الگويي كه هم بتواند جوانان مسلمان تحقير شده توسط حكومتهاي ديكتاتوري و سرسپرده به استكبار را جذب كند و هم بتواند با به انحراف كشانيدن جنبشهاي جوانان مسلمانان به تحجر و خشونت، اسلام هراسي را به عنوان نتيجه جنبشهاي اسلامي به جهان مخابره كند.
اصليترين هدف اين حركت امريكايي - انگليسي، تكميل پالسهاي سينماي هاليوودي به مردم دنيا، خصوصاً جوانان اروپايي و امريكاي شمالي است كه اسلام، ارمغاني جز خشونت ندارد و آنچه امروز داعش در عراق و سوريه و القاعده در افغانستان انجام ميدهد همان سكانسهايي است كه هاليوود سالهاست در قالب فيلم روي پرده نقرهاي سينما به تصوير ميكشيده است.
روشن است كه آينده جهان در دستان جوانان است؛ جواناني كه عمل آيندهشان نشئت گرفته از بينش امروزشان خواهد بود؛ فلذاست كه مخاطب هدف رسانهها بيش از همه جواناناند؛ با برنامههايي جذاب، اغواكننده، سرگرمكننده كه يا مخاطب خود را در هالهاي غفلت فرو ميبرند كه به دنبال حقيقت نباشد يا آنچنان شستوشوي مغزي ميدهند كه حقيقت را وارونه ببيند.
رسانههاي غربي در سالهاي اخير با تدارك ديدن حوادث تروريستي از يازده سپتامبر نيويورك گرفته تا نشريه شارلي ابدو پاريس و پيوند آن با مسلمانان، درصدد برآمدند تا نام اسلام را در ذهن انسان غربي با خشونت همراه كنند.
در چنين شرايطي پيام رهبر انقلاب به جوانان اروپايي و امريكاي شمالي صادر شد؛ پيامي كه در آن حس حقيقتجويي آنها را خطاب قرار داده بود. در اين نامه درخواست شده بود كه «انگيزههاي سياهنمايي گسترده عليه اسلام» و «شناختي مستقيم و بيواسطه از اسلام» مورد تحقيق جوانان قرار بگيرد. دعوت به داوري بيطرفانه در مورد اسلام و شناخت آن از طريق منابع اصيل و مآخذ دست اول آن يعني قرآن و زندگي پيامبر بزرگ اسلام(ص) بيتالغزل نامه رهبر انقلاب است.
مؤلف اين نامه تاريخي و گيرندگان آن مشخصند؛ آنچه مورد بحث اين يادداشت است، پيامرسانان اين نامه هستند. چه كساني بيشتر از همه ميتوانند در نشر و تحليل اين پيام نقش ايفا كنند؟ بصورت كلي ميتوان بيان كرد با توجه به اولاً جوان بودن مخاطبان نامه و ثانياً دعوت به تحقيق و جستوجوگري حقيقت در آن؛ از جوان محصل و انديشمند ايراني بيش از هر قشر ديگري انتظار اين پيامرساني ميرود؛ پيامرساني تحليلگرانه و هنرمندانه.
فلذاست كه بايد دانشگاه و دانشجويان ايراني را پيام رسانهاي اصلي اين نامه تاريخي ناميد. جوان دانشجو اولاً در مقام انديشه و ثانياً در مقام آشنايي با شيوههاي نوين ارتباطي و رسانههاي ارتباطجمعي و اجتماعي ميتواند بيشترين نقش را ايفا كند. در اين ميان قطعاً از دانشجويان رشتههاي اسلامي و طلاب ديني انتظار چند برابر است.
استادان و دانشجويان به واسطه مراودات علمياي كه با ديگر دانشجويان و دانشگاههاي جهان دارند، فرصتي بينظير براي دعوت همقطاران خود را در ديگر نقاط جهان به حقيقت و دريافت بيواسطه اسلام پيدا ميكنند. دانشجوي ايراني مسلمان در بستر جنبش دانشجويي نبايد نقش خود در مرزهاي جغرافيايي كشور محصور بداند؛ بلكه بايد مرزهاي اعتقادي را خط مرزي نقش خود در سطح بينالملل بداند. اگر مرزهاي اعتقادي دانشجو و استاد مسلمان ايراني جهاني شد؛ كنفرانسها و نشستهاي علمي در سرتاسر جهان نيز فرصت دعوت به اسلام و نشر پيام رهبر انقلاب خواهد شد.
امروز رسانههاي تعاملي در بستر اينترنت خصوصاً شبكههاي اجتماعي سرعت نقل و انتقال اطلاعات را بالا و شيوه ارسال را سهل و ساختار و قالب محتواي ارسالي را متنوع كرده است. جوان دانشجوي مسلط به زبانهاي روز دنيا از همين بستر و كانالي كه دشمن براي ضربه زدن به اسلام استفاده ميكند ميتواند براي خنثيسازي حربه دشمن و بلكه عمليات آفندي استفاده كند.
پيدا كردن آدرس ايميلهاي استادان و دانشجويان دانشگاههاي مطرح دنيا و فرستادن پيام رهبر حكيم انقلاب براي آنها و شناسايي گروههاي مجازي جوانان در شبكههاي اجتماعي و فرستادن پيامهاي تصويري توليد شده از نامه رهبر انقلاب و هزاران هزار كار ديگر قابل تعريف در بستر رسانهها خصوصاً اينترنت، كاري سخت نيست؛ بلكه مقدمهاي جدي و اساسي ميطلبد و آن تجهيز جوان دانشجو ايراني به قدرت تفكر و تحليل در مورد آينده جهان و نقش او به عنوان دانشجوي مسلمان در آن است.
اگر چنين شد پيام رهبر انقلاب به دست جوان خلاق ايراني همانطور كه الان هم رگههايي در آن در شيوه و قالب ارائه و نشر پيام معظمله انجام شده است؛ بيشتر و وسيعتر انجام خواهد شد. البته كه دانشجوي مسلمان نبايد منتظر دستگاههاي دولتي، سازماني و آموزش عالي بماند؛ همانطور كه حقيقتطلبي جوان اروپايي و امريكايي مورد خطاب نامه است، آرمانطلبي دانشجوي مسلمان ايراني براي رسيدن به مدينه فاضله ديني موتور محرك او براي پيامرساني اسلام ناب مورد نظر رهبر انقلاب خواهد بود. در اين ميان دانشجوي ايراني خارج از كشور به دليل مراوده مستقيم با جوانان غيرمسلمان وظيفه سنگينتري خواهد داشت؛ هم رفتار و كردارش بايد الگوي اسلام ناب باشد و هم بايد مبلغ و پيامرسان اين نامه تاريخي باشد و فراتر از همه آنها بتواند قرآن و پيامبر عظيمالشأن اسلام را معرفي و آنها را دعوت به مطالعه و تحقيق در منابع موثق اسلام ناب كند.
حال كه رسانههاي استكباري از حربه تصويري و پروپاگانداي رسانهاي براي تحريف چهره رحماني اسلام و پيامبر گرامياش استفاده ميكنند تا آن را خشونت طلب و بيرحم نشان دهند؛ چارهاي نيست جز شكستن پيلههاي تنيده شده از دروغ و نيرنگ رسانهاي از گرداگرد فكر و ذهن جوان اروپايي و امريكايي. جوان به دليل جوانبودنش سهلتر پذيراي حقيقت است و آب زلال را با عطش بيشتري مينوشد؛ كار سخت تنيدن همان تارهاي رسانهاي جريانهاي زر و زور و تزوير جهاني است. براي همين است اثري كه ارتباط رو در روي دانشجوي مسلمان ايراني در خارج از كشور با ديگر جوانان ميگيرد قطعا قدرت و اثرش بيشتر خواهد بود هر چند قطعاً گستردگي مخاطبان يك رسانه را نخواهد داشت.
استفاده از فرصت جذب دانشجويان خارجي در كشور هم يكي از عرصههاي بينظيري است كه كمتر مورد توجه است. دانشجوياني كه ميتوانند فردا روزي در هر كشور و در هر جاي اين دنياي پهناور كه زندگي ميكنند سفير اسلام ناب باشند. حقيقت آنكه اگر سيستم عالي كشور در كنار اهداف تخصصي كه براي خود ترسيم ميكند، نقشآفريني در گسترش و تعميق اسلام ناب را هدف كلان خود بداند؛ آن موقع چه جوان دانشجوي ايراني داخل كشور و چه اعزامي به خارج كشور و چه دانشجوي خارجي پذيرفته در داخل را بايد بالقوه پتانسيلي عظيم براي تربيت نيروي امت اسلامي بداند كه بهترين پيامرسان دين پيامبر رحمت باشند و اين تحقق پيدا نميكند مگر اينكه شيوه صحيح تفكر و حقيقتطلبي را به او بياموزد.