصويري واقعگرايانه از شخصيت اصلي فيلم به مخاطبان ارائه شود. اينكه براي توليد فيلمي مرتبط با زندگي يك شهيد نخبه حمايت صورت نميگيرد، جاي سؤال دارد.
در شرايطي كه احمدرضا احدي شهيدي بود كه تحصيل در رشته پزشكي و البته آينده درخشاني را كه به لحاظ مادي در انتظارش بود، رها كرده و به جبهه ميرود، سوژهاي است كه مطمئناً بار دراماتيك فراواني دارد اما متأسفانه از توليد چنين فيلمهايي حمايت نميشود.
احمدرضا احدي در آبان سال ۱۳۴۵ در اهواز متولد شد و همزمان با آغاز جنگ تحميلي، به عنوان مهاجر جنگي همراه خانواده به ملاير رفت و در رشته علوم تجربي در دبيرستان دكتر شريعتي به ادامه تحصيل پرداخت.
وي در سال ۶۳ موفق به كسب ديپلم شد و در سال ۶۴ در كنكور سراسري رتبه اول را كسب كرد و در رشته پزشكي در دانشگاه شهيد بهشتي تهران پذيرفته شد و در آنجا به ادامه تحصيل پرداخت. وي نخستين بار در سال ۶۱ به جبهه رفت و در عمليات رمضان شركت كرد و در همين عمليات مجروح شد. احمدرضا احدي در سالهاي بعد بهطور متناوب در جبههها حضور داشت و سر انجام در شب دوازدهم بهمنماه سال ۶۵ به شهادت رسيد و پس از 15روز پيكرش به شهرستان ملاير بازگردانيده و در آرامگاه عاشوراي ملاير به خاك سپرده شد.