انتشار فيلمي منتشرنشده از اعترافات بسيار مهم عباسيزدانپناه باز هم توجهات رسانهاي را به سوي م.ه متهم پروندههاي اقتصادي و امنيتي جلب كرد.
به گزارش تسنيم، عباس يزدانپناهيزدي يك ايراني تبعه انگليس است كه با انتشار خبر ربوده شدن و سپس كشته شدنش بار ديگر افكار عمومي را متوجه فضاي مخوف باندهاي بزرگ مفاسد و تبهكاران كلان اقتصادي نمود.
پيش از اين رسانههاي جهان او را جعبه سياه مافياي اقتصادي در ايران توصيف ميكردند و هنوز هم معتقدند كه او حلقه مفقوده بسياري از پروندههاي پيچيده رشوهخواري و فساد، بهخصوص در حوزه نفتي است. عباس يزدانپناهيزدي متولد 1348 در سيرجان، از سالهاي دبيرستان و دانشگاه يكي از نزديكترين افراد به مهدي هاشمي بوده و هميشه نامش كنار مهدي هاشمي آمده است. يزدانپناه خود ميگويد: «ما دوستي خيلي عميقي در راهنمايي و دبيرستان داشتيم. من دانشكده فني مخابرات قبول شدم، رتبه خوبي آورده بودم و باز از دست تقدير و قضا مهدي هم در همين رشته قبول شد و ما در يك رشته و دانشكده و دانشگاه باز هم با هم همكلاس بوديم.»
عباس يزدانپناه در سال 79 بهنيابت از مهدي هاشمي شركتي بهنام جبل را تأسيس ميكند. او خود در اين باره ميگويد: «در اوايل 1370 يك روز مهدي و آقاي صداقت آمدند منزل ما و به من گفتند شركتي بهاسم شركت «جبل» تأسيس شده با عدهاي سهامدار كه تو مديرعامل و سهامدار آنجا هستي. اينطور كه من بعدها مطلع شدم، اين شركت جبل شركتي بود كه با شراكت مهدي، مصطفي داودي و عباس صداقت بهعنوان شركاي ايراني تشكيل شده بود و يك سرمايه گذار عرب خارجي بهنام آقاي شيخ حسن عناني كه اينها مشتركاً شركتها و حسابهاي بانكي را در خارج از كشور تشكيل داده بودند و چون احتياج به يك شركت هم در داخل كشور داشتند شركت جبل را تأسيس و هركدام نمايندهاي در اين شركت مشخص كردند كه من نماينده از طرف مهدي [هاشمي] بودم و عباس صداقت و مصطفي داوديزاده هم برادرانشان را گذاشته بودند.» از شواهد امر پيداست كه تلاش براي تنظيم قراردادهاي بزرگي ميان شركتهاي چندمليتي با ايران و اخذ پورسانت بزرگترين كسب و كار شركت جبل بوده است.
يزدانپناه در اين فيلم ميگويد: «واقعيت قضيه اين بود كه ما ميخواستيم به هر حال در پروژههاي نفت دخيل باشيم. در سال 71 شيوههاي كاري ما كمكم تغيير كرد. به اين صورت كه يك روز مهدي (هاشمي) آقايي را بهاسم سعيد ذاكري به من معرفي كرد و به من گفت كه اطلاعاتي كه وي ميخواهد از وزارت نفت راجع به پروژه پارس جنوبي بگير و در اختيارش قرار بده، چون من عازم مسافرتم. بعداً در طول ارتباط و دوستي كه با سعيد ذاكري داشتيم و رابطه را برقرار كرديم، متوجه شدم كه سعيد ذاكري واسطه ارتباطي شده بين آقايي بهنام بوذري و مهدي و اين سه در گرفتن يك كميسيوني روي قضيه پارس جنوبي همكاري ميكنند.»
او در اين باره ميگويد: «هركاري ميكرديم تا بتوانيم از مسائل پورسانتي استفاده كنيم و از ارتباطاتي كه دوستانمان داشتند سعي ميكردم كه استفاده كنم و به اين جهت با مهدي در قضايايي كه ميخواستم انجام بدهم خيلي هماهنگ ميكردم. سعي ميكردم كه از امكانات و اعتباراتش استفاده كنم...»
برگ برنده شركت جبل براي دلالي اطلاعات ذيقيمتي بود كه مهدي هاشمي با اعتبار خود از بدنه دولت به دست ميآورد، اخبار دقيق و محرمانه از سرّيترين تصميمات و پروژههاي اقتصادي نظام. بخشي از اتهامات عباس يزدانپناه و مهدي هاشمي هم انتقال همين اطلاعات محرمانه اقتصادي كشور به پيمانكاران خارجي براي تسهيل در عقد قراردادهاست. او در اعترافاتش در اين باره به چند مورد اشاره ميكند.
يزدانپناه در اين فيلم مستند ميگويد: «از اوايل سال 72 ديگر روابط ما شكل ديگري به خود گرفت. خوب، چون پروژهاي كه انجام نميشد و ما ارتباط مالي روي اين پروژهها داشتيم و بيشتر به رد و بدل كردن اطلاعات و حفظ ارتباطات معطوف شده بوديم، از قبيل اطلاعاتي راجع به شركت نفت، يا پروژههاي نفتي مانند پروژه سيري، يا شرايطي كه در پروژه ابوذر بود و از اين قبيل اطلاعات.»
اخبار و اطلاعاتي كه عباس يزدانپناهيزدي بهنيابت از مهدي هاشمي در اختيار شركاي خارجياش قرار ميدهد بهدليل آنكه از سوي فرزند رئيسجمهور ايران به دست آمده براي بسياري و از جمله سرويسهاي امنيتي جهان جذاب بوده است. همين امر در سال 1374 نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي ايران را واميدارد كه در گام نخست عباس يزدانپناهيزدي را بهاتهام جاسوسي دستگير و روانه زندان كنند. يزدانپناه در سال 74 بهبهانه مرخصي از زندان خارج شد و ديگر بازنگشت. او بلافاصله تابعيت انگليس را دريافت ميكند و پس از آن همچون گذشته در خارج از كشور فعاليتهاي اقتصادياش را بههمراه مهدي هاشمي ادامه ميدهد.
در سالهاي 1374 تا 1392 يزدانپناه بهعنوان نماينده مهدي هاشمي در خارج از كشور چندين قرارداد بزرگ در حوزه نفت و گاز را ميان ايران و چند شركت خارجي تنظيم و پورسانتهاي چندميليون دلاري دريافت ميكند، قراردادهاي استات اويل، كرسنت و توتال، از اين جملهاند. به عنوان مثال آنها با تأسيس شركت درينجر و هورتن و افتتاح حساب در يكي از بانكهاي سوئيس بابت دلالي در قرارداد استات اويل مبلغ 15ميليون دلار پورسانت دريافت ميكنند.
در سال 1392 و در آستانه برگزاري دادگاه لاهه با موضوع قرارداد كرسنت، عباس يزدانپناه با برخي از مسئولان كشور ارتباط ميگيرد و اعلام ميكند كه حاضر است عليه فساد و رشوه خواري در جريان قرارداد كرسنت شهادت دهد. اين شهادت در صدور حكمي بهنفع جمهوري اسلامي ميتوانست بسيار مفيد باشد و بهدنبال آن اطلاعات ذيقيمتي از فساد در حوزه نفت و انرژي به مسئولان امنيتي و قضايي جمهوري اسلامي ايران ارائه دهد.
قرار بر آن ميشود كه يزدانپناه در امارات از طريق ويدئوكنفرانس چند جلسهاي در دادگاه لاهه شهادت دهد. اما او بهناگاه در تاريخ 5 تيرماه 92 ربوده و ناپديد ميشود. بسياري از جمله همسرش معتقدند كه عباس بعد از ربوده شدن براي بهجاي نماندن هيچ ردي كشته شده است، اما رسانههاي بيگانه در اصراري عجيب در تلاشند از قتل او صحبتي نشود و ماجرا را به آدمربايي تقليل دهند. جالب اينجاست كه دولت انگليس هم كه در موارد مشابه بهشدت پيگير سرنوشت شهروندان خود است در اقدامي عجيب پرونده ربايش عباس يزدانپناه را مختومه اعلام ميكند.
حال يك سؤال بهشدت ذهنها را درگير كرده است؛ چهكسي از كشته شدن عباس يزدانپناه سود ميبرد؟