
مذاكرات هستهاي حالا به روزهاي حساس رسيده و چشمهاي زيادي در دنيا به رسانهها دوخته شده تا سرانجام يك بحران غيرضروري مشخص شود؛ بحراني غربساخته كه 12 سال است به طول انجاميده و در يك سوي آن جمهوري اسلامي ايران قرار دارد كه در تمام طول اين مدت حاضر نشده است از مواضع به حق خود عقبنشيني كند و در سوي ديگر تفكري قرار دارد كه با چشم بستن به روي سلاحهاي هستهاي غيرقانوني رژيم صهيونيستي ميخواهد ايران را از دستيابي به فناوري صلحآميز هستهاي محروم كند.
اكنون اين فراز و نشيب 12 ساله با مديريت مقام معظم رهبري و به كارگيري يك ديپلماسي عقلاني به نقطهاي رسيده است كه بسياري از معادلات جهاني را به نفع جمهوري اسلامي تغيير داده است. غرب در تمام طول دوران اين بحران كوشيد جمهوري اسلامي را از مسير عقلاني خود خارج و از اين طريق ايران را در يك انزواي تحميلي قرار دهد؛ واقعهاي كه در برههاي از زمان نيز به وقوع پيوست و غرب از طريق اعمال تحريمهاي غير انساني عليه كشورمان موفق شد مشكلاتي را براي كشور ايجاد كند اما خيلي زود با به كارگيريشيوههاي ضد تحريمي از سوي مسئولان كشورمان و اتخاذ سياستهاي اقتصاد مقاومتي كه مقام معظم رهبري آن را ابلاغ فرمودند، تا حد بسيار زيادي اين دسيسه نيز نقش برآب شد. حالا پس از گذشت تمامي اين فراز و نشيبها جمهوري اسلامي به يك ديدگاه واحد در خصوص پرونده هستهاي خود رسيده و آحاد ملت آن را جزئي از هويت ملي خود ميپندارند؛ واقعيتي كه باعث شده مردم و مسئولان فارغ از گرايشهاي سياسي خود، صدايي واحد در موضوع هستهاي باشند.
اثبات حقانيت جمهوري اسلامي ايراناما پس از نقش بر آب شدن دسيسههاي غربي در ايجاد انحراف در مسير جمهوري اسلامي ايران و سپس منزوي كردن كشور، حالا برگ برنده در اختيار مقامات كشورمان قرار گرفته تا نه تنها حقانيت خود را در طول 12 سال گذشته به رخ جهانيان بكشد، بلكه به نقطهاي برسد كه دشمنان خود را به گوشه رينگ هدايت و آنان را وادار به پذيرش خواستههاي خود كند. اين واقعيت باعث شده بسياري از كارشناسان عرصه بينالملل آن را شكست بزرگ سياستهاي غرب در قبال جمهوري اسلامي ايران قلمداد كنند؛ سياستهايي كه در طول 12 سال گذشته هزينههاي گزاف را به دوش طرفهاي غربي گذاشت و حتي در موارد بسياري تحريمها عليه كشورمان باعث ورشكستگي اقتصادي شركتهاي بزرگ غربي شد.
حالا تمام اين اتفاقات زمينه شكلگيري يك انشقاق بزرگ در جبهه مقابل كشورمان شده كه بيشك برنده اين انشقاق كسي نيست جز جمهوري اسلامي ايران.
انشقاقدر 3 حوزهحال بروز اين انشقاق را ميتوان در سه حوزه دستهبندي كرد:
حوزه نخست، بروز اختلافات داخلي در ميان دموكراتها و جمهوريخواهان است. اين انشقاق عميق را ميتوان در نامه اخير ۴۷سناتور جمهوريخواه كنگره امريكا خطاب به مقامات جمهوري اسلامي ايران جستوجو كرد كه در كارشكني آشكار، به كشورمان هشدار دادهاند هرگونه توافق اتمي امريكا با ايران كه به تصويب كنگره امريكا نرسد، تنها تا پايان دوره رياست جمهوري باراك اوباما معتبر خواهد بود.
اين در حالي بود كه بلافاصله پس از ارسال اين نامه از سوي سناتورهاي جمهوريخواه، دولت دموكرات امريكا كه براي رساندن پرونده گفتوگوها به اين مرحله تلاش بسياري كرده و حيات سياسي خود را در گرو موفقيت در اين گفتوگو ميبيند، نسبت به اين اقدام واكنش جدي نشان داد و با انتقاد از نوشتن اين نامه، آن را اقدامي «حزبي» توصيف كرد كه معطوف به «كارشكني» در سياستهاي دولت است.
جاش ارنست سخنگوي كاخ سفيد جمهوريخواهان را متهم كرد كه مدافع اقدام نظامي عليه ايران هستند و اين «رويكردي است كه به سود امريكا نيست.»
علاوه بر اين در ماه دسامبر و ژانويه گذشته نيز كنگره امريكا قصد تشديد تحريمها عليه ايران را داشت كه با مقاومت اوباما روبهرو شد. كاخ سفيد با اين سياست مخالفت و آن را اقدامي جهت بازگشت از مسير مذاكره ارزيابي كرد. در آن دوره اوباما تهديد كرد كه اگر اين تحريمها عليه جمهوري اسلامي ايران تصويب شود، آن را وتو خواهد كرد.
حوزه ديگري كه باعث انشقاق و ايجاد بحران در ايالاتمتحدهامريكا شده، پيرامون رژيم صهيونيستي است.
اين رژيم كه در طول 12سال گذشته ميكوشيد با شايعهپراكني عليه جمهوري اسلامي و معرفي كردن كشورمان به عنوان يك خطر بالقوه براي موجوديت اين رژيم، عملاً از شركاي غربي خود باجخواهي كند، حالا با رويكرد عقلاني كشورمان و اجبار طرفهاي غربي به پذيرش فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران، ديگر نميتواند پروژه ايرانهراسي خود را براي ادامه اخاذيهايش پي بگيرد. باراك اوباما نيز با درك اين واقعيت، عملا مجبور شد براي حفظ دستاوردهايش در پرونده هستهاي كشورمان در مقابل رژيم صهيونيستي بايستد.
در نهايت حوزه سوم مربوط به بروز انشقاق در ميان اعضاي گروه 1+5 است. اعضاي اين گروه كه تحت تاثير ايالات متحده مجبور به پيوستن به كمپين تحريمي عليه جمهوري اسلامي ايران شدهاند، حالا با نارضايتي ميخواهند حساب خود را از ايالات متحده جدا كنند. در همين ارتباط ميتوان به قراردادهاي نفتي جمهوري اسلامي ايران با روسيه يا سفر تجار مختلف از اتحاديه اروپا به ايران به ويژه از فرانسه و آلمان اشاره كرد.
ايران برنده بازيجمهوري اسلامي ايران در تمام طول مدت شكلگيري اين پرونده، بارها با طرفهاي غربي پشت ميز گفتوگو نشست؛ گفتوگوهايي كه چندين بار ميان فرزندان مختلف انقلاب دست به دست شد تا به دكتر محمدجواد ظريف رسيد. جمهوري اسلامي در تمام اين دورهها كوشيد كه اثبات كند پايبند به حل مشكل از طريق ديپلماسي است و راه حل اين پرونده از مسير مذاكرات ميگذرد.
اگرچه با كارشكني غربيها هربار اين روند به تأخير افتاد اما امروز طرفهاي غربي با مشاهده عزم ايرانيان براي دستيابي به فناوري صلح آميز هستهاي راهي جز تسليم در برابر اراده مردم ايران ندارند. استمرار 12 ساله مذاكرات از زمان حسن روحاني، تا در ادامه علي لاريجاني و سپس سعيد جليلي و امروز محمد جواد ظريف، همگي بيان كننده همين خط سير مستحكم است كه زير نظر رهبر معظم انقلاب پيگيري شده است.
حال امروز اگر مذاكرات به نتيجه برسد و طرفهاي غربي به يك «توافق خوب» موردنظر جمهوري اسلامي ايران تن دردهند، عملا ايران ثمره استقامت 12 ساله خود را گرفته و به موفقيت رسيده است.
اما اگر بارديگر در آخرين لحظات، كارشكني غربيها باعث به تعويق افتادن حصول توافق و حتي ايجاد بن بست در مذاكرات شود، قطعا بار ديگر اين جمهوري اسلامي ايران است كه پيروز مذاكرات لقب خواهد گرفت، چراكه جمهوري اسلامي امروز توانسته افكار عمومي دنيا را با بهكارگيري يك ديپلماسي موفق به سمت خود معطوف كند و همگان را از عزمش براي حصول توافق از راه گفتوگو با خبر كند و بيشك امروز بسياري بر اين امر واقف هستند كه جمهوري اسلامي به دنبال پايان دادن به اين بحران غيرضروري است و اين طرفهاي غربي هستند كه تحت فشار لابيهاي خاص، زير ميز مذاكرات زدهاند؛ موضوعي كه ميتواند افكار عمومي دنيا را به ضرر آنها و به نفع جمهوري اسلامي ايران بسيج كند.
حال بايد منتظر ماند و ديد كه در روزهاي آينده غربيها و به ويژه امريكا كدام راه را در خصوص ايران انتخاب ميكنند.