اين تحقيق در مجله ساينس نيز منتشرشده است و اولين دفعهاي محسوب ميشود كه از اين نوع شيوه تحليل در چنين مقياس بزرگي در رابطه با قشري با پيچيدگي زياد استفاده ميشود. گروه تحقيق روي بيش از 3 هزار سلول بهصورت تكي تحقيق كردند و درنهايت توانستند سلولهايي را شناسايي كنند كه تاكنون ناشناخته بودند.
استن لينارسون محقق ارشد دانشكده بيوشيمي و بيوفيزيك اظهار داشت:«اگر مغز را با سالاد ميوه مقايسه كنيد احتمالاً خواهيد گفت كه شيوههاي قبلي مثل اين است كه ميوه را در مخلوطكن بريزيد و منتظر ديدن عصاره بهدستآمده از بخشهاي مختلف مغز باشيد اما در سالهاي اخير ما موفق به ساخت شيوههاي تحليلي بسيار دقيقتر شديم كه به ما اين امكان را ميدهد كه ژنهاي فعال درون هر سلول را مشاهده كنيم. شيوه جديد مثل اين است كه تكههاي ميوه را از سالاد برداريم و آنها را يكبهيك وارسي و بعد از تشكيل تودهاي از اين ميوهها بررسي كنيم كه اين سالاد از چند نوع ميوه تشكيلشده است و درنهايت به تحليل اجزاي تشكيل و رابطه آنها بپردازيم.»
دانشي كه تمامي اندامهاي زنده از سلول تشكيلشدهاند به 200 سال پيش برميگردد. با انجام اين كشف توسط گروهي 19 نفره از دانشمندان آلماني، ما اكنون نيز ميدانيم كه نوع بافت بدن توسط سلولهاي تشكيلدهنده آن تعيين ميشود كه نوع اين سلولها نيز بهنوبه خود توسط ژنهاي فعال درون آنها مشخص ميشود. با وجود اين جزئيات دقيقي درباره چگونگي اين روند در دسترس نيست بهويژه در رابطه با مغز كه پيچيدهترين عضو بدن محسوب ميشود.
در تحقيق فعلي دانشمندان از تحليل تك سلولي در مقياسي بزرگ استفاده كردند تا به بعضي از اين پرسشهاپاسخ دهند. با مطالعه بيش از 3 هزار سلول از قشر مغز موشهاب ه صورت تكي و با جزئيات كامل و در نهايت مقايسه آنها با 20 هزار ژن فعال درون هر سلول دانشمندان توانستند سلولها را به تودههاي مجازي بخشبندي كنند. محققان 47 نوع مختلف سلول را شناسايي كردند كه تعداد زيادي از اين سلولها شامل عصبهاي تخصصي ميشد و مابقي را سلولهاي رگهاي خوني و سلولهاي گليال تشكيل ميدادند كه وظيفه آنها زير نظر داشتن مواد زائد، حفاظت در مقابل عفونت و فراهم كردن مواد غذايي براي سلولهاي عصبي است.
دانشمندان توانستند با كمك نقشه دقيق از مغز سلولهاي ناشناختهاي را شناسايي كنند كه تاكنون ناشناخته بودند. ازجمله اين سلولها ميتوان به يك سلول عصبي در سطحيترين لايه قشر و شش نوع مختلف اليگودندروسيت نام برد. اليگودندروسيتها سلولهايي هستند كه غلاف عايق الكتريكي ميلين را در نزديكي سلولهاي عصبي تشكيل ميدهند. نتايج بهدستآمده از اين تحقيق احتمالاً اطلاعات بيشتري را درباره بيماريهايي مثل MS كه بر ميلين تأثيرميگذارد در اختيار ما قرار ميدهد.
جنز هجرلينگ يكي ديگر از همكاران دكتر لينارسون در اين تحقيق اذعان داشت:«ما همچنان توانستيم يافتههاي پيشين را مثل اينكه سلولهاي هرمي قشر مغز برحسب نقش خود در لايههاي مختلف قرار ميگيرند تأييد كنيم اما مهمتر از همه اين است كه ما نقشهاي با جزئيات زياد از سلولهاي مغز تهيهكردهايم كه هر نوع سلول را با جزئيات كامل توضيح و نشان ميدهد كه كدام ژنها در آن سلول فعال هستند. اين امر ابزار جديدي را براي مطالعه اين سلولها در رابطه با مدلهاي بيماري فراهم و به ما كمك ميكند كه نحوه واكنش سلولهاي مغزي به آسيب و بيماري را بهتر متوجه شويم.»
تخمينزده شده كه حدود 100 ميليون سلول در مغز موش و حدود 65 ميليارد سلول در مغز انسان وجود داشته باشد. قطر سلولهاي عصبي تقريباً حدود 20ميكرومتر و سلولهاي گيلالي حدود 10ميكرومتر است. هر ميكرومتر برابر يكهزار ميليمتر است.
ترجمه: ساينس ديلي