
حصول يك راهكار براي پايان دادن به بحران ساختگي پيرامون موضوع هستهاي كشورمان در حالي است كه كشورهاي غربي همچنان ميكوشند جمهوري اسلامي ايران را يك تهديد هستهاي معرفي كنند. نگاهي به گفتههاي مقامات كشورهاي غربي پس از بيانيه لوزان نيز مويد اين مطلب است كه كشورهاي غربي ميكوشند حصول توافق نهايي با جمهوري اسلامي ايران را راهكاري براي عدم دستيابي جمهوري اسلامي به سلاح هستهاي معرفي كنند. اين در حالي است كه مرور تاريخ و واقعيتهاي امروزي نشان ميدهد كه جماعتي كه امروز ميخواهند ايران را يك تهديد هستهاي در سطح دنيا معرفي كنند، خود بزرگترين ناقض معاهدههاي پيرامون فعاليتهاي هستهاي هستند و بزرگترين زرادخانه سلاحهاي هستهاي را در اختيار دارند.
سوءاستفاده كشورهاي برخوردار از NPT
پس از آنكه امريكا در دوران جنگ جهاني دوم به استفاده از بمب اتمي اقدام كرد، رقابت شديدي از سوي ساير كشورهاي بزرگ جهان براي دستيابي به اين سلاح آغاز شد كه در اين مسير شوروي سابق در سال ۱۹۴۹، انگليس در سال ۱۹۵۲، فرانسه در سال ۱۹۶۰ و جمهوري خلق چين در سال ۱۹۶۴ به يك دولت هستهاي تبديل شدند.
شروع اين رقابت تسليحاتي، باعث شد كه كشورهاي برخوردار با هدف انحصاري كردن قدرت هستهاي خود و همچنين جلوگيري از دستيابي به فناوري هستهاي توسط ساير كشورها اقدام به طراحي پيماننامه منع گسترش سلاحهاي هستهاي يا همان NPT كنند. اين معاهده در دوران جنگ سرد به صورت محدود بين چند كشور جهان منعقد شد كه بر اساس آن كشورهاي جهان را به دو طبقه برخوردار (كشورهاي داراي سلاح هستهاي) و غيربرخوردار (كشورهاي فاقد سلاح هستهاي) تقسيم ميكند.
يكي از نكات مهم در خصوص معاهده NPT ماده ششم اين معاهده است كه تصريح ميكند: «هر يك از اعضاي اين معاهده متعهد ميگردد كه با حسن نيت، مذاكرات در خصوص اقدامات مؤثر جهت توقف هر چه سريعتر مسابقات هستهاي و خلع سلاح هستهاي، انعقاد معاهده خلع سلاح عمومي و كامل تحت كنترل شديد و مؤثر بينالمللي را تعقيب نمايد.»
اين در حالي است كه امروز به دليل نفوذ بيش از حد كشورهاي برخوردار در ساختار سازمانهاي بينالمللي نه تنها هيچ تلاشي براي خلع سلاح هستهاي در اين كشورها صورت نگرفته، بلكه اخبار مختلفي نيز موجود است كه تأكيد ميكند اين كشورها همچنان به دنبال توسعه و نوسازي سلاحهاي هستهاي خود هستند. طنز روزگار نيز آنجاست كه هر پنج كشور برخوردار از سلاح هستهاي امروز در مقابل جمهوري اسلامي ايران نشستهاند و با طرح ادعاي مخاطرهآميز بودن برنامه هستهاي كشورمان، ميكوشند تمركز افكار عمومي را از سلاحهاي هستهاي خود دور و به برنامه صلحآميز هستهاي ايران معطوف كنند.
ايران عضو NPT و CTBT
كشور ايران چه در زمان رژيم گذشته و چه در دوران حاضر همواره به عنوان يكي از پيشگامان براي پيوستن به معاهدات جهاني بوده است. به همين منظور در سال 1970 ايران توسط حكومت قبلي خود به معاهده NPT پيوست و پس از انقلاب نيز به اين معاهده پايبند باقي ماند. جمهوري اسلامي در تمام اين مدت كوشيد تمام بندهاي معاهده NPT را به درستي در كشور به مرحله اجرا بگذارد و همواره بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي كه ناظر اجراي درست اين معاهده هستند، براي بازرسيهاي مختلف به ايران سفر كردند.
نكته مهم ديگر كه ميتوانست تضميني براي صلحآميز بودن برنامه هستهاي كشورمان باشد، پذيرش پيمان CTBT از سوي كشورمان است. جمهوري اسلامي ايران اين پيمان را در سال 1375 امضا كرد اما هنوز به تصويب مجلس نرسيده است. اين پيمان كشورهاي عضو را از انجام هرگونه انفجار هستهاي در هر مكاني تحت قلمرو يا كنترل خود منع مينمايد. اين در حالي است كه اگرچه اين پيمان به صورت يك قانون در كشور ما در نيامد اما جمهوري اسلامي با امضاي آن همواره به بندهاي اين پيمان نيز پايبند بوده است.
تهديدات هستهاي در نزديكي مرزهاي ايران
اما غولسازي از پرونده فعاليتهاي صلحآميز هستهاي كشورمان در حالي است كه جمهوري اسلامي در منطقهاي از دنيا قرار گرفته كه تهديدات اتمي زياد را متوجه خود ميديده است.
رژيمصهيونيستي با دارا بودن 80 كلاهك هستهاي، همسايه شرقي ايران يعني پاكستان با دارا بودن نزديك به 100 كلاهك هستهاي و هند با دارا بودن نزديك به 90 كلاهك هستهاي كشورهايي هستند كه هيچ كدام حاضر به پذيرش معاهده NPT و CTBT نشدهاند اما هيچ كدام از مدعيان غربي حاضر به بررسي و فشار به اين حكومتها براي پذيرش اين معاهدهها نبودهاند. نكته مهم در اين ميان آن است كه اسناد و مداركي وجود دارد كه ايالات متحده بر خلاف معاهده NPT به رژيمصهيونيستي براي دستيابي به اين سلاحها كمك كرده است.
بر اساس ماده يك معاهده NPT «هر يك از اعضا اين معاهده كه داراي سلاح هستهاي است، متعهد ميشود از واگذاري مستقيم يا غيرمستقيم سلاحهاي هستهاي يا ساير ادوات انفجاري هستهاي يا كنترل بر اين سلاحها يا ادوات انفجاري به ديگري خودداري نموده و هيچ يك از دولتهاي فاقد سلاح هستهاي را به هيچ طريقي در ساخت سلاحهاي هستهاي يا ساير ادوات انفجاري هستهاي يا كسب اين سلاحها يا ديگر ادوات انفجاري هستهاي و كنترل بر آنها كمك، تشويق و ترغيب ننمايد.» اما اسنادي كه اخيراً پس از نزديك به 40 سال توسط ايالات متحده منتشر شده نشان ميدهد كه ايالات متحده كمكهاي مختلفي را براي تبديل كردن رژيمصهيونيستي به يك قدرت اتمي انجام داده است. بر اساس اين اسناد، دولت نيكسون يك دوره دو مرحلهاي را براي حركت رژيم اسرائيل از در اختيار داشتن گزينه هستهاي در حكم «گزينه فني» به موقعيت يك «دارنده سلاح هستهاي» تعريف كرد.
مرحله نخست، شامل در اختيار داشتن اجزاي يك سلاح هستهاي قابل انفجار به عنوان بخشي از توانايي نظامي رژيم اسرائيل بود. مرحله دوم، عبارت بود از آگاهي جامعه بينالمللي از در اختيار داشتن سلاح هستهاي توسط رژيم اسرائيل و آشكار شدن اين موضوع. مقامات دولت نيكسون در آستانه ديدار وي با مير به وي پيشنهاد كردند اگر نيكسون بتواند درباره اين نكات با اسرائيليها به توافق برسد، در مقابل برنامه هستهاي رژيم اسرائيل از خود خويشتنداري نشان داده و تلاشهاي خود براي جلوگيري از دستيابي اين رژيم به موشكهاي داراي قابليت حمل كلاهك هستهاي با برد ۵۰۰كيلومتر را نيز رها كند. بر پايه اسناد جديد، سياست «ابهام هستهاي» رژيم اسرائيل كه در چارچوب آن، اين رژيم داشتن برخي عناصر هستهاي را منكر شده، اما بر استفاده از آنها به عنوان «گزينه» تأكيد ميكند، نتيجه همين ديدار نيكسون و مير بوده است.
امريكا تنها به كاربرنده سلاح هستهاي
تمامي اين روند در حالي است كه ايالات متحده يكي از طرفهاي گفتوگوي جمهوري اسلامي در موضوع هستهاي، تنها كشوري است در دنيا كه تا به امروز از سلاح هستهاي عليه دشمنان خود استفاده كرده است. بر اين اساس، بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي دو عمليات اتمي بودند كه در زمان جنگ جهاني دوم به دستور هري ترومن، رئيسجمهور وقت امريكا، عليه امپراتوري ژاپن انجام گرفتند. در اين دو عمليات، دو بمب اتمي به فاصله سه روز روي شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي انداخته شد كه باعث ويراني و كشتار گسترده شهروندان اين دو شهر شد. طي اين دو عمليات، حدود ۲۲۰۰۰۰ نفر جان باختند كه بيشتر آنان را شهروندان غيرنظامي تشكيل ميدادند. بمباران هستهاي هيروشيما و ناكازاكي تا به امروز تنها موارد استفاده جنگي از سلاح هستهاي در جهان است.
اگرچه با گذشت نزديك به 70 سال از اين جنايت تاريخي همچنان آثار اين جنايت در ميان مردم ژاپن ديده ميشود. همچنين اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه ايالات متحده در جريان جنگهاي مختلف خود در ويتنام، عراق و افغانستان نيز از گلولههاي آلوده به اورانيوم ضعيف شده استفاده كرد كه اين واقعه را نيز بايد در پرونده جنايات هستهاي ايالات متحده وارد نمود.