انقلاب اسلامي رستاخيز تاريخي انسان است بعد از قرنها هبوط؛ انقلاب اسلامي يك توبه تاريخي است و بنابراين، غايات آن هرگز اقتصادي، اجتماعي و سياسي نيست؛ انقلاب اسلامي يك انقلاب فرهنگي است، در جهاني كه به صورت يك دهكده جهاني با يك فرهنگ واحد درآمده است، فرهنگ غرب. يعني فرهنگ غربت انسان از حقيقت. بهرغم آنكه انقلاب اسلامي يك انقلاب فرهنگي است، در نظام برنامهريزي و سياستگذاري، نفس فرهنگ مستقلاً مورد عنايت نيست؛ حتي فرهنگ تابعي از توابع توسعه اقتصادي و تكنولوژيك نيست؛ چه رسد به آنكه خود مبنايي براي برنامهريزي و سياستگذاري در اقتصاد و سياست باشد. متأسفانه دولتمردان ما حتي از اهميت فرهنگ توسعه در امر توسعه اقتصادي و صنعتي غافلاند، چه رسد به آنكه تعارض ذاتي ميان توسعه صنعتي ـ به مفهوم جديد ـ و تعالي فرهنگي را دريابند. فرهنگ توسعه اقتصادي با فرهنگ دينداري معارض است و اين امري است كه اكنون روز به روز بيش از پيش در كشور ما وضوح مييابد، توسعه اقتصادي نيازمند فرهنگ ليبراليسم است و بنابراين خواهناخواه ادامه اين وضع جامعه ما را به يك تعارض دروني فرهنگي دچار خواهد كرد. «تهاجم فرهنگي» از يك سو تعبيري است كه اشاره به اين تعارض فرهنگي دارد و از سوي ديگر به تغيير خاص استراتژي غرب در مقابله با تفكر انقلاب اسلامي بعد از قبول قطعنامه ۵۹۸ و پايان جنگ اطلاق ميشود و اين واقعيت غيرقابل انكار است.