کد خبر: 711956
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۸
ازدواج موفق از مسير خودشناسي
ليلا جعفري

 

چند وقت پيش در جايي مطلبي نوشته شده بود كه نظرم را جلب كرد:

«هر چه زودتر موانعي را كه با دست خود، سر راه ازدواج‌تان گذاشته‌ايد، برداريد.»

با خودم فكر كردم آدم‌هاي زيادي را مي‌شناسم كه هنوز مجرد هستند درحالي‌كه خيلي‌ از آنها حداقل سه دهه از زندگي خود را هم پشت سر گذاشته‌اند. اگر پاي صحبت هر يك از اين افراد مجرد بنشينيد ممكن است نخست خيلي روراست نباشند و شايد از روي شرم و حيا بگويند كه عجله‌اي براي ازدواج ندارند. شايد برخي به خاطر ادامه تحصيل و فراهم كردن پول و... از اين كار سر باز بزنند، ولي رفته‌رفته كه به آنها نزديك‌تر مي‌شويد و صميمي‌تر، معمولاً دلايل مهم‌تري را هم برايتان مي‌گويند. شايد اين جمله كه هنوز «يار مورد نظرم را نديده‌ام» بين خيلي از آنها مشترك باشد. دلايل ديگري هم هست كه همه آنها در ظاهر منطقي و عقلاني است، اما اگر اين دلايل منطقي و عقلاني ا‌ست، معني‌اش اين است كه بقيه افرادي كه ازدواج كرده و خيلي از آنها هم ازدواج موفقي داشته‌اند، عقلاني فكر نكرده‌اند يا دست‌كم هيچ دليل به ظاهر عقلاني‌اي براي اينكه از ازدواج صرف‌نظر كنند پيدا نكرده‌اند؟

قطعاً پاسخ شما هم منفي ا‌ست. اگر اكنون مجرد هستيد و شرايط ضروري و لازم را هم دارا داريد، پس قطعاً موقع ازدواج‌تان هم فرا‌رسيده است. اما اينكه از انجامش سر باز مي‌زنيد، قطعاً از روي دلايلي ذهني‌ است. براي اينكه بدانيد چرا ازدواج نمي‌كنيد يا دختر و پسر دم بخت شما ازدواج نمي‌كنند، نبايد دست روي دست بگذاريد. اگر از اين دست مسائل سنتي كه هر كسي بختي دارد و قسمتي، و بايد منتظر باشيد تا بخت، با آن اسب سپيد يا چادر سپيدش به خانه سعادت شما بيايد، صرف نظر كنيم، آن‌وقت مي‌توانيم عميق‌تر شويم و به دلايل مهمي برسيم. اين دليل‌ها راه درست را به ما نشان مي‌دهد و درواقع نجات‌بخش زندگي مجردهاست. شايد عالم تجرد خوبي‌هايي داشته باشد كه زندگي متأهلانه ندارد اما واقعيت اين است كه آدم براي تنها زيستن آفريده نشده است. اين يك شعار نيست. شما كدام انسان سالم و حتي در بسياري از موارد از نظر روحي، ناسالم را مي‌شناسيد كه از ازدواج و داشتن يار زندگي، به طور واقعي متنفر باشد؟

هيچ نيازي بيهوده شكل نگرفته است، اگر آدم‌ها نياز به يار و درواقع جفت خود دارند، با زبان بي‌زباني مي‌گويند: «من نياز به حمايت روحي و عاطفي دارم.»

‌حمايت نياز اساسي آنهاست، اين را مازلو روانشناس معروف غرب نيز مي‌گويد و آن را جزو نيازهاي مهم‌ بشر برمي‌شمارد.

حمايت عاطفي ظاهر لطيف اين ماجراست كه فرد تجربه مي‌كند، اما مهم‌تر از آن نيرويي‌ است كه براي فرد سازنده است. تجربه نشان داده كه داشتن ياري كه حتي خيلي هم هماهنگ نباشد بهتر از زندگي در تنهايي است. زن و مرد همين كه مي‌دانند قرار است در طول شبانه‌روز دست‌كم چند ساعتي را زير يك سقف به سر ببرند خود به خود انگيزه بيشتري براي انجام امور روزانه پيدا مي‌كنند. زن يا مردي كه در كنار همسر خود قرار مي‌گيرد، درواقع نيرويي را در خود پيدا كرده كه قدرت حياتي‌اش را بالا مي‌برد. شايد خيلي از مجردها به اين نكته‌هاي ساده، عميقاً فكر نكنند، اما درون خود، خلأيي را احساس كنند. شايد با فعاليت‌هاي ورزشي، تفريحي، كاري و... اين خلأ را نديد بگيرند، تا فشار روحي ناشي از آن را كمتر احساس كنند، اما درواقع اين افراد در حال سرگرم كردن خودشان هستند تا با واقعيت روبه‌رو نشوند. اين خلأ، با نيازهاي جسماني كه در سايه زندگي زناشويي مرتفع مي‌شود، اشتباه گرفته نشود. چون در اين مطلب اين مورد مد نظر نيست و از طرفي نسبت به تأثير روحي و رواني ازدواج نيز قابل مقايسه نيست.

هر آدمي در خلوت خود خوب مي‌داند كه دليل هر كدام از كارهايش چيست و چرا هر كدام از آنها را انجام مي‌دهد. هرچند كه بعضي از آدم‌هاي مجرد آنقدر خودشان را با كار و مسائل مختلف سرگرم كرده‌اند كه هرگز فرصتي براي خلوت كردن با خود و تمركز درباره نحوه زندگي‌شان ندارند اما روي هم رفته تمركز و خلوت، مشكل واقعي را به آدم نشان مي‌دهد.

بنا به تجربه‌اي كه در اين‌باره در گفت‌و‌گو با مجردهاي بسيار زيادي به دست آورده‌ام، نشناختن خودشان عامل اصلي مجرد بودنشان است. گاهي خودخواهي‌ها، بي‌مسئوليتي‌ها و خيلي از دليل‌هاي ديگر باعث اين اتفاق مي‌شود، اما دليل اصلي درواقع، خود آدم مجرد و تنهاست.

وقتي يك نفر با خودش هنوز بلاتكليف است و درواقع نمي‌داند علايق اصلي زندگي‌اش چيست و سرگرمي‌ها فقط سرپوش گذاشتن بر خلأ او است، درواقع آدم‌هاي بلاتكليفي همچون خودش را هم جذب مي‌كند. در كتابي خواندم كه كلمات معجزه مي‌كنند. اين معجزه تنها در كلام نيست در رفتار هم هست.

انديشمند ديگري مي‌گفت براي رسيدن به ازدواج و جفت شدن با يار زندگي‌تان بايد در ابتدا در درون خود ازدواج كنيد. اين نكته شايد به ظاهر ساده باشد اما خيلي عميق است: در واقع اگر شخصي قدرت پيوند با خود واقعي‌اش را داشته باشد نماد بيروني آن را هم كه ازدواج ظاهري است، نشان مي‌دهد. شايد به همين دليل حضرت محمد (ص) مي‌فرمود: «ازدواج نيمه كامل‌كننده دين است.» نمي‌شود اين را نديد گرفت. بايد در درون به پيوندي اساسي و محكم با خود رسيد. پيوند با خود درواقع پيوند با خداست، درواقع پيوند با نظام منظم و هماهنگ هستي‌ است، در واقع پيوند با منشأ نور و وحدانيت است. همه شنيده‌ايم كه «من عرف نفسه، فقد عرف ربه.» آيا مي‌شود خود و خدا را شناخت و تنها بود؟! اين‌ها فرمول‌هايي ساده‌است. خودت را كه بشناسي، هستي طبق آنچه از خود فهميده‌اي را به سويت مي‌آورد. واقعيت اين است كه خيلي از زندگي‌هاي نافرجام هم در فقدان اين خودشناسي و درواقع بلاتكليفي فرد با خودش پيش مي‌آيد. اگر حرف من را قبول نداريد، از همين الان با كسي كه زندگي زناشويي‌اش به شكست و طلاق انجاميده هم‌صحبت شويد. شما اين كار را از روي دخالت انجام نمي‌دهيد، جوري هم حرف نزنيد كه آزاررسان و نمكي باشد بر زخم اين افراد رنجور و آسيب‌خورده به لحاظ روحي و عاطفي. بلكه به صورت همدلي و همراهي دوستانه اين كار را انجام بدهيد. آن‌وقت متوجه ‌مي‌شويد كه بسياري از آنان هنگام انتخاب همسر دچار اين بلاتكليفي‌هاي دروني بوده‌اند. اين درد بزرگي‌ است كه يك انسان كه مي‌تواند زندگي سرشار از خوشبختي را داشته باشد، با دست خودش آن را به سختي و شكست برساند. هيچ انساني دوست ندارد شكست را تجربه كند، اما قطعاً پندار و گفتار و رفتار مناسب، زندگي ديگري براي هر يك از ما خواهد ساخت.

هماهنگ‌تر با خواسته خود عمل كنيد، چون در واقع هيچ‌كس بد نيست و بيشتر مشكلات در پيوند ناهماهنگي‌هاست.

پس آن جمله‌اي كه در يكي از نشريات خوانده بودم و در ابتدا گفتم، درست بود؛ فقط بايد اين راهكار را به آن اضافه كرد كه: «با خود واقعي خود ارتباط برقرار كنيد و پيدايش كنيد. يارتان نزديك‌تر از آن است كه فكرش را مي‌كنيد، خود را كه پيدا كنيد سر و كله او هم پيدا خواهد شد.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها