... در امثال و حكم دهخدا اينگونه آمده است: هيچ كس نميگويد انگور من ترش است. كه گويا شكل اصلي اين ضربالمثل بوده و به مرور شكلهاي تغيير يافته كنوني آن اقبال بهتري در فرهنگ عامه پيدا كردهاند. همچون: «هيچ كس نميگويد دوغ من ترش است» يا «هيچ بقالي نميگويد ماست من ترش است.»
يعني هيچ كس بد خود يا داراييهاي خود را نميگويد، و به اين ترتيب آفرين و تمجيد گفتن از خود يا داراييهاي خود هم نميتواند دليل موجهي بر كيفيت و برگزيدگي آنها باشد. هر چيز بايد به خودي خود برگزيدگي خود را گواه باشد. به عبارت ديگر «مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد».
اما طرف از آن طرف وايبر براي اولاد آدم نوشته است: ما وضع مِعدَويمان خوب است، اما عراقيها نازكنارنجي هستند و اصلاً چرا ما بايد، جان عزيزتر از ديگران باشيم؟ چه معنا دارد؟ چند وقت پيش بگير و ببند كردند كه پالم و پالم! انگار نپالم انداخته بودند در حوزه توليد و توزيع لبنيات. بعد كه آبها از آسياب افتاد هر كسي رفت خانه خودش و جيك هم نزد، دوباره معدههاي ما را خيساندند. اما حالا بحث ديگر بحث مردم كشورمان نيست. ما بايد حتي اگر به جان مردم خودمان رحم نميكنيم به جان مردم ديگر كشورها رحم كنيم! ما اگر پيش اينها آبرو كم داريم، بايد پيش آنها آبرو زياد بياوريم! اصلاً مگر بنا نبود براساس دستوالعمل فعلي وزارت بهداشت استفاده از روغن گياهي پالم در لبنيات به جز بستني و محصولاتي مانند پنير پيتزا كه مصرف دائم ندارد، ممنوع باشد؟ پس چه شد اولاد آدم؟ به تو ميگويند ديدهبان جامعه مدني. نكند تو هم ميخواهي خودت در ستون خودت، قانون بگذراني كه دور بعدي هم اگر پالم ديدي، نديد بگيري؟
و اولاد آدم كه گوشش پر است از اين حرفها، ميخواهيد در پاسخ چه بگويد؟ يك هفته است كه دائم در وايبر از اين زد و بندهاي مرزي با عراق سر ماست پالمدار ميگذرد تازه يكي پيدا شده است كه بگويد....
بله! محمدرضا اسماعيلي مديرعامل اتحاديه سراسري فرآوردههاي لبني با اشاره به اينكه صادركنندگان لبنيات حاوي پالم به عراق مشخص هستند و نبايد با طرح كلي موضوع به كارخانهها و برندهاي خوشنام لطمه وارد كرد، گفته است اين خبر را ديروز شنيده است و از نام كارخانه يا كارخانههاي متخلف در اين امر اطلاعي ندارد.
اولاد آدم ميداند كه 1540 كارخانه توليدكننده مواد لبني همه متخلف نيستند و يك يا تعداد معدودي مرتكب تخلف ميشوند، اما ميداند كه همه اين كارخانهها از امتياز صادرات ماست برخوردار نيستند و شايد تعداد اين كارخانجات از تعداد انگشتان يك دست هم تجاوز نكند حالا چه برسد به دو دست! جالب اين است كه ما ميدانيم برندهايي كه تخلف نكردهاند و برند خوب هستند به قول مدير عامل اتحاديه كدامها هستند. اما نميدانيم متخلفها كدامند!
اما درد اولاد آدم اين است كه ابزار كنترل كيفي محصولات لبني در دست اتحاديه نيست بلكه صدور پروانهها و بهرهبرداري و نشان استاندارد توسط وزارت بهداشت و سازمان استاندارد انجام ميشود. شايد بايد در مورد اين موضوع هم برادر مهران مديري بيايد يك مجموعه طنز راه بيندازد تا وزارتخانه مذكور دوزارياش جا بيفتد كه يك اتفاقاتي در بدنه و ستاد وزارت دارد ميافتد كه شايد روي ميز نباشد و زير ميز باشد و دوربين مخفي بايد كار ميگذاشتهاند و نگذاشتهاند و....
اولاد آدم در همينجا به مردم گزارش ميدهد كه اگر اين روزها ماست با تخفيف در مغازه ديديد نخريد كه احتمالاً ماست برگشتي از عراق است. از آب گذشته است! سوغات است. مجاني است. قابل شما را ندارد. . . .