بعضي ميگويند: علت اينكه دستورات اسلام در باب علم زمين خورده، اين بود كه آنچه اسلام بر علم و تشويق عمومي به تعليم و با سواد شدن و فضيلت علم گفته بود، همه به حساب عالم و تشويق به احترام و دستبوسي و فضيلت عالم گذاشته شد و مردم به جاي اينكه خودشان سواد پيدا كنند... توجهشان معطوف شد به اينكه اجر و فضيلت را در احترام و خضوع نسبت به علما كسب كنند. اين مطلب تا اندازهاي درست است، زيرا هرچند علما و محققين همچو تحريفي را مرتكب نشدهاند، ولي در نوشتههاي سطحي و ساده كه به دست مردم هم رسيده و در منابر و مواعظ عمومي منطق همان است، يك نوع جمود و انحراف ديگري هم در كندي تيغ و فرمانهاي اسلام درباره علم تأثير داشته و آن انحراف اين است كه هر دسته و طبقه و صنفي از علماي اسلام محكم چسبيدهاند كه مقصود رسولالله از علما... همان علمي است كه ما داريم.