«بعد از «مدينه»، «ميكائيل» را به عنوان يك سريال پليسي و با نگاهي نو به پليس ايران ميسازم.» اين جمله را سيروس مقدم در جريان مراسم تقدير دارابي معاون وقت سيماي رسانه ملي در اولين روزهاي شهريور ماه سال گذشته اعلام كرد. درباره قصه و پيرنگ اصلي اين سريال كه از شبكه يك روي آنتن ميرود، گفته شده است كه اين سريال درباره يك مأمور سختكوش پليس به نام ميكائيل است كه براي استقرار نظم و آرامش بيشتر تلاش ميكند اما در ماجرايي به اشتباه قرباني توطئه اشرار ميشود.
هر مخاطبي كه كارهاي گذشته اين كارگردان را ديده باشد با ديدن يكي دو سكانس از آن و رد و بدل شدن ديالوگها، نوع فضا، قاببندي دوربين و چندين مؤلفه ديگر كه مختص به كارهاي سيروس مقدم است؛ متوجه ميشود كه كارگردان آن كيست. در اين سريال كه بيشتر شبيه سريالها و فيلمهاي پليسي هندي است يك فضاي غير واقعي و كاملاً سابژكتيو و انتزاعي از جامعه، پليس و ديگر كنشگرهاي دخيل در اثرش را به مخاطب عرضه ميكند. در اكثر كارهاي مقدم كه سريال ميكائيل نيز از آنها مستثني نيست، معمولاً شهري به نمايش در ميآيد كه انگار در جهاني ديگر است و اصولاً هر كس هر كاري كه دلش بخواهد ميتواند انجام بدهد. اين آنارشي رفتاري را در كنار يكسري ديالوگهاي خاص كه يادآور دهههاي 40 و 50 سينما و تلويزيون است، مكمل بازي و كنش كاراكترهاي آثارش است. مشابه همين كار در سريال ميكائيل كه بيشتر عزرائيل است نيز ديده ميشود؛ جايي كه يك افسر پليس به جهت درگيري با اشرار و تنها گذاشتن همكار زخمياش مورد سرزنش اطرافيانش قرار ميگيرد. طرفه اينكه برادر اين پليس كشته شده خودش ميخواهد به سبك خودش انتقام برادرش را از خلافكارها بگيرد؛ سبك و فرمي كه بيشتر در سينماي باليوود و هاليوود مابه ازا دارد. وقتي مخاطب با چنين پديدههايي به عنوان سريال روبهرو ميشود پيش خودش گمان ميكند كه مگر اين شهر صاحب ندارد و خبري از قانون و. . . نيست كه هر كسي ميتواند اسلحه و مهمات تهيه كند و به جان يك عده ديگر بيفتد و دست آخر هم نيروهاي سياهپوش و ويژه پليس با صلابت هر چه تمامتر حاضر ميشوند و قال قضيه را ميكنند! معلوم نيست سازندگان اين سريال در چه جهان و دنيايي سير و سلوك ميكنند كه فضاي امروزي كشور را با تگزاس و هندوستان و بمبئي اشتباه ميگيرند و منتظر هستند كه مخاطبان ميخكوب پاي تلويزيون به تماشاي چنين آثاري بنشينند!