«ورزش همگاني براي همه لازم است.»، «نشاط، سلامت، آمادگي جسماني، حوصله كار در سايه ورزش عمومي و همگاني تأمين ميشود.»، «ورزش همگاني ضرورت زندگي است مانند غذا خوردن كه بايد به آن توجه كرد.» اينها تنها بخشي از رهنمودهاي مقام معظم رهبري در امر توجه به ورزش همگاني است؛ مقولهاي كه عملاً از سوي دولتمردان و مقامات ارشد ورزش كشور به دست فراموشي سپرده شده است.
سلامت يك جامعه در گرو توجه و علاقه مردم به ورزش است. متأسفانه اين موضوع در كشور ما همواره مورد بيمهري قرار گرفته است. در حالي كه ميتوان با تكيه بر گسترش اين مقوله بسياري از مشكلات روحي، جسمي و اجتماعي جامعه را برطرف كرد. با اين وجود معمولاً كمترين توجهات به ورزشهاي همگاني ميشود. اصولاً در ايران ورزش قهرماني هدف اول و آخر مسئولان به شمار ميرود. به همين دليل است كه همه براي بيشتر شدن بودجه ورزش قهرماني تلاش ميكنند اما كسي به فكر ورزش و سلامت نيست و اعتبارات لازم در اختيار فدراسيون ورزشهاي همگاني قرار نميگيرد؛ هرچند تأثير اين بيتوجهي را ميتوان در فقر حركتي جامعه ديد اما بيتفاوتي به اين مسئله كماكان ادامه دارد.
رسيدن به عناوين قهرماني و كسب مدالهاي رنگارنگ آرزوي همه مديران ورزشي محسوب ميشود. همين مسئله موجب شده تا بخش اعظمي از بودجه ورزش صرف قهرماني تيمهاي مختلف ورزشي شود. در حالي كه بيشتر فدراسيونها قابليت حضور در بخش همگاني را هم دارند. اما ترجيح ميدهند با كسب مدال موفقيتشان را به رخ همه بكشند و خود را مديري موفق جلوه دهند. از همين رو است كه عملاً اثري از همگاني كردن ورزش و تحقق خواسته مقام معظم رهبري ديده نميشود. كارشناسان ورزشي و پزشكي همواره از فقر حركتي خانوادهها گلايهمند هستند. با اينكه در گوشه و كنار شهر بوستانهاي زيادي به چشم ميخورند اما در حقيقت پايتخت به شدت از كمبود فضاي ورزشي رنج ميبرد. اين در حالي است كه سرانه ورزشي در سراسر كشور با استانداردهاي جهاني به شدت فاصله دارد و ساخت و سازهاي چند سال اخير نيز نتوانسته تغيير فاحشي در اين زمينه به وجود بياورد. توجه به اين نكته ضروري است كه ساخت و گسترش بوستانها در همه شهرها و همه محلات، ساخت سالنهاي ورزشي براي استفاده عموم و توجه هرچه بيشتر به سلامت جامعه ميتواند به همه گير شدن ورزش همگاني كمك كند.
حال آنكه فرهنگسازي حلقه مفقوده ديگري است كه معمولاً به عنوان يك شعار دهن پر كن مطرح ميشود اما در واقعيت اثري از آن به چشم نميخورد. بدون شك با آشنا كردن مردم با فوايد ورزش، تأثير آن بر سلامت جامعه به ويژه سالمندان و سلامت عمومي ميتوان در آينده انتظار بيشتر شدن اقبال عمومي به ورزش را داشت. براي رسيدن به اين هدف ميبايست براي يك بار هم كه شده ورزش در مدارس و البته دانشگاه را جدي بگيريم. به رغم همه تبليغات صورت گرفته هنوز هم زنگ ورزش از سوي والدين و معلمان به منزله زنگ تفريح، كلاسهاي جبراني و درسي بياهميت تلقي ميشود. در دانشگاهها هم دانشجويان به هر دري ميزنند تا دو واحد تربيت بدني را از سر باز كنند.
تمامي موارد ذكر شده مربوط به ديروز و امروز نيست. بلكه بايد بپذيريم كه ورزش همگاني نتوانسته جايگاه واقعي خود را در فرهنگ عمومي ما پيدا كند. وقتي تمامي فكر و ذكر همه مسئولان رسيدن به عنوان قهرماني است بدون شك نميتوان انتظار داشتن جامعهاي اهل ورزش را داشت، هرچند هر روز بر تعداد بينندههاي تلويزيوني مسابقات تيم ملي فوتبال، واليبال، بسكتبال و... . اضافه ميشود. ورزش همگاني در مقايسه با ورزش قهرماني هزينه به مراتب كمتري را ميطلبد. برنامهريزي مدون، فرهنگ سازي صحيح، دوري از شعارهاي اغراقآميز و نصبالعين قرار دادن فرمايشات رهبر انقلاب راه را براي داشتن جامعه سالم و ورزشكار هموار خواهد كرد. اين مهم تنها در صورتي به واقعيت نزديك ميشود كه دست اندركاران نهادهاي مختلف بدون در نظر گرفتن مسائل جانبي مسئوليت خود در اين باره را به نحو احسن انجام دهند. نه اينكه سالي يك بار و آن هم در روز تربيت بدني با پوشيدن گرمكن ورزشي در مقابل دوربينها ژست ورزشكاري بگيرند.